English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
breathing gear ماسک تنفسی
breathing gear وسیله تنفسی
Other Matches
breathing out عملبازدم
breathing جریان هوا و گازهای خروجی از موتور
breathing تنفس
breathing دم زنی
breathing in عملدم
breathing vibration ارتعاش تنفسی
buddy breathing شرکت 2 نفر در یک کپسول هوا در زیر اب
breathing hole روزنه
air breathing هوای تنفسی
air breathing هوا دم
breathing gap فرصت سر خاراندن
breathing space ایست
heavy breathing دم زنی سخت
breathing-hole روزنه
pressure breathing تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
puerile breathing تنفس خرخری کودکان
breathing space مکث
smooth breathing که دردستوریونانی عدم تلفظ حرف اول رامیرساند
smooth breathing نام این نشان
skip breathing حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
rough breathing که دردستوریونانی تلفظ شدن حرف اول را می رساند
rough breathing نام این نشان
the breathing operation کاردم زدن عمل تنفس
self-contained breathing apparatus اسبابتنفسی
to gear down باعوض کردن دنده کندکردن
gear in درگیری دو چرخ دنده
out of gear خراب
in gear اماده حرکت
out of gear ازهم سواشده
to go out of gear مختل شدن ازکارافتادن
out of gear ازدنده بیرون افتاده
to go out of gear خراب شدن
to gear up باعوض کردن دنده تندکردن
gear in درگیر شدن
get in gear [get into gear] <idiom> بعد از مدتی دوباره سررشته امور را به دست گرفتن.
in gear اماده
gear انتقال دادن
gear افزار
gear ابزار وسایل لباس مخصوص
gear جعبه دنده
gear الات جامه
gear پوشش دنده دار
gear کردن اماده کارکردن
gear پوشانیدن
gear مجموع چرخهای دنده دار
gear ادوات
in gear دایر
gear اسباب لوازم
gear دنده
gear چرخ دنده
spur gear چرخ دندانه دار
high gear دنده قوی خودرو
reduction gear چرخ دنده کاهنده
reduction gear جعبه دنده تبدیل سرعت
running gear قسمت حرکت کننده ماشین
rocker gear تنظیم جاروبک
reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
planetary gear چرخ دنده سیارهای
landing gear ارابه فرود
mess gear وسایل غذاخوری
mess gear وسایل نظافت نهارخوری
landing gear عراده هواپیما وسایل فرود امدن
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
landing gear چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
low gear دنده کندکن
pull gear چرخ دنده بالابر
mess gear جعبه فروف سرباز یا مسافر
hoisting gear چرخ دنده بالابر
gear brake ترمز سیستم انتقال
planetary gear دنده خورشیدی
nose gear قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
planetary gear جعبه دنده خورشیدی
loose gear چرخ دندانه هرزگرد
spur gear دنده ملخی
worm gear چرخ دنده حلزونی
gear cable کابلچرخدنده
gear housing پوششچرخدنده
riot gear نوعیلباسخاصپلیسضدآشوب
get one's rear in gear <idiom> عجله کردن
high gear <idiom> آخر سرعت
gear box جعبه دنده گیرباکس
gear shift دسته دنده اتومبیل
gear lever دسته دنده اتومبیل
gear stick دسته دنده اتومبیل
bathing gear لوازم شنا [حمام]
bathing gear لباس شنا [حمام]
gear wheels چرخ دنده ها
worm gear دنده حلزونی پیچ حلزونی
worm gear دنده مورب
spur gear دنده مهمیزی دنده خاردار
steering gear دنده فرمان
steering gear دنده سکان
steering gear جعبه دنده فرمان
steering gear جعبه فرمان
step up gear چرخ دنده افزاینده
sun gear چرخ دنده خورشیدی
switch gear وسیله اتصال
synchromesh gear گیربکس سنکرون
timing gear چرخ دنده میل بادامک
training gear گردونه در سمت
transmission gear چرخ دنده انتقال
tumble gear چرخ واسطه
tumble gear چرخ دنده واسطه
valve gear مکانیزمی که برای بحرکت دراوردن سوپاپهای موتورپیستونی
worm gear دنده مارپیچی
gear wheels چرخ های دندانه دار
chaffing gear وسایل ضد ساییدگی
driving gear چرخ دنده محرک
elevating gear چرخ دندانه بالابر
