English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (7 milliseconds)
English Persian
carbon copies رونوشت کاربنی
carbon copies ورق کاربن
carbon copies رونوشت
carbon copies کپی نسخه غیراصل
Other Matches
copies کپی
copies نمونه
copies دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copies کپی برداری
copies تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copies رونوشت
copies نمونه ساختن
copies جلد
copies نسخه
copies نسخه برداری
copies کپیه کردن رونویسی کردن
copies نگهبان مخابراتی
copies پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copies کپیه
copies بدل سازی کردن
copies استنساخ کردن
copies رونویس کردن
copies سواد
manifold copies چند نسخه
manifold copies چندین نسخه
fair copies نسخه درست
two-sided copies کپیدوطرفه
multiplication of copies استنساخ
Make three copies of each film. از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
carbon C :symb
carbon ذغال
carbon ذغال خالص
carbon کربن
carbon الماس بیفروغ
carbon steel فولاد کربن یا فولاد سخت
carbon seal وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
carbon ribbon ریبون پلاستیکی نازک با جوهر مشکلی که در چاپگر استفاده میشود
carbon resistor مقاومت کربنی
carbon free کربن ازاد
carbon fixed کربن ثابت
carbon ribbon نوار کاربنی
carbon rheostat رئوستای کربنی
carbon fixed ذغال ثابت
carbon microphone میکروفون زغالی
carbon free ذغال ازاد
carbon tape نوارکاربنی
carbon tracking باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
cored carbon کربن هسته دار
tertiary carbon کربن نوع سوم
tertiary carbon کربن 3 درجه
be a carbon copy <idiom> دقیقا مثل دیگری بودن
secondary carbon کربن نوع دوم
secondary carbon کربن 2 درجه
primary carbon کربن نوع اول
primary carbon کربن 1 درجه
hydro carbon ترکیب هیدروژن و کربن
sugar carbon زغال قند
gas carbon ذغال قرع
decolorizing carbon ذغال رنگ زدا
carbon dating اندازهگیریسنچیزیبااستفادهازمیزانرادیواکتیویتهآن
carbon holder پایه کربن
carbon copy رونوشت کاربنی
activated carbon کربن فعال شده
carbinol carbon کربن کربینول
carbon copy رونوشت
battery carbon زغال باتری
asymmetric carbon کربن بی تقارن
carbon copy کپی نسخه غیراصل
carbon paper کاغذ کاربن
anomeric carbon کربن انومری
active carbon کربن فعال
activated carbon ذغال فعال شده
carbon monoxide منواکسید کربن
acetylenic carbon کربن استیلنی
carbon dioxide گازکربنیک
carbon arcwelding جوش قوسی بوسیله کربن
carbon copy ورق کاربن
carbon dioxide دی اکسید کربن
carbon cycle سیکل کربن
carbon deposite لایه کربن
carbon contact کنتاکت کربنی
carbon cell پیل کربنی
carbon brush ذغال
carbon brush زغال کربنی
carbon black دوده
carbon disk قرص زغالی
high carbon steel فولاد با کربن زیاد
He's a carbon copy of his father. کپی پدرش است.
zinc carbon cell پیل روی- زغال
zinc carbon cell پیل لکلانشه
coolant: carbon dioxide سردکنندهدیاکسیدکربن
to trap something [e.g. carbon dioxide] چیزی را گرفتن [جمع کردن] [برای مثال دی اکسید کربن ]
carbon pile regulator نافم کربنی
blind carbon copy در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
carbon battery plate صفحه باتری کربنی
carbon chain polymer بسپار زنجیر کربنی
carbon filament lamp لامپ با افروزه کربنی
carbon arc welding جوشکاری با جرقه کربن
carbon zinc cell پیل اولیه قابل حمل
crater in positive carbon گودی کربن مثبت
carbon dioxide therapy درمان با انیدرید کربنیک
high carbon steel فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
arc lamp carbon کربن لامپ قوسی
plain carbon steel فولاد کربن غیرالیاژی
medium carbon steel فولادباکربن متوسط
iron carbon diagram نمودار اهن- کربن
iron carbon alloy الیاژ اهن و کربن
carbon arc lead burning جوش سرب با جرقه کربن
double button carbon microphone میکروفون دو زغالی
single button carbon microphone میکروفون تک زغالی
ultra high carbon steels فولادهای فرا- پر- کربن
carbon pile voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ زغالی
plain carbon tool steel فولاد ابزار غیرالیاژی
carbon dioxide gas coolant سردکنندهیگازدیاکسیدکربن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com