English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English Persian
border ditch irrigation ابیاری نواری
Other Matches
border check irrigation ابیاری نواری
over irrigation فزون ابیاری
irrigation ابیاری
over irrigation ابیاری بیش ازحد
tank irrigation شبکه ابیاری با مخازن کوچک
systematic irrigation ابیاری منظم
surface irrigation ابیاری سطحی
sprinkler irrigation ابیاری بارانی
sewage irrigation ابیاری فاضلاب
syringe for irrigation سرنگبرایتحریک
subsoil irrigation ابیاری زیرزمینی
irrigation system شبکه ابیاری
irrigation requirement احتیاجات ابی گیاه
irrigation consumption مصرف ابیاری
irrigation channel مادی
irrigation channel جدول
aeration irrigation ابیاری برای تهویه خاک
irrigation channel کانال ابیاری
kharif irrigation ابیاری تابستانه
broad irrigation کوداب دادن
ideal irrigation interval فاصله مطلوب ابیاری
overseer of irrigation channel مادی سالار
overseer of irrigation channel سرمیراب
ditch حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditch سنگرکندن
ditch نهر
ditch چاله
ditch شهر
ditch نهراب گودال کندن
ditch راه اب
ditch حفره
ditch خندق
ditch گودال سنگر رابط خندق کندن
last-ditch مذبوحانه
to go into the ditch با خودرو به خندق جاده رفتن
last-ditch وابسته به آخرین تلاش
ditch ابرو
last-ditch آخرین فرصت
ditch جوی
ditch ابرو کنار راه کنده
ditch گودال
intercepting ditch جوی کوهی ابروی بالای کند
complete ditch گودبرداری کامل
collector ditch راه اب زهکش
imcomplete ditch گود ناقص
complete ditch گود کامل
quarter ditch نهری که اب جویهای کوچک را جمع اوری کرده و به کانال تخلیه هدایت میکند
intercepting ditch نهر کوهی
intercepting ditch ابرو بالای خاکبرداری
open ditch نهر روباز
road ditch آبرو [جوی] کنار راه
road ditch خندق جاده
road ditch راه آب [کنار جاده]
as dull as a ditch-water مثل فیلم های تکراری [خسته کننده و ملال آور]
border کنار
border کران
S-border حاشیه های اس [در بعضی از فرش ها، خصوصا قفقازی و آناتولی از نگاره هایی به شکل حرف اس یا زد لاتین جهت تزئین استفاده می کنند.]
border زه
border پشته
border مرز
border پشته خاکی
border مجاور بودن
border حاشیه گذاشتن
at the border to دم مرز به
border لبه دارکردن
border کناره
border حاشیه
border سرحد
border لبه
border کناره مرز
border خط مرزی
border لبه گذاشتن
border سجاف کردن
border حاشیه فرش
border حاشیه دار کردن
border فضای اطراف متن نمایش داده شده یا چاپ گرفته شده
border حریم
border دوره
border حاشیه زه
crab border حاشیه خرچنگی [فرش]
minor border حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
border installations تاسیسات مرزی
cartouche border قاب و کتیبه ای که بیشتر در حواشی بکار گرفته شده و نقش درون آن بصورت یک در میان در هر قاب تکرار می شود
carnation border حاشیه گل میخکی که در فرش های آسیایی خصوصا هندی دیده می شود
Herati border طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
Kufic border حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
meander border [طرح پیچ در پیچ و منقطع در حاشیه با مخلوطی از گل ها و پیچک های انگور]
rainbow border حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
rosette border حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
turtle border حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
baberpole border شیرازه بافته شده از دو رنگ
border break ادامه دادن اطلاعات نقشه تا حاشیه ان
border stone سنگ مرزی
border break ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
border land زمین مرزی
border line خط حاشیه
border line خط راهبر
border line خط کنار
border line خط راهنما
border method روش نواری
border stone جدول
cathode border مرز کاتد
purple border حاشیهارغوانی
border post ساختمانمرزبانی
herbaceous border محوطهگیاهی
border guard پلیس مرزبانی
border crosser عبور کنندگان از مرز پناهندگان
border police پلیس مرزبانی
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
curled leaf border حاشیه با برگ های مجعد که در فرش های ترکمن بکار می رود.
smuggler [of people across a border] قاچاقچی آدم [در سر مرز]
He crossed the frontier(border-line). ازمرز رد شد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com