Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (4 milliseconds)
English
Persian
camp
اردو
camp
اردوگاه
camp
لشکرگاه
camp
منزل کردن
camp
اردو زدن
camp
چادر زدن
camp
چادر
camp
اردوگاه نظامی
camp
پادگان اردو زدن چادر زدن
camp
خیمه سرا
Other Matches
Can we camp here?
آیا اینجا میتوانیم اردو بزنیم؟
Can we camp here?
آیا اینجا میتوانیم چادر بزنیم؟
prison camp
بازداشتگاه بیرون شهر
prison camp
زندان صحرایی
work camp
محل کار زندانیان
work camp
اردوی کار
trailer camp
محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
to strike camp
اردورابهم زدن
to skirt a camp
از کنار یا پیرامون اردویی ردشدن
prison camp
اردوگاه زندانیان
holiday camp
تفریحگاهتعطیلی
summer camp
پایگاهتابستانی
Where is the location of this camp ?
محل این اردوگاه کجاست ؟
Is there a camp site near here?
آیا نزدیک اینجا چادر زدن وجود دارد؟
Is there a camp site near here?
آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
refugee camp
اردوگاه پناهندگان
camp-shedding
[پایه ها و تخته های روی ساحل رودخانه]
labor camp
اردوگاه کار
internment camp
بازداشتگاه غیر نظامیان اردوگاه پناهندگان
flying camp
اردوی سبک وسیار
concentration camp
بازداشتگاه اسرا
concentration camp
اردوگاه کار اجباری
concentration camp
بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
boot camp
اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
camp beds
تخت خواب سفری
camp bed
تخت خواب سفری
camp follower
اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
aides-de-camp
اجودان مخصوص
aide-de-camp
اجودان مخصوص
aide de camp
اجودان مخصوص
camp followers
اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
concentration camp
منطقه تجمع اسرا
concentration camp
بازداشتگاه
base camp
پایگاه مبنا
computer camp
اردوی کامپیوتر
camp color
پرچم کوچک اردوگاهی
camp color
پرچم اردویی
camp chair
صندلی سفری صندلی صحرایی
camp chair
صندلی تاشونده
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
training camp
اردوی امادگی
vacation camp
[American E]
پایگاه تابستانی
vacation camp
[American E]
تفریحگاه تعطیلی
camp color party
گروه پرچم
camp color party
دسته پرچم یورتچی
two-burner camp stove
اجاقدوشعله
single-burner camp stove
اجاقپیکنیکیتکشعله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com