English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
buddy system سیستم گماشتن هم خرج برای سربازان سیستم تقویت روحیه با گماشتن همرزم
buddy system شناگران بخاطر ایمنی دو نفره کردن
Other Matches
buddy همرزم
buddy پرشکوفه
buddy رفیق
buddy یار
buddy دوست
buddy aid دادن کمک اولیه به همرزم
buddy breathing شرکت 2 نفر در یک کپسول هوا در زیر اب
buddy line طنابی که در حدود 01 متر که 2 غواص را به هم وصل میکند
linear system [system of linear equations] دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
system سازگان
system اسلوب
system هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
an system سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
i.f.f. system دستگاه تشخیص
the system of the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
the system of رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
value system نظام ارزشها
system اصول وجود
c.g.s. system دستگاه سگث
cw system سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
system سامانه
p system سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
system جهاز
system تشکیلات
system سازمان
system همست
system همستاد روش
system نظام
system طرز اسلوب
system نظم منظومه
system قاعده رویه
system طریقه
system سلسله رشته
system دستگاه
system نظام سیستم
system روش اصول
system ترتیب
system نظم ترتیب
system طرز روش
system رشته دستگاه
system سلسله
system مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system مجموعه سازمان
system سیستم
system منظومه
system loader بارکننده سیستم
information system سیستم اطلاعات
intercommunication system سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
system log گزارش روزانه عملیات سیستم
interactive system سیستم فعل و انفعالی
intercommunication system ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
system log شرح ماوقع سیستم
system maintenance تامین و نگهداری سیستم
integrate system سیستم مجتمع
indeterminate system آن قابل پیش بینی نیست
vantilating system سیستم تهویه
induction system سیستم مکش
system of ventilation سیستم تهویه
system of units دستگاه واحدها
system of units سلسه احاد
system of units دستگاه یکانها
information system سیستم اطلاعاتی
system of forces دستگاه نیروها
System Monitor امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
system mangement مدیریت سیستم
inquiry system سیستم پرسش- پاسخ
indeterminate system سیستمی که وضعیت منط قی
system library کتابخانه سیستم
interphone system سیستم تلفنی
system floder مخزن سیستم
magnet system سیستم اهنربایی
system file فایل سیستم
magnetic system سیستم مغناطیسی
system engineering مهندسی سیستم
system engineer مهندس سیستم
makagonov system سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
system dynamics شناخت اثرعوامل تغییر دهنده نظام
system dynamics پویائی نظام
management system سیستم مدیریت
management system سیستم اداره
system disk دیسک سیستم
market system نظام بازار
maroczy system سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
lymphatic system دستگاه لنفاوی
system flowchart نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
irrigation system شبکه ابیاری
isolated system سیستم منزوی
system interrupt وقفه سیستم
system international سیستم بین المللی
system installation نصب سیستم
system indicator طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
system implementation پیاده سازی سیستم
limbic system دستگاه کناری
london system سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
system generator مولد سیستم
system generation تولید سیستم
system generation ایجاد سیستم
system follow up ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
system diagnostics امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
file system سیستم پرونده ها
target system سیستم هدفها
tandem system سیستم دو پشته
freshwater system سیستم لوله کشی اب شیرین
system's design مدل سیستم طرزساخت سیستم
system's design طرح سیستم
system's design ساختمان سیستم
geniculostriate system دستگاه مخطط زانویی
geocentric system دستگاه زمین مرکزی
giorgi system دستگاه جورجی
system unit محفظه سیستم
system time ساعت سیستم
system time زمان سیستم
system testing ازمایش سیستم
target system سیستم هدفهای میدان تیر سری هدفهای مستقر در یک منطقه
tax system نظام مالیاتی
filing system نظام بایگانی
filing system نرم افزار مرتب سازی فایل
filing system روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
the nervous system سلسله پیهای نباتی
first signal system دستگاه علامتی اول
fixer system سیستم اکتشاف و تعیین محل هواپیماهای در حال پرواز
text system سیستم متن
tetragonal system دستگاه چهار گوشهای
fixed system توزیع ثابت اب
teleran system نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
telephone system سیستم تلفن
foreign value system نظام ارزشی بیگانه
formmal system سیستم صوری
system test ازمون سیستم
heliocentric system دستگاه خورشید مرکزی
system study مطالعه سیستم
system programmer برنامه نویس سیستم
household system نظام خانوادگی
household system نظام تولیدخانوادگی
system program برنامه سیستم
hydraulic system سیستم هیدرولیک
system priorities تقدم های سیستم
system planning طرح ریزی سیستم
system overhead مازاد سیستم
ignition system سیستم احتراق موتور
illuminating system سیستم روشنایی
system overhead بالاسری سیتم
system programming برنامه نویسی سیستم
system standard استانداردسیستم
hexagonal system دستگاه شش گوشهای
tectopulvinar system دستگاه بامی- پروانهای
system standard معیار سیستم
system software نرم افزار سیستم
system security حفافت سیستم
system resource وسیله سیستم
system resource منبع سیستم
system resolution تفکیک سیستم کار دستگاه
system reset راه اندازی مجدد سیستم
system prompt اعلان سیستم
system programs برنامههای سیستم
incentive system نظام تشویقی
synchronous system سیستم همگام
payroll system سیستم پرداخت حقوق
phonetic system سیستم صوتی
physiocratic system روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
planetary system سیستم خورشیدی
planetary system شمسی
planning system نظام برنامه ریزی
point system شرط بندی براساس امتیاز
spoils system سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم
polyphase system دستگاه چندفاز
software system سیستم نرم افزاری
social system نظام اجتماعی
power system شبکه نیرو
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
supervisory system سیستم نافر
parallel system شبکه موازی
open system نظام باز
open system سیستم باز
open system سازگان باز
operating system/ سیستم عامل دو
symmetrical system جریان متقارن
swiss system نوعی روش تعیین حریف در مسابقات شطرنج
orthorhomobic system دستگاه راست گوشه
rhombic system دستگاه راست گوشه
swiss system سیستم سویس
practical system دستگاه یکانهای عملی
smyslov system سیستم اسمیسلوف در دفاع گرونفلد
railway system سیستم راه اهن
rationing system نظام جیره بندی
rationing system نظام سهمیه بندی
second signal system دستگاه علامتی دوم
russian system سیستم روسی در دفاع گرونفلد
recoil system سیستم دافع
recoil system دستگاه دافع توپ
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
rotation system توزیع تناوبی
redox system سیستم اکسایش- کاهش
road system شبکه راهسازی
road system شبکه راهها
rhombohedral system دستگاه لوزوجهی
railway system شبکه راه اهن
railroad system سیستم راه اهن
sewerage system شبکه فاضلاب
price system نظام قیمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com