English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
calculator/cheque book holder دفترچهنگهدارندهحساب
Other Matches
cheque book دسته چک
cheque book دفترچه چک
cheque book cover پوششدفترچهچک
an a calculator محاسب دقیق
calculator حسابگر
calculator حسابگر محاسب
calculator ماشین حساب
calculator حساب کننده
calculator ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
calculator محاسب
pocket calculator حسابگر جیبی
pocket calculator ماشین حساب جیبی
solar calculator ماشین حساب جیبی خورشیدی
programmable calculator ماشین حساب قابل برنامه نویسی
desk calculator حسابگر رومیزی
calculator mode وجه حسابگر
calculator mode مد ماشین حساب
printing calculator ماشینحسابچاپگر
hand calculator ماشین حساب جیبی
hand calculator ماشین حساب دستی
calculator dial صفحهمدرجحسابگر
electronic calculator حسابگر الکترونیکی
to cross-check the result with a calculator حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] اشتباه تایپ کردن صفحه [کلید یا تلفن]
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
cheque چک
cheque برات
cheque حواله
counterfoil of a cheque ته چک
order cheque چک در نام فرد خاص
open cheque چک معمولی
open cheque چک قابل انتقال
open cheque چک انتقال پذیر
cancelled cheque چکی که وجه ان را بانک به اورنده چک پرداخته است
bounced cheque چک برگشتی
cheque without funds چک بی محل
cleared cheque چک وصول شده
to cash a cheque چک را نقد کردن
crossed cheque چک مسدود
crossed cheque چک بسته
stale cheque چک قدیمی
postdated cheque چک وعده دار
dishonoured cheque چک بی محل
stale cheque چک تاریخ گذشته
draw a cheque for حواله کردن
draw a cheque for چک کشیدن
order cheque چک به حواله کرد
bouncing cheque چک برگشتی
antedated cheque چک به تاریخ مقدم بر تاریخ واقعی صدور
traveller's cheque چک مسافرتی
dud cheque چک بی محل
blank cheque سفید مهر
bearer cheque چک حامل
bearer cheque چک در وجه حامل
cheque card کارتشناساییمخصوصدریافتچک
blank cheque چک سفید
bad cheque چک برگشتی
to bounce [cheque/check] برگشتن [چکی]
cheque to a person's order چکی که گیرنده وجه باید پشت انرا امضا کند
blank signed cheque چک سفید امضاء
To cancel ( an invitation , a passport, a cheque). باطل کردن (دعوت ،گذرنامه ،چک )
holder نگهدارنده
holder درنده
holder گره
holder ترمینال سرپیچ
holder گیرنده اشغال کننده
holder نگاه دارنده
holder دارنده
holder دارنده برات
cigar holder چوب سیگار
cable holder gypsy : syn
clamp holder گیره بند
stake holder کسی که پول شرط بندی یاثمن معامله را به او می سپارند
slave holder دار
ink holder امه
kettle holder کهنه
kettle holder کهنهای که با ان کتری داغ رادردست گیرند
carbon holder پایه کربن
share holder دارنده سهام صاحب سهام
slave holder زرخرید
ink holder دوات
share holder سهامدار
electrode holder انبر جوشکاری
loan holder دارنده سهام وام
lease holder مستاجر
loan holder مرتهن
gas holder نگهدارنده گاز
fuse holder نگهدارنده فیوز
fuse holder فیوز
fund holder دارنده سهام قرضه دولتی
lease holder اجاره دار
flame holder شعله نگهدار
lamp holder سرپیچ لامپ
lamp holder جاچراغی
permit holder صاحب جواز
kettle holder کتری گیر
electrode holder انبر جوش
policy holder دارنده بیمه
policy holder دارنده بیمه نامه
copy holder گیره کاغذ
magnet holder نگهدارنده اهنربا
passport-holder تبعهکشوریبودن
title-holder برندهی مقام قهرمانی
title-holder دارندهی قباله
title-holder صاحب سند مالکیت
office-holder دیوان گر
office-holder دیوان سالار
office-holder صاحب مقام
office-holder کارمند دولت
office-holder صاحب منصب دولت
eyepiece holder نگهدارندهقطعهچشمی
title-holder قهرمان کنونی
cassette holder نگهدارندهفیلم
board holder پهنه بند
tissue holder جادستمال
bid holder دارنده ضمانتنامه
shaft holder محورنگهدارنده
pen holder جایخودکار
blank holder ورق نگهدار
blank holder ورق یا صفحه نگهدار کشویی
label holder نگهدارندهعنوان
eraser holder پاکننگهدار
board holder پهن بند
brush holder پایه زغال
stock holder سهامدار
bottle holder پشت
cable holder دوار زنجیر
bottle holder نوکر یا ملازم پهلوان مشت زن
tool holder ابزار گیر
tube holder سر پیچ
stock holder صاحب سهم
bottle holder یاور
bottle holder یار
insured, policy holder بیمه شده
magnetic lid holder کلاهکمغناطیسینگهدارنده
scraper bar holder میلهنگهدارندهرنده
standard lamp holder سرپیچ معمولی لامپ
world record holder دارنده رکورد جهانی
lathe tool holder نگهدارنده تیغه تراش
lamp holder plug سرپیچ دوشاخه سرخود دوشاخه سرپیچ لامپ
safe conduct holder مستامن
bona fide holder دارنده مجاز
floating tool holder ابزارگیر متحرک
with out book برون سند کتابی ازبر
you are welcome to my book بفرمایید از کتاب بنده استفاده کنید
to book something چیزی را سفارش دادن
to d. into a book نگاه مختصر بکتابی کردن
it was a p to another book مقدمه کتاب دیگربود
very many book کتابهای خیلی زیاد
your book کتاب شما
book بداخلاق
that book این کتاب
that is my book این
that is my book کتاب من است
the a of a book خوانندگان کتابی
that book ان کتاب
the book is out of p کتاب تمام شده است
your book کتابتان
this book is yours این کتاب مال شما ست
to book something چیزی را رزرو کردن
book one کتاب نخست
book شماره بازیگرخطاکار
book دفتر
book ثبت کردن
book one جلد نخستین
by the book کتابی
by the book ازروی کتاب
book value ارزش دفتری
book value ارزش ثبت شده در دفتر
book value بهای دفتری
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
book اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
here is my book اینست کتاب من
i will t. you for the book شیر یا خط می کنم ببینم کتاب را کی باید بردارد
book مجلد دفتر
book کتاب
book فصل یاقسمتی از کتاب
book درکتاب یادفترثبت کردن
book رزرو کردن توقیف کردن
i had never seen such a book من هرگز چنین کتابی ندیده ام
here is my book کتاب من اینها
bound book کتابپربرگ
book of matches جعبهکبریت
book ends کتابنگهدار
appointment book دفترچهقرارملاقاتها
book draw تساوی کتابی یا تئوریک شطرنج
book keeper دفتردار
book learning علم کتابی
spine of the book تیرهپشتیکتاب
book debts بدهی دفتری
bill book دفتر بروات
blank book دفترسفید
blank book کتابچه
blue book هرکتاب یانشریه رسمی دولتی
blue book کتاب ابی
blue book کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
black book کتاب سیاه
blue book هر کتاب یا سند مستندوقابل اعتماد
book cost هزینه ثبت شده در دفتر
black book دفتر ثبت نام تبه کاران ومجرمین یاکسانی که از انجام عملی ممنوع میشوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com