Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
book keeping
حسابداری
[حسابداری]
Search result with all words
book keeping by double e.
دفترداری مترادف
book keeping by single e.
دفترداری ساده
Other Matches
in keeping with
<idiom>
مشابه ،موافقت کردن
out of keeping
مخالف
out of keeping
ناجور
out of keeping
ناموافق
keeping
غذا
it is in my keeping
د رحفافت منست
in keeping
مطابق
keeping
ذخایر یکانها
keeping
متصرفات
keeping
تصرف
keeping
موافقت
it is in my keeping
د ردست من است
keeping
توافق
keeping
نگهداری
keeping
علوفه
in keeping
موافق
keeping
سازش
keeping room
اطاق نشیمن
bee-keeping
پرورشزنبور
file keeping
بایگانی
record keeping
نگهداری سوابق
the keeping of a festival
عید گرفتن
the keeping of a festival
نگهداری عید
keeping house
در خانه ماندن تاجرورشکسته و عدم حضورش در محل کسب خود که قرینه ورشکستگی او محسوب میشود
that woman was in keeping
ان زن رانشانده بودند
to be in safe keeping
درجای امن بودن
safe keeping
حفافت توجه
safe keeping
حفظ
safe keeping
نگهداری
keeping-room
اتاق نشیمن
station keeping
در خط نگهداشتن ناو
peace-keeping
نیروی برقرارکننده صلح
peace keeping forces
نیروهای بازدارنده و حافظ صلح سازمان ملل
I was keeping my fingers crossed .
خدا خدا می کردم ( دعامی کردم )
house keeping operation
اعمال خانه داری
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
here is my book
اینست کتاب من
i will t. you for the book
شیر یا خط می کنم ببینم کتاب را کی باید بردارد
book one
جلد نخستین
book one
کتاب نخست
you are welcome to my book
بفرمایید از کتاب بنده استفاده کنید
with out book
برون سند کتابی ازبر
it was a p to another book
مقدمه کتاب دیگربود
book value
بهای دفتری
your book
کتابتان
book value
ارزش ثبت شده در دفتر
book value
ارزش دفتری
your book
کتاب شما
i had never seen such a book
من هرگز چنین کتابی ندیده ام
here is my book
کتاب من اینها
very many book
کتابهای خیلی زیاد
by the book
ازروی کتاب
by the book
کتابی
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
to book something
چیزی را سفارش دادن
to book something
چیزی را رزرو کردن
book
بداخلاق
book
دفتر
book
ثبت کردن
that book
این کتاب
book
شماره بازیگرخطاکار
that book
ان کتاب
book
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
this book is yours
این کتاب مال شما ست
book
درکتاب یادفترثبت کردن
book
فصل یاقسمتی از کتاب
book
مجلد دفتر
the book is out of p
کتاب تمام شده است
book
کتاب
book
رزرو کردن توقیف کردن
the a of a book
خوانندگان کتابی
that is my book
کتاب من است
that is my book
این
white book
ویدیو- CD استاندارد ساخت philips , JVC که نحوه ذخیره ویدیودیجیتال روی ROM-CD را بیان میکند
winter book
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
text book
رساله
white book
کتاب سفید
text book
کتاب اصلی دریک موضوع
to put any one through a book
کسیرا وادار بخواندن کتابی کردن
text book
کتاب درسی
telephnone book
دفتر تلفن
service book
کتب مذهبی
woman of the book
کتابیه
what is this book worth?
این کتاب چقدر ارزش دارد
waste book
دفتر باطله
thank tou for that book
خواهش دارم ان کتاب را به من بدهید
to consult a book
سرکتاب باز کردن
time book
دفتر ثبت ساعات کار
that book will immortalize him
ان کتاب نام اورا تا جاویدان زنده نگاه خواهد داشت
to bring to book
حساب پس گرفتن
the book is my property
کتاب مال من است
to bring to book
بازخواست کردن از
the book is print
کتاب زیر چاپ است
the book is print
کتاب برای فروش موجودایت
to consult a book
از کتاب فال گرفتن
to e. upon acovnt book
همه اقلام لازم رادردفترحساب وارد کردن
tou book
لباس تکواندو
thank tou for that book
متشکرم
to wade through a book
بکندی وزحمت کتابی راخواندن
to subscribe for a book
پیش ازانتشارکتاب تعهدخریدیک یاچندجلدانراکردن
to read a book
کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
to license a book
اجازه چاپ کتابی را دادن
to gut a book
جوهرمطالب کتابیراکشیدن
to gut a book
مواداصلی کتابیرا ازان دراوردن
to bind a book
صحافی کردن یک کتاب
phone book
دفتر حاوی شمارههای تلفن
the forthcoming book
کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
when reading a book
در حال خواندن کتابی
People of the Book
پیروان کتاب مقدس
[ دین]
blank book
کتابچه
throw the book at
<idiom>
شدیدا مواخذه کردنبخاطر شکستن قانون
To talk like a book .