elevator gear گردونه در ارتفاع
exhaust gear چرخ دندانه خروجی
compasition gear چرخ دنده مرکب
external gear تاج دندانه خارجی
fishing gear اسباب ماهیگیری
flight gear لباس پرواز
four gear drive گیربکس چهار دنده
foxer gear صداساز
foxer gear وسیله تولید صدا
fuse gear متعلقات فیوز
gear arrangment نظم و ترتیب درگیری دو چرخ دنده
gear assembly مجموعه چرخ دنده ها
gear blank چرخ دنده کار نکرده
gear box جعبه دنده
differential gear دنده عقب اتومبیل
crown gear چرخ دنده محدب
arrester gear سیم نگهدارنده
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
arresting gear قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
back gear یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
beach gear وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
beaching gear سرسره قایق
bell gear چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
bevel gear دنده مورب
bevel gear دنده کرامویل
bevel gear چرخ دنده مخروطی
bevel gear چرخ دندانه مخروطی
reverse gear دنده معکوس
chaffing gear وسایل ضد سایش
change gear چرخ دندانه تبدیل
control gear دستگاه کنترل
crank gear چرخ دنده سر میل لنگ
gear box گیربکس
gear case جعبه دنده
gear level تبدیل کردن
gear level دسته دنده
gear pump پمپ دندهای
head gear پوشش سر
gear pump پمپ روغن دندهای
gear quadrant ماهک جعبه دنده
gear ratio نسبت چره دنده ها
gear ratio نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
gear wheel چرخ دنده
gear wheel چرخ دندانه دار
beaching gear وسایل به ساحل کشیدن ناو
gear guard جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
gear grinder ماشین پرداخت چرخ دنده
herringbone gear چرخ دندانه جناغی
gear case پوسته جعبه دنده
spiral gear چرخ دنده حلزونی
helical gear چرخ دنده حلزونی
head gear کلاه تمرین بوکس
gear cluster مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
gear cutter فرز
head gear روسری
gear cutter دنده تراش
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
gear friction اصطکاک چرخ دنده
gear transmission ratio نسبت دنده گیربکس
bevel gear drive جعبه دنده مخروطی
nose landing gear ترمزفروددماغه
main landing gear ترمزاصلیفرود
low supercharger gear دور کم سوپرشارژر درموتورهای پیستونی که معمولا بصورت اتوماتیک توسط یک فشارسنج کنترل میشود
hour angle gear ساعتدندهدارگوشهای
The car is in the reverse gear. اتو موبیل توی دنده عقب است
internal gear pump پمپ دوار با رتور دندانه دارداخلی
back gear shaft محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
gear friction losses تلفات اصطکاکی جعبه دنده
automobile gear transmission گیربکس اتومبیل
fixed-gear bicycle دوچرخه دنده ثابت [بدون چرخ آزاد]
bevel gear generator ماشین رنده چرخ دنده مخروطی
bevel gear grinder دستگاه سنگ چرخ دندانه مخروطی
front landing gear ترمزجلوییفرود
double helical gear چرخ دندانه مارپیچی دوبل
eight speed gear drive گیربکس هشت دنده
gear lubricant oil روغن گیربکس
switch gear cabinet قفسه کلیدها
steering gear housing بدنه جعبه فرمان
starter gear ring چرخ دنده استارتر
gear change box گیربکس
gear change box جعبه تعویض دنده
speed reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
divided landing gear ارابه فرود ثابت که هیچ محور افقی بین چرخهای ان وجود ندارد
switch gear cabinet شالت شرانک
worm gear mechanism مکانیزم چرخ دنده حلزونی
bevel gear planer دستگاه رنده چرخ دندانه مخروطی
aircraft arresting gear جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
magnetic gear shift دسته دنده مغناطیسی
change gear mechanism مکانیزم چرخ دندانه تبدیل
bevel gear hob دستگاه فرز غلطکی چرخ دندانه مخروطی
accessory gear box جعبه چرخدنده فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com