English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (8 milliseconds)
English Persian
brake lights چراغ های ترمز
Other Matches
lights out علائم مخابرات بوسیله نور هنگام خاموشی
lights out ساعت خواب
lights ریه جانوران
lights شش
According to my lights . تا آنجا که عقلم قد می دهد
rear lights چراغهایعقب
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
northern lights سپیده شمالی فجر شمالی
northern lights نور فجر شمالی
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
list of lights کتاب چراغها
According to his own lights , he was doing nothing wrong at all. آن طور که عقلش قد می داد اعمالش صحیح بنظرش می آمد
high lights موضوعات مهم مطالب مهم
high lights نکات مهم
contact lights چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
breakdown lights چراغهای عدم کنترل
side lights چراغهای طرفین ناو
side lights چراغ دریانوردی طرفین ناو
fairy lights چراغهایتزئینیرنگی
polar lights نورقطبی
indicator lights نورهایراهنما
front lights چراغهایجلو
warning lights چراغهشدار
pilot lights پیلوت
pilot lights شمعک
pilot lights افروزک
leading lights چشم و چراغ
leading lights شمع محفل
leading lights عضو مهم
southern lights شفق جنوبی
bright lights شهربازیبزرگیکهدرآنوسایلبازیزیادیدرآنیافتمیشود
battle lights چراغ خاموشی شبانه
battle lights چراغهای جنگی
red lights چراغ خطر
red lights چراغ قرمز
battle lights چراغ پلیس
gas lights چراغ گازی
riding lights چراغ لنگر
tail lights چراغ عقب ماشین
gas lights نور یا روشنایی گازی
traffic lights چراغ راهنمایی
red lights چراغ سمت چپ
The lights of the aircraft were blinking. چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
To turn off the lights. (T. V. ,radio). چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
Turn left at the traffic lights. از چراغ راهنمایی به دست چپ بپیچید.
dimmed headlights [lights] [American English] نور پایین [خودرو]
dipped headlights [lights] [British English] نور پایین [خودرو]
d.c. brake ترمز جریان دائم
brake قطع درگیری
brake ترمزکردن
brake ضامن
brake ترمز
brake بیشه
brake ترمز کردن
brake درختستان
brake عایق مانع
steering brake قفل فرمان خود روشنی دار
brake wheel چرخ دندانه دار
power brake ترمز سروو
prony brake لگام پرونی
steam brake ترمز بخاری
press brake پرس خمشی
brake wheels چرخ های دندانه دار
prony brake مهار پرونی
rock brake بسفایج معمولی
prony brake ترمز پرونی
brake van عایقواگن
hub brake ترمز چرخ
brake hose شلنگترمز
rear brake ترمزعصبی
brake valve سوپاپ ترمز
front brake ترمزجلو
dynamic brake ترمزدینامیکی
drum brake ترمزحلقوی
chain brake عایقزنجیر
brake pedal ترمزپدال
brake pad لایهترمز
brake lever سطحترمز
brake handle ترمزدستی
brake caliper لنتترمز
brake cable سیمترمز
aerodynamic brake ترمزهوایی
brake fluid روغن ترمز
air brake ترمز بادی
brake collar رینگ ترمز
brake horsepower توان مفید
disc brake ترمز دیسکی
disc brake ترمز صفحهای
electric brake ترمز برقی
electric brake ترمز الکتریکی
electromagnetic brake ترمز مغناطیسی
emergency brake ترمز اضطراری
brake wheel ترمز چرخها
cane brake نوعی ازعلف
cane brake نیستان
brake horsepower توان حقیقی مهاری
brake horsepower نیروی ترمز
brake lining مادهای با کارایی خوب دربرابر اصطکاک و مقاومت دربرابر حرارت زیاد
brake lining لنت ترمز
brake pressure نیروی ترمز
brake rigging اتصالات ترمز لوکوموتیو تقویت کنندههای ترمزلوکوموتیو
brake shoe کفشک ترمز
brake weight لنگر
cane brake نیزار
foot brake ترمز پایی
hoist brake ترمز نقاله
hand brake ترمز دستی
magnetic brake ترمز مغناطیسی
muzzle brake دافع دهانه
air brake ترمز کمپرسی
leaf brake خم کن
internal brake ترمز داخلی
muzzle brake شعله پوش لوله توپ
air brake ترمز هوایی
four wheel brake ترمز چهار چرخ
gear brake ترمز سیستم انتقال
brake expander cam بادامک ترمز
load reaction brake ترمز فشار باد
brake piston cup رینگ پیستون ترمز
brake actuating lever اهرم ترمز
brake mean effective pressure مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
back pedalling brake ترمز باگردش ازاد
brake expander mechanism مکانیزم انبساط ترمز
brake cross shaft محور ترمز
trailer brake system دستگاه ترمز تریلر [فناری خودرو]
trailer brake valve سوپاپ ترمز تریلر
brake shoe carrier نگهدارنده کفشک ترمز
brake shoe ring رینگ کفشک ترمز
foot brake pedal پدال ترمز
front wheel brake ترمز چرخ جلو
hand brake lever اهرم ترمز دستی
back pedalling brake ترمز مسیر ازاد
to cut brake or beat a r گوی سبقت رادر رشتهای ازپیشینیان ربودن
air brake handle دستهترمزهوایی
front brake lever اهرم ترمزجلو
flexible brake tubing لوله قابل انعطاف ترمز
brake lifting magnet ترمز مغناطیسی اسانسور
rear brake pedal پدالترمزانتهایی
emergency brake equipment تجهیزات ترمز اضطراری
air brake pressurizer فشرنده هوا
hand brake wheel چرخترمزدستی
brake specific fuel consumption مقدار سوخت مصرف شده درواحد زمان برای تولید واحدقدرت
air brake pressure gage مانومتر با ترمز هوایی
hand brake winding lever سطحپیچاپیچترمزدستی
hand brake gear housing دستهترمزموتورکابین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com