Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
bulk storage
انباره پر گنجایش
bulk storage
انباره پرگنجایش
Search result with all words
bulk liquid storage space
حجم کلی مخزن
bulk replacement storage
سهمیه کل جایگزینی درصحنه عملیات
Other Matches
bulk
جرم
bulk
بخش
bulk
حجم کلی
bulk
حجم
bulk
در حجم بزرگ
bulk
پاک کردن یک دیسک یا نوار مغناطیسی در یک عمل
bulk
رسانهای که قادر به ذخیره سازی حجم بزرگی از داده با اندازه ها و حالتهای مختلف است
bulk
مین کننده اطلاع برای ایجاد صفحات متن ویدیویی -off line به کار می رود که بعد آنها را به سرعت به کامپیوتر اصلی متصل کند
bulk
حجم بزرگی از چیزی
in bulk
جملهای
in bulk
همینطوری
in bulk
بی فرف
bulk
توده
bulk
بصورت عمده
bulk
بصورت توده جمع کردن
bulk
اندازه
bulk
جسامت حجم
bulk
تنه
bulk
لش
bulk
جثه
bulk
جسم
bulk
فله
bulk
انباشتن
bulk
پرحجم
bulk
بارقوال
bulk
یک جا
bulk
قسمت عمده
bulk
قسمت بزرگ
bulk
عمده
bulk
توده اکثریت
bulk material
امادقوال
bulk density
چگالی حجمی
bulk density
چگالی کشیدگی
bulk loading
بارگیری مخزن به طور یک جا
bulk density
چگالی تودهای
bulk eraser
degausser
bulk loading
بارگیری در مخازن
bulk material
اماد یک جا
bulk material
اماد حجیم
bulk gravity
چگالی فاهری
bulk head
دیواریکه برای جلوگیری ازفشار اب یا خاک ساخته میشود
bulk deformation
تغییر شکل حجمی
of agreat bulk
تنه دار
bulk buy
عمدهخر-کسیکهیکجاخریدمیکند
bulk yarn
نخ های پفکی و حجیم شده جهت ایجاد سطوح برآمده و برجسته
bulk terminal
اندازهپایانی
bulk cargo
بار قوال
bulk cargo
بار یک پارچه
bulk cargo
بارحجیم بار عمده
bulk cargo
محموله حجیم
bulk cargo
کالای فله بار فله
bulk cargo
کالای بسته بندی نشده
bulk cargo
بار فله
bulk concrete
بتن تنیده
break bulk
تفکیک محصولات
bulk material
مواد اولیه حجیم
bulk supply
اماد به طور قوال
bulk supply
اماد با کانتینر
bulk transport
حمل بار به صورت فله
of agreat bulk
طش دار
to break bulk
خالی کردن بار
bulk buying
خرید فله
bulk buying
خرید درحجم زیاد
bulk buying
خرید بصورت عمده
bulk carrier
کشتی که کالای فله حمل مینماید
bulk carriers
وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
bulk carriers
کشتی که کالای فله حمل مینماید
bulk carrier
وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
bulk supply
اماد عمده
bulk strain
تغییر شکل نسبی حجمی
bulk stock
ذخایر بسته بندی شده اماد قوال و یک جا
bulk petroleum
سوخت مخزنی
bulk oil
نفت بی فرف
bulk petroleum
سوخت قوال مخازنی که بیش از 55 گالن فرفیت دارند
bulk modulus
ضریب کشیدگی
bulk polymerization
بسپارش تودهای
bulk production
تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
bulk production
تقسیم سوخت درفروف کوچک
bulk properties
خواص گروهی
bulk stock
ذخایر قوال
bulk load method
روش بارگیری با بارقوال
break bulk agent
عامل تفکیک محصولات
break bulk cargo
محموله بسته بندی شده
break bulk point
نقطه تقسیم اماد کشتی به داخل قایقهای کوچکتر
bulk load method
روش استفاده از بارگیری قوال
bulk petroleum products
فراوردههای نفتی قوال
bulk modulus of elasticity
ضریب کشسانی حجمی
break bulk cargo
محمولات تفکیک شده
bulk petroleum conversion kit
جعبه وسایل تبدیل خودروی عمومی به خودرو حمل موادسوختی
storage
مخزن
storage
حافظهای که نیاز دارد محتوایش مرتب بهنگام شود
storage
وسیله ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دستیابی است
storage
هر رسانه ذخیره سازی داده
storage
که حافظه اصلی و سریع کامپیوتر نیست
storage
ذخیره سازی داده به صورتی که به آن امکان پردازش دیرتر داده میشود
storage
فضای موقت حافظه برای داده هایی که در حال حاضر پردازش می شوند
storage
فضای ذخیره سازی داده که بیشتر از یک میلیون میلیون بیت داده میتواند ذخیره کند
storage
مواد مختلف که قادر به ذخیره داده هستند
storage
ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