لفظ قلم صحبت کردن
She laid the book aside .
کتاب را کنار گذاشت ( مطالعه اش را متوقف کرد)
What is the title of the book ?
عنوان این کتاب چیست ؟
You wI'll benefit by this book .
از خواندن این کتاب فایده خواهی برد
She was reading the book to herself.
کتاب را آهسته ( پیش خودش) می خواند
To bind a book.
کتابی را جلد کردن
word book
واژه نامه
edition
[ed.]
[of a book]
چاپ
[کتابی]
edition
[ed.]
[of a book]
ویرایش
[کتابی]
book a seat
جا رزرو کردن
have one's nose in a book
<idiom>
کرم کتاب خوانی داشتن
have one's nose in a book
<idiom>
دائم سر توی کتاب داشتن
word book
دیکشنری
word book
لغت نامه
word book
فرهنگ لغات
word book
قاموس
word book
کتاب لغت
Please fetch the book.
لطفا"بروکتاب رابیاور
rent book
کتابچهایکهدرآنمبلغکرایهذکرشدهباشد
telephone book
دفتر تلفن
phone book
کتاب راهنمای تلفن
log book
رخداد نامه
log book
رخداد نگاشت
log book
دفتر رخدادهای روزانه
comic book
کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
comic book
کتاب کاریکاتور
book plates
برچسب کتاب
book plate
برچسب کتاب
rule book
کتابقانون
Yellow Book
مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
year book
سالنامه
telephone book
راهنمای تلفن
appointment book
دفترچهقرارملاقاتها
book ends
کتابنگهدار
reference book
کتابمرجع
phrase book
لغتنامهمسافرت
pension book
برگهایکهوجهیکهبایستپرداختشوددرآندرجشدهاست
guest book
دفترچهمیهمانها
exercise book
کتابتمرین
cookery book
کتابآشپزی
code book
کتابرمزگشا
book token
کارتخریدکتاب
address book
دفترچه تلفن
spine of the book
تیرهپشتیکتاب
bound book
کتابپربرگ
book of matches
جعبهکبریت
word book
کتاب لغت
service book
کتب دعا
he presented me with a book
کتابی بمن پیشکشی کرد
check book
کتابچه ثبت ارقام یاموادرسیدگی شده
chap book
کتابچه اشعاروادبیات عوام پسند که دوره گردان می فروشند
call book
دفتر بیدار کردن و تنظیم نوبت نگهبانی
bring to book
بازخواست کردن از
book review
مقاله درباره کتاب
book review
انتقاد از کتاب
book og kings
سفرملوک :نام یکی ازکتابهای عتیق
book og kings
کتاب پادشاهان
book of reference
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
book of psalms
مزامیر داود
book of psalms
زبور حضرت داود
book of psalms
زبور داود
book of proverbs
کتاب امثال حضرت سلیمان
cheque book
دفترچه چک
cheque book
دسته چک
gun book
دفتریادداشت سوابق توپ
gun book
دفترچه خدمت توپ
guide book
راهنمای مسافران
guide book
کتاب راهنما
Green Book
مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
fly book
قوطی مگس ساختگی
field book
دفترچه یادداشت نقشه بردار
day book
دفتر روزنامه
bell book
دفتر موتورخانه
copy book
دفتر کپیه
condition book
کتابچه حاوی شرایط ومقررات اسبدوانی
class book
کتاب کلاسی
book of account
دفترحساب
book of account
دفتر روزنامه
book of account
دفتر کل
black book
کتاب سیاه
black book
دفتر ثبت نام تبه کاران ومجرمین یاکسانی که از انجام عملی ممنوع میشوند
bill book
دفتر بروات
bell book
دفتر ثبت دستورات موتور
account book
دفتر حساب
accession book
فهرست کتب یک کتابخانه که به سایر کتب ضمیمه شود
talking book
صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
statute book
قوانین موضوعه
statute book
کتاب قانون
statute book
کتاب نظامنامه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com