English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
burster block مجموعه منفجر کننده مجموعه خرج تلاش
Other Matches
burster ماشینی که برای جداکردن انبوهی زا صفحات کاغذ به کار می رود
burster منفجر کننده
burster خرج تلاش
burster course مسیرانفجار خرج تلاش
burster course مسیر منفجر کننده
burster فرم پیوسته
burster یک وسیله مکانیکی که خروجی کامپیوتری چند صفحهای راجدا میکند
burster tube لوله حاوی منفجرکننده
burster tube لوله منفجر کننده
burster tube لوله خرج تلاش
block مسدودکردن
block بلاک
block توقف رویدادن چیزی
block تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
block مجموعهای از موضوعات در یک گروه
block قالب ریختن
block بلوک ساختن
self block خودبندی
the block مردن بوسیله گردن زنی
v block گونیای جناقی
block out جاسازی
on the block <idiom> فروخته شده
block فراکسیون
block بندال
block یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
block بنداوردن
block قطعه
block منطقه
block دفاع در مقابل ابشار
block بستن مسدود کردن
block وقفه
block توده قلنبه
block انسداد
block مانع شدن از بازداشتن
block کنده مانع ورادع
block بلوک
block اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block قالب کردن
block جعبه قرقره
block سد
block مانع
block پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
block قطعه زمین
block توده
block یک دستگاه ساختمان
block مانع شدن
block سد کردن
block سد قالب
block قرقره طناب خور
block پارازیت
block سدکردن غیرمجاز حریف
block قرقره
block دفاع
block کنده
block سد کردن خطا
block بلوک سیمانی
snatch block قرقره فلزی چفت دار
nerve block وقفه عصبی
nested block بلوک تو در تو
spike over the block ابشار از بالای دفاع
one man block تک دفاع
snatch block قرقره پران
shoulder block سد کردن حریف با ضربه شانه
radius block بلوک شعاعی
radium block بلوک شعاعی
punch down block وسیلهای که در شبکه محلی برای اتصال کابل UTP
pully block قرقره مرکب
power block سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
plummer block کنده شفت
plummer block کنده محور
pierce the block ابشار محکم غیرقابل دفاع
pierce the block شکافتن دفاع
offensive block دفاع تهاجمی
to walk around the block دور بلوک خیابان راه رفتن
foot block زیر سری ستون
foot block قژعه چوبی یا فلزی کوچکی که در زیر ستون و روی خاک کار گذاشته میشود.
erratic block بلوک نامنظم
erratic block بلوک جابجا شونده
entry block کنده مدخل
engine block قالب یا بدنه موتور
engine block بلوک موتور
end of block پایان یک بلوک
ego block سد خود
demolition block مجموعه خرج منفجره قوطی خرج
foot block بالشتک ستون
form block بلوک فرمکاری
fuse block چینی فیوز
leg block and under over فن تندر با گرفتن بازوهای حریف از بیخ شانه و از تو وپیچاندن او
keel block تیر حمالی که به کشش کارمیکند
input block بلاک ورودی
input block واحد ورودی
hat block قالب کلاه
fuse block قالب فیوز
fuse block بلوک فیوز
fuse block خانه فیوز
demolition block خرج منفجره
starting block سکوی شروع
key-block سنگ تاج
block capitals حروفبزرگسادهوبدونهیچگونهنشانوتزئینی
travelling block بستانتقال
tension block کششقرقره
pulley block کلیدسایهروشن
pin block بخشسوزنی
hoisting block گیرهجرثقیل
earth block پلاکزمینی
crown block قرقرهراس
anchorage block بستلنگرگاه
chock-a-block به هم چپیده
block vote رایفردیبهگروهی
breeze-block آجرسیمانی
tower block ساختمانبرجمانند
cluster-block چندین طبقه آپارتمان
breeze-block خاکه زغال نیمه سوز
block-plan نقشه اولیه ساختمان
block-house دژ چوبی
block-cornice قرنیز بلوکی
block-capital سرستون بالشتکی
to block [to block up] [to clog] [to clog up] something جلوی جریان [ریزش] چیزی را گرفتن
knock one's block off <idiom> خیلی سخت به کسی صدمه زدن
chip off the old block <idiom> (هرچی گذاشته اون برداشته)رفتار مشابه به والدین داشتن
chock-a-block کیپ
chock-a-block پر
chock-a-block بالا کشیده
title block قسمت مربوط به درج اطلاعات
three man block دفاع سه نفره
chock-a-block مملو
tail block قلاب عقب هواپیما
tail block قرقره طناب دار
tackle block دستگاه قرقره جرثقیل
swivel block قرقره گردان
swage block قالب سوراخ سوراخ
storage block بلوک ذخیره
stone block قالبسنگ
title block قسمت عنوان نامه
to block a ball نگهداشتن توپ در بازی
to block a hat قالب کردن یک کلاه
chock-a-block کاملا افراشته
chock-a-block خفت
chock-a-block کاملا کشیده
block and tackle قرقره و زنجیر
block and tackle طناب و قرقره
wood block قاب چوبی سقف و کف اتاق قطعه چوب
two man block دفاع دونفره
to block out an inage دراوردن یک تصویردرذهن
to block out an inage طرح کردن یک فکر
to block a passage مسدود کردن یک راه
starting block تخته استارت
block shipment ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
block length درازای کنده
block house موضع مستحکم
block heel نعلبند پاشنه اسب
block header سر بلوک
block gap gap interrecord شکاف بین بلاک
block gap شکاف بین کندهای
block diagram نمودار بلوکی نمودار کلی
block diagram بلوک دیاگرام
block diagram نمودار کلی
block diagram نمودار بلوکی
block length درازای بلوک طول بلوک
block length طول کندهای طول بلاک
block ship سد کردن دهانه کانال
block protection حفافت بلوک
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
block operation عملیات بلوک
affect block وقفه عاطفه
block move جابجایی بلوک
block move انتقال بلوک
block mark نشان کنده
block lining پوشش بلوکی
block lining پوشش با بلوک سیمانی
block letter حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
block letter چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
block diagram نمایش تصویری سیستمها
block diagram نمودار کندهای
block definition تعریف بلوک
angle block سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
anchor block بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
road block مانع روی جاده
road block راه بند
road block سد جاده
stumbling block سبب سقوط
stumbling block موجب لغزش
stumbling block مانع
stumbling block سنگ لغزش
block letters حروف جداودرشت
building block واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
building block بنا کنده
anvil block سندان مخصوص اهنگری
arrow block بلوک پیکانی
block copolymer همبسپار دستهای
block coefficient ضریب گنجایش ناو
block code رمز کندهای
block cipher رمزگذاری بلوکی
block chain زنجیردوچرخه
block age محاصره
block age جلوگیری انسداد
block age ممانعت
block age بازداری
block aead سر کنده
barbers block قالب کلاه گیس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com