storage
مشابه 9641
storage
TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
storage
بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
storage
انبار کردن
storage
انبار
storage
ذخیره کردن
storage
خزانه
storage
نگهداری
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
storage
چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
storage
دیسک برای ذخیره داده
storage
ذخیره سازی
storage
اندوزش
storage
انبارش
storage
انباره
storage
می نیست
storage
هر وسیلهای که میتواند داده ذخیره کند و در صورت نیاز بازیابی کند
storage
ذخیره کردن ذخیره
storage
حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفاده بعدی ذخیره شده اند
storage
تعداد بیتهایی که در واحد فضای ذخیره سازی رسانه قابل ضبط است
storage
فضای لازم برای ذخیره سازی داده
storage
نحوه اختصاص حافظه به کاربران مختلف , مثل برنامه ها , متغیرها, داده ,.....
storage
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage
ذخیره سازی انبار کالا
storage capacity
گنجایش انباره
storage bunker
دخیره
storage bunker
انبار
storage capacity
فرفیت انباره
storage buffer
میانگیر انباره
storage block
بلوک ذخیره
storage battery
باتری بارشدنی
storage battery
اکولاموتور
storage battery
انباره
storage array
ارایه انباره
storage battery
باتری انبارهای
storage cell
یاخته انباره
storage costs
هزینههای انبارداری
storage cycle
چرخه انباره
storage cycle
سیکل انباره
storage device
دستگاه انبارش
storage device
دستگاه ذخیره
storage device
دستگاه ذخیره سازی
storage circuit
مدار ذخیره
storage device
انباره
storage cell
سلول انباره
storage device
دستگاه انباره
storage cell
باتری
storage cell
پیل باتری
storage compaction
فشردگی انباره
storage area
ناحیه انبارش
real storage
انباره واقعی
permanent storage
حافظه دائمی
real storage
حافظه حقیقی
read only storage
انباره فقط خواندنی
primary storage
انباره اولیه
primary storage
حافظه اولیه
program storage
انباره برنامه
protected storage
حافظه محافظت شده
protected storage
انباره محافظت شده
protected storage
انباره محفوظ
regenerative storage
انباره باززا
searching storage
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
storage allocation
تخصیص حافظه
storage allocation
تخصیص انباره
static storage
انباره ایستا
serial storage
انباره سری
serial storage
انباره نوبتی
sequential storage
انباره ترکیبی
semiconductor storage
حافظه نیمه هادی
secondary storage
انباره ثانوی
secondary storage
حافظه ثانویه
secondary storage
انباره ثانویه
seasonal storage
مخزن فصلی
pushup storage
انباره بالا فشردنی
winter storage
مخزن زمستانه
wet storage
بارگیری روی عرشه کشتی درروی دریا بارگیری دریایی
wet storage
تر داری
weekly storage
مخزن هفتگی
volatile storage
حافظه فرار
volatile storage
انباره فرار
virtual storage
حافظه مجازی
virtual storage
انباره مجازی
vault storage
محفظه یا انبار ضد حریق وبتون ارمه
useable storage
ذخیره مفید
temporary storage
انباره موقتی
temporary storage
حافظه موقت
temporary storage
می نیست
working storage
حافظه کاری
working storage
انباره کاری
cold storage
سردخانه
addressable storage
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
addressable storage
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
storage tray
سینیذخیره
storage space
فضایذخیره
storage door
دروسایلذخیرهای
scenery storage
چشماندازانبار
storage compartment
قسمتذخیره
temporary storage
فایل روی دیسک سخت که توسط نرم افزار برای ذخیره موقت داده یا نرم افزاری حافظه مجازی را پیاده سازی میکند مثل ویندوز ماکروسافت استفاده میشود
temporary storage
ثبات حافظه موقت برای نتیجه عملیات ALU
storage map
نقشه حافظه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com