Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
bridle track
اسب رو
bridle track
ایز سوارکاران
bridle track
راه باریک
Other Matches
bridle
افسار
bridle
زنجیر مهار
bridle
مهار ناو
bridle
بند چشمی
bridle
کنترل کردن
bridle
عنان
bridle
قید
bridle
دهه کردن
bridle
جلوگیری کردن از
bridle
رام کردن
blind bridle
لگام چشمبنددار
to bridle one's anger
خشم خودرا پایمال کردن یافروخوردن
bridle assembly
کنترلوزنه
bridle tape
نوارافسارمانند
towing bridle
افسار یدک
towing bridle
برایدل یدک
bridle path
جاده اسب رو
bridle path
راه باریک
bridle paths
جاده اسب رو
bridle paths
راه باریک
to bridle one's own tongue
جلوی زبان خودرا گرفتن
towing bridle
حلقه یدک
to give the horse the bridle
جلو اسب راول کردن
track
شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
track
دنبال کردن یک مسیر به درستی
track
یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
track
محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
track
تعداد شیارهای داده هم مرکز روی سطح دیسک در واحد اینچ
track
راهچه
track
مسیر دو
track down
<idiom>
جستجو کردن
keep track of
<idiom>
نگهداری یاداشت
to keep the track of something
پیوسته ازچیزی اگاهی داشتن
to keep the track of something
ردچیزیراداشتن
to be on one's track
زاغ سیاه کسی راچوب زدن
to be on one's track
مراقب حال کسی بودن
to be on one's track
رد کسیرا گرفتن
y track
سه راهی در خط اهن
one track
فقط در یک وهله
one track
فاقد قوه ارتجاعی
one track
کوتاه فکر
off the track
از موضوع پرت
off the track
ازخط پی گم کرده
off the track
بیرون
i followed his track
ردپایش را گرفتم
one track
یک راهه
track off
انحراف از مسیر تعقیب هدف رد شدن نقطه نشانی از روی هدف در نشانه روی
track
توالی ردپاراگرفتن
track
پی کردن
track
رد پا
track
پیگردی کردن
track
باریکه
track
تعقیب مسیر کردن
track
مسابقه دویدن
track
لبه
track
شیار
track
تعقیب کردن
track
خط اهن جاده
track
راه
track
تسلسل
track
دنبال کردن
track
مسیر
track
اثار
track
مسیرطی شده
track
ردیابی کردن
track
نشان
track
اثر
track
در رهگیری هوایی یعنی " به نظر من هواپیمای دشمن روی مسیری است که داده شده است . "
track
خط
track
ادامه گوی در مسیربولینگ
track
رد
track
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track
زمین بازیهای میدانی
track
پیدا کردن
track
با طناب کشیدن راه
track
جاده
track
ایز
track
ایز راه
track
خط سیر
trick track
بازی تخته نردقدیمی
training track
مسیر تمرینی مسابقه اسبدوانی
true track
تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
track tension
تنظیم شنی تانک
yard track
ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
track tension
کششی شنی
track production
فهور هدف
track telling
ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
track spacing
فاصله بین تعقیبها
track pitch
فاصله شیار
track pitch
گام شیار درجه شیار
track mode
روش تعقیب زمینی هواپیما به طورخودکار
track mode
روش تعقیب هدف
track meeting
مسابقه دوومیدانی
track down a person
رد پای کسی را گرفتن و او رادستگیر کردن
track diagram
دیاگرام خط
track density
تراکم شیار
cinder track
زمین دو
track per inch
مقیاسی از تراکم ذخیره دیسکهای مغناطیسی
track clearer
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
track production
شروع تعقیب هدف
track return
مدار برگشت
track lighting
لامپشیار
track
[American E]
سکوی ایستگاه راه آهن
track shoe
عاج
warning track
منطقهجریمه
one-track mind
فردیکهتنهابهیکچیزعلاقمنداست
title track
قطعهموسیقیکهپسازنام آلبوم میآید
track meet
مسابقاتورزشی
