|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
Total search result: 17 (2 milliseconds) | |||||
English | Persian | ||||
---|---|---|---|---|---|
bounce | بالاجستن | ||||
bounce | پس جستن | ||||
bounce | پریدن گزاف گویی کردن | ||||
bounce | مورد توپ وتشرقرار دادن بیرون انداختن | ||||
bounce | پرش | ||||
bounce | جست گزاف گویی | ||||
bounce | پرش یا جهش الاستیک سوپاپها | ||||
bounce | به زمین خوردن و بلند شدن توپ بیس بال | ||||
bounce | جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود | ||||
bounce | برخورد چندین کلید در اثر تنظیم غلط | ||||
Other Matches | |||||
de bounce | جلوگیری از تماس با یک کلید که باعث چندین تماس میشود | ||||
de bounce | مدار الکترونیکی که ازانتخاب بیش ازیک کلید که بیش از یک سیگنال ایجاد میکند جلوگیری میکند | ||||
key bounce | پرش کلید | ||||
bounce shot | گویی که به زمین می خورد وبه طرف دروازه می رود | ||||
bounce pass | پاس با ضربه به زمین لاکراس | ||||
bottom bounce | انعکاس از کف دریا | ||||
to bounce [cheque/check] | برگشتن [چکی] |
Recent search history | |
|