Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 148 (8 milliseconds)
English
Persian
cash desk
صندوقپرداختپولدر یکمغازه
Other Matches
the desk
کار دفتری یا ادبی یاروحانی
help desk
میز کمک
[اطلاعاتی]
desk
اجرای خشک برنامه
desk
میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
desk
میز تحریر
desk pad
روکشرومیزی
desk lamp
چراغمطالعهرومیزی
control desk
میز کنترل
secretarial desk
میزمنشی
rolltop desk
میز تحریر دارای رویه کشودار
reading desk
بعدا پرسیده شود
desk checking
بررسی دستی
desk checking
فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
desk calculator
حسابگر رومیزی
desk accessory
لوازم رومیزی یا روزمره
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
desk accessories
وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
desk tray
جاکاغذیرومیزی
My desk is by the window.
میز کار من کنار پنجره قرار دارد.
Where is the information desk?
میز اطلاعات کجاست؟
information desk
میز اطلاعات
writing desk
میز تحریر
steward's desk
میزمهماندار
sound desk
میزصدا
production desk
میزمحصولات
chart desk
میز نقشه
executive desk
میزمدیر
central control desk
میزفرمان مرکزی
central control desk
اطاق فرمان اصلی
the desk is piled with books
میز از کتاب انباشته شده است
the desk is piled with books
کتابهادر روی میزانبوه شده اند
hotel reservation desk
میزرزرودرهتل
She had the never to ask for cash .
اینها همه هیچ تازه پول نقد هم می خواست
cash in
<idiom>
تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول
cash in on
<idiom>
شانسی سود بردن
available cash
موجودی بانک بدون در نظرگرفتن چکهایی که در دست مشتریان است و هنوز به بانک ارائه نشده است
cash
صندوق
cash
نقد کردن
cash
پول نقد
cash
وصول کردن نقدکردن
cash
دریافت کردن صندوق پول
cash
پول خرد
cash
پول رایج
cash
اسکناس
cash
نقدی
cash
نقدکردن
cash
نقد
cash
چک
cash
حواله پستی تلگرافی یا بانکی
cash readout
وسیلهنمایشمقدارپول
to buy for cash
نقد کردن
spot cash
پول نقد
spot cash
پرداخت نقدی
sell for cash
نقد فروختن
for prompt cash
نقدا`
for prompt cash
فی المجلس
idle cash
پول بیکار
idle cash
پول بلااستفاده
net cash
قیمت مقطوع
net cash
نقدی خالص
non cash share
سهم غیر نقدی
non cash shares
سهام غیر نقدی
on cash basis
نقدا"
share in cash
سهم نقدی
to cash a cheque
چک را نقد کردن
cash crop
محصولی که برای فروش فرآوری میشود
cash crop
فرآورد نقدینهساز
cash on the barrelhead
<idiom>
پولی که برای خرید چیزی پرداخت می شود
strapped for cash
<idiom>
هیچ پولی دربساط نداشتن
cash dispensers
ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
cash dispensers
تحویل دارخودکار
cash dispenser
پرداخت مینماید
cash register
صندوق
[محل پرداخت پول]
cash-wage
دستمزد نقدی
cash dispenser
ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
cash dispenser
تحویل دارخودکار
cash dispensers
پرداخت مینماید
cash and carry
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash crop
فرآورد فروشی
cash crop
محصول فروشی
cash dispensers
پرداخت کننده پول
hard cash
پول نقد
cash-and-carry
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash card
کارتمخصوصگرفتنپول
cash prompt
نقد فوری
To turn into cash.
به پول نزدیک کردن
cash-and-carries
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash cow
<idiom>
منبع خوبی از پول
cash dispenser
پرداخت کننده پول
cash register
صندوق پول شمار
cash budget
بودجه نقدی
cash capital
سرمایه نقدی
cash deficit
کسر صندوق
cash discount
تخفیف نقدی
cash discount
تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد
cash dividened
سود نقدی
cash flows
وجوه در گردش
cash flows
نقدینه
cash items
اسناد تنخواه گردان
cash nexus
رابطه نقدی
cash office
دایره صندوق
cash box
صندوق پول
cash balance
تراز نقدی
cash register
ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
cash register
ماشین صندوقداری
cash registers
صندوق پول شمار
cash registers
ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
cash registers
ماشین صندوقداری
cash flow
گردش وجوه
cash books
دفتر نقدی
capital in cash
سرمایه نقدی
cash account
حساب نقدی
cash against documents
پول در مقابل اسناد
cash assets
داراییهای نقدی
cash balance
مانده نقدی
cash office
صندوق
cash on delivery
پرداخت هنگام تحویل
cash rent
اجاره نقدی
cash sale
فروش نقدی
cash sale
بیع نقد
cash security
وثیقه نقدی
cash security
وجه الضمان نقدی
cash with order
پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
cash crops
پنبه وتنباکو
cash crops
ذرت
contribution not in cash
سهم الشرکه غیر نقدی
cash crops
برنج
cash crops
گندم جو
cash ratio
نسبت نقدینگی
cash crops
محصولات نقدی مانند
cash on delivery
فروش نقدی
cash on delivery
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
cash plans
طرح پرداختهای نقدی
cash price
قیمت نقدی
cash price
بهای نقدی
cash book
دفتر نقدی
cash spot
نقد فوری
Cash . Ready money .
وجه نقد
to save bot cash
نقد فروختن
discounted cash flow
ارزش فعلی پرداختها و هزینههای اتی
discounted cash flow
مبلغ تنزیل شده پرداختها وهزینههای اتی
A cash ( credit ) transaction .
معامله نقدی ( اعتباری )
paid in cash share
سهام نقدا" پرداخت شده
cash collection voucher
سند پرداخت نقدی
cash collection voucher
سندپرداخت غرامت نقدی
Cash is in short supply these days .
از حقوق ماهانه ام کم کنید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com