Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (8 milliseconds)
English
Persian
branch cutter
اهن دهره
branch cutter
شاخه بر
Other Matches
cutter
قایق پارویی
cutter
سیم چین
cutter
انبر دست
cutter
قایق تک دکله
cutter
دندان پیش
cutter
الت تراش
cutter
برنده
cutter
نوعی کرجی
cutter
دندانه گردان عاج سوهان
diamond cutter
الماس تراش
glass cutter
شیشه بر
cutter chuck
سه نظام فرز
glass cutter
الماس شیشه بری
gear cutter
دنده تراش
gear cutter
فرز
fly cutter
فرز مدول
file cutter
قسمت برنده سوهان
form cutter
دستگاه فرز پروفیل
brick cutter
اجر تراش
pipe cutter
لوله قطع کن
boring cutter
قلم تراش
file cutter
سوهانساز
cutter head
سرفرز
cutter slide
لغزنده فرز
cutter spindle
هرزگرد کاتر
daisy cutter
اسبی که پایش راکم از زمین بلندمیکند
milling cutter
ابزار فرزکاری
tile cutter
کاشی تراش
sword cutter
شمشیر ساز
stone cutter
سنگبر
stone cutter
حجار
wire cutter
سیم چین
trimming cutter
قطع کننده زائده ها
revenue cutter
کشتی مسلح دولتی که برای جلوگیری ازقاچاق واجرای قوانین مالیاتی بکار رود
tube cutter
لوله بر
wood cutter
هیزم شکن باصمه کارچوب چوب تراش منبت کار
cutter bar
قسمتبرش
cutter link
اتصال
pipe cutter
لوله بر
pipe cutter
اسباب ویژه قطع لولههای فلزی
Marconi cutter
قایقپاروییمارکونی
wire cutter
قیچی میخچین
wire cutter
قیچی سیمبر
cutter grinding attachment
تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
cutter spindle bearing
یاطاقان هرزگرد کاتر
angle milling cutter
فرزکننده زاویهای
trimming: board cutter
تختهبرش
circular cutter head
چاقوی گرد
die sinking cutter
فرز حدیده
slab milling cutter
دستگاه فرز غلطکی
edge cutter/trimmer
لبه بر
side milling cutter
دستگاه فرز صفحهای
formed milling cutter
دستگاه فرز فرم
gang milling cutter
دستگاه فرز گروهی
rack type cutter
شانه رنده
rack type cutter
اسکنه نوع شانهای
plain milling cutter
دستگاه فرز غلطکی
double angle milling cutter
دستگاه فرز زاویه دوبل
cone type face milling cutter
فرز نوع مخروطی
branch
رشته
[دانشی]
Y-branch
انشعابفرعی
no branch
شغلی که احتیاج به رسته تخصصی ندارد
branch
[تیرک گوتیک در طاق]
branch
شاخه
[دانشی]
no branch
شغل بدون رسته
branch
کابلی که از یک کابل اصلی به گره می رود
branch
تقسیم
branch
شعبه زدن
branch
در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branch
دایره قسمت
branch
رسته
branch
رشته ساقه
branch
شاخه
branch
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد
branch
یک یا چند مسیر که می توانند پس از یک عبارت شرطی انجام شوند
branch
خط ی که یک یا چند وسیله را به شبکه اصلی وصل میکند
branch
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
branch
جهش از بخشی از برنامه به بخش دیگر
branch
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
branch
رشته
branch
فرع
branch
شعبه رشته
branch
انشعاب
branch
بخش
branch
شاخه دراوردن
branch
شاخه شاخه شدن
branch
شاخ
branch
منشعب شدن گل وبوته انداختن
branch
جوانه زدن براه جدیدی رفتن
branch
شعبه
branch
مشتق شدن
To cut off a branch .
شاخه ای را قطع کردن
eco-branch
شعبه زیست بوم
[شاخه اقتصاد مناسب با زیست بوم]
unconditional branch
انشعاب غیر شرطی
Special Branch
سازمانپلیسبریتانیا
branch clip
گوشیپزشکی
service branch
انشعاب
root and branch
کاملا
fruit branch
شاخهمیوه
root and branch
اساسا
root and branch
ازریشه
branch duct
مجرایشاخهای
What is your branch of study?
رشته تحصیلیتان چیست ؟
branch of a company
شعبه شرکت
branch cutoff
دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
connecting branch
اتصال یا پیوستگی
branch circuit
مدار انشعابی
branch address
نشانی انشعاب
basic branch
رسته اولیه
artillery branch
رسته توپخانه
case branch
انشعاب شرطی
air branch
قسمت هوایی رسته هوایی
condeitional branch
انشعاب شرطی
branch cutout
فیوز انشعاب
branch office
شعبه
branch office
دفتر شعبه
branch pipe
پنجه اگزوز
branch switch
کلید
branch exchange
رد و بدل کننده شعبهای
branch instruction
دستورالعمل انشعاب
conditional branch
انشعاب شرطی
branch head
دهانه ابگیر نهر درجه یک
air branch
قسمت امور هوایی
descending branch
شاخه نزولی مسیر گلوله
branch extension
اتصال موازی فرعی
branch extension
اتصال شنت
executive branch
فرماندهی
executive branch
officer line : syn
olive branch
اولاد
olive branch
شاخ زیتون
branch depot
امادگاه رستهای
grid branch
مدار شبکه
double branch
چهارراهه
every branch of knowledge
هرشاخه ازعلوم
branch line
خط فرعی
duty branch
رسته
branch lines
شاخه
branch lines
خط فرعی
branch line
شاخه
duty branch
رسته خدمتی
reach out with an olive branch
<idiom>
[انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
branch supply pipe
منبعشاخهای
branch material curriculum
برنامه اموزش مراکزاموزش رستهای
to lop off a branch
[from a tree]
شاخه ای را
[از درختی]
بریدن
reach out with an olive branch
[انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
branch material position
شغل سازمانی
Dont break that branch off.
آن شاخه رانشکن
Remove something root and branch.
چیزی را از ریشه وبن نابود کردن
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
foam branch pipe
لوله کف ساز
branch immaterial position
شغل همه رستهای
upper branch of meridian
نصف النهار برین
branch control structure
ساختار کنترل انشعاب
branch return pipe
لولهبرگشتشاخهای
to hold out the olive branch
<idiom>
[پیشنهاد آشتی کردن]
branch qualified officer
افسر متخصص رستهای
lower branch of meridian
نصف النهار زیرین
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
private automatic branch exchange
رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com