English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (6 milliseconds)
English Persian
castle style [نوعی معماری قرن هجدهم میلادی با کنگره و مزغل و پله های مارپیچی]
Other Matches
castle دژ
after castle پاشنه
after castle poop : syn
castle قلعه رفتن قلعه
castle میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castle سنگربندی کردن
castle قلعه
castle قصر
castle رخ
fore castle قسمت سینه ناو
castle nut مهره چاکدار
castle ward پاسبان دژیاقلعه
cloud castle خیال خام
castle ward دژبان
sand castle دژشنی
centre castle پل فرماندهی
to call the shots [to be the king of the castle] <idiom> پاسخگو بودن
A castle in the air. Wishful thinking. آرزوی واهی ( خیالی)
style ساخت [سازمانی یا سیستمی]
old-style حروف باریک و خمیده به جلو
old-style روش گاهشماری قدیمی
style سبک بافت
there is no style about her لباس یا وضعش متداولی است
there is no style about her ندارد
style آرایش [سازمانی یا سیستمی]
style ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
there is no style about her سرووضعش زیبایی
style فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
style نامیدن
style معمول کردن مد کردن
style میله متداول شدن
style قلم
style سبک متداول
style سلیقه
style خامه سبک نگارش
style روش
style شیوه
style سبک
Lancet style [سبک گوتیکی اواخر قرن نوزده مرسوم به سبک نیزه ای]
Isabellino style سبک ایزابلین
Isabellian style سبک ایزابلین
Indian style [سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
Hirsau style [نوعی معماری به سبک رومی در آلمان و استرالیا]
Free style [سبک قرن نوزده در احساس سبک کلاسیک و دومستیک]
Federal style سبک معماری فدرال
Mejidian style طرح مجید [این طرح جلوه ای از طرح محرابی و ترکیب با گل فرنگ است که بدلیل علاقه عبدالمجید، سلطان ترکیه به این طرح آنرا به او نسبت داده اند.]
English style [نوعی سبک قرن بیستم در انگلستان و شمال آمریکا]
Lombard style سبک لومبارد
dragon style [سبک دراگون که سبک هنری وایکینگ های اسکاندیناوی بوده است.]
court style سبک کورت [دوره جدیدتری از سبک گوتیک شعاع ساز و گوتیک در فرانسه]
chateau style [سبک معماری قرن نوزدهم فرانسه که ترکیب سبک های گوتیک و رنسانس بود.]
cathedral style [احیای سبک گوتیک در اوایل قرن نوزدهم میلادی]
managerial style سبک مدیرانه
cramp one's style <idiom> محدودکردن صحبت یارفتارشخصی
finish style طرز قرار گرفتن پا نزدیک نقطه پرتاب نیزه
in a narrative style بسبک داستان
elegant style انشا فریف
easy style سبک سلیس
easy style انشای روان
ease of style سبک سلیس
ease of style روانی انشا
type style سبک فونت
cognitive style سبک شناختی
brush style قالب قلم
brush style طرح قلم
bald style روش و مکتب ساده وبی لطافت
in a narrative style بشکل روایت
life style سبک زندگی
line style سبک خط
To go out of fashion (style). بدام افتادم
style sheet ورق تعاریف
style sheet مجموعه تعاریف
style sheet الگویی که برای تولید خودکار نحوه یا نوع یک متن مثل روش کار , کتاب , برنامه ,... از پیش فرمت و قالب بندی شده باشد
style of architecture سبک معماری
severe style شیوه جدی
pointed style سبک قوس تیزه دار
point style شیوه معماری که نشان برجسته ان طاقهای نوک تیزاست
orientalizing style سبک شرقی
orientalizing style شیوه خاورمابی
Italian Villa style [سبک التقاطی مورد استفاده در قرن نوزدهم بومی ایتالیا]
context style of a expression سیاق عبارت
attacking [style of play, player] <adj.> مهاجم
attacking [style of play, player] <adj.> حمله
His style of writing is rather colourless and lifeless. سبک نویسندگیش خشک وبی روح است
attacking [style of play, player] <adj.> تهاجمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com