Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English
Persian
canned routine
روال قالب ریزی شده
Other Matches
canned
درقوطی کنسروشده
canned
مست باده
canned software
نرم افزار اماده
canned failed fuel
لولهسوختزائد
There is just no comparison between canned vegetables and fresh ones.
سبزیجات کنسرو شده و سبزیجات تازه اصلا قابل مقایسه نیستند.
routine
بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
routine
توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
routine
مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routine
تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند
routine
بخش کوچک یک کد که داده را از وسیله خارجی می پذیرد مثل خواندن ورودی از صفحه کلید
routine
مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند
routine
کار عادی
routine
معمولی
routine
عادی
routine
جریان عادی عادت جاری
routine
روزمره کار عادی
routine
امر عادی
routine
روال
routine
خط مشی جاری
routine
روش جاری
routine
امور غیر مهم
routine
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routine
روتین
routine
یک سری حرکت ژیمناستیک
routine
طریقه عادی
routine
جریان عادی و دایمی
sevice routine
روال خدماتی
tracing routine
روال ردیابی
supervisory routine
روال نافر
routine tests
ازمایشهای تک به تک
routine message
پیام عادی
routine library
کتابخانه روال ها
relocatable routine
روال جابجاپذیر
recursive routine
زیرتابعی دربرنامه که درحین اجرا خود را صدا میکند
target routine
روال هدف
routine work
کار تکراری عادی
daily routine
عادت جاری روزانه
source routine
روال منبع
utility routine
روال سودمند
tracing routine
روال رسام
tracing routine
روال ردیاب
test routine
روال ازماینده
recursive routine
زیرتابعی که درحین اجرا خود را صدامیکند
recursive routine
روال بازگشتی
generalized routine
روال تعمیم یافته
generalized routine
روال کلی
executive routine
روال اجرایی
error routine
روال خطا پرداز
diagnostic routine
روال تشخیص
diagnostic routine
برنامه تشخیص عیب
diagnostic routine
روال تشخیصی
diagnostic routine
روش تشخیص معایب در اثرازمایش
closed routine
روال بسته
bootstrap routine
روال خود راه انداز
holiday routine
برنامه روز تعطیل
production routine
روال تولید
iterative routine
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
recovery routine
روال ترمیمی
output routine
روال خروجی
monitor routine
روال مبصر
master routine
شاه روال
maintenance routine
روال تعمیر و نگهداری
main routine
روال اصلی
loading routine
روال بارکننده
library routine
روال مجموعه ها
library routine
روال کتابخانه
library routine
روال کتابخانهای
autostart routine
روال اغازگر خودکار
file handing routine
قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
interrupt serrice routine
روال سرویس وقفه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com