lose track of
<idiom>
ازدست دادن تماس باکسی یاچیزی
off the beaten track
<idiom>
غیر عادی
one-track mind
<idiom>
تنها به یک چیز فکر کردن
inside track
<idiom>
سودبردن
to lose track
[of]
فراموش کنند
[یا دیگر ندانند]
که شخصی
[چیزی]
کجا است
music track
تیتر آهنگ
music track
تیتر موسیقی
[روی محیط ضبط صوت]
track number
زمانشمار
track link
اتصالشیار
track idler
شیارچرخ
track record
سابقه
track record
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track record
پیشینه
track records
سابقه
track records
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track records
پیشینه
bogie and track
مراحللاستیکسازی
curtain track
میلهپرده
exit track
خروجیخطآهن
locomotive track
مسیرلوکوموتیو
rail track
خطآهن
rail track
مسیرریل
rotating track
مسیر/خطدوار
running track
لبهدرحالحرکت
track frame
قالبشیار
track circuit
مدار خط
chain track
مسیر زنجیر
forklift track
جرثقیل
forklift track
منجنیق
forklift track
بیل مکانیکی
alternate track
شیار جایگزین
full track
شنی دار کامل
full track
تمام شنی خودرو تمام شنی
ground track
مسیر زمینی
half track
هاف تراک
half track
خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
alternate track
شیار متناوب
hostile track
تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
hunter track
مسیر اکتشافی کشتی مین یاب یا مامور کشف و خنثی کردن مین
feed track
شیار پیشبری
alternate track
شیار تغییرپذیر
clock track
شیار زمان سنجی
crane track
جرثقیل خودکار
crane track
واگن بالابر مسیر عبور کفچه بالابر
spur track
جاده فرعی
creeper track
زنجیر خزشی
cycle track
راه دوچرخه رو
banking track
انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
banked track
پیست اتومبیلرانی با انحنای برجسته پیست انحناداربرجسته دوچرخه سواری
double track
دو
alternate track
شیاراصلاح پذیر
drop track
تعقیب موقوف
drop track
تعقیب را قطع کنید
intended track
مسیر پیش بینی شده هواپیما
intended track
مسیر تعیین شده هواپیما
kite track
مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
to lay the track
ریل کشیدن
to lay the track
ریل گذاری کردن
to lay the track
خطاهن کشیدن
track and field
وابسته به مسابقات دوصحرایی یا میدانی
track and field
ه
track and field
چکش
track and field
دیسک و غیره
track and field
دو و میدانی
railway track
خط اهن
track ball
گوی نشان
track ball
گوی پیگردی گوی شیار
track bolt
پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
timing track
شیار تنظیم وقت
the track of a comet
مسیر ستاره دنباله دار
the police are on his track
شهربانی اوراتعقیب میکند
neutralize track
هدف را تعقیب نکنید دررهگیری هوایی تعقیب موقوف
nine track tape
نوار نه شیاره
double track
خط
primary track
شیار اولیه
primary track
شیار اصلی
railway track
مسیر راه اهن
seven track tape
نوار هفت شیاره
single track
تک راهه
single track
فاقد وسعت معنوی فاقد درک عقلانی
sweeper track
مسیر حرکت ناو مین جمع کن
the police are on his track
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
track bond
ربط
ball retour track
مسیر بازگشت گوی بولینگ
track roller frame
قالبگردندهشیاردار
Track and field events .
مسابقات دو میدانی
track layting tractor
تراکتور چرخ زنجیری
railway track layer
ریل گذر راه اهن
head per track disk
دیسک با هد هر شیار
forty track disk
قالب فلاپی دیسک که حاوی چهل شیار داده است
secondary marshalling track
دومینراهباریکه
eighty track disk
دیسک فرمت شده برای شامل شدن هشتاد شیار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com