Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
central mass storage
انباره انبوه مرکزی
Other Matches
mass storage
انبار انبوه
mass storage
تل انباره
mass storage
ذخیره و بازیابی حجم بزرگ داده
mass storage
سیستم ذخیره داده که بیشتر از یک میلیون بیت داده را نگهداری میکند
mass storage
وسیله ذخیره پشتیبان که قادر به ذخیره سایز حجم زیاد داده است
mass storage
انبارش تودهای
removable mass storage
انباره انبوه قابل انتقال
mass storage device
دستگاه تل انبارش
mass storage device
دستگاه انبوه ذخیره
central
مرکزی
central
تلفن چی مرکزی
central
متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
central
فضایی در حافظه که محل آن مستقیماگ و به سرعت توسط CPU قابل آدرس دهی است
central
کلمه با طول کوتاه
central
که برای تولید کلمات بزرگ CPU با استفاده از روش ها تقسم بیت به کار می رود
central
گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل
central
واحد محاسبات و منط ق
central
واحد ورودی و خروجی
central
ترمینالی که ارتباط بین کامپیوتر مرکز و ترمینالهای راه دور را برقرار میکند
central
کامپیوتر مرکزی
central nave
کلیسایمرکزی
central load
نیروی وارد به مرکز
central load
بار مرکزی
central defender
مدافعوسطی
central incisor
دندانپیشینمرکزی
central head
فشار مرکزی
central circle
دایرهوسط
central column
ستونمرکزی
central office
دفتر مرکزی
central office
مرکز تلفن
central office
تلکس و تلگراف
central heating
گرمایش مرکزی
central heating
حرارت مرکزی
central government
حکومت مرکزی
central sulcus
شیار مرکزی
central city
شهر مرکزی
central city
مرکز شهر
central exchange
مرکز تلفن خودکار
central stile
چهارچوبدربمیانی
central screw
پیچمرکزی
central reservation
مرکزرزروکردن
paching central
سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
central convolution
شکنج مرکزی
central gyrus
شکنج مرکزی
central exchange
مرکزتلکس
central fissure
شیار مرکزی
central canal
مجرای مرکزی
central pith
هسته یا مغز چوب
central purchase
خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
central terminal
پایانه مرکزی
weather central
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
central tendency
احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
central reserve
سکوی وسط
central reserve
سکوی میانی
central site
سایت مرکزی
central station
نیروگاه مرکزی
central strip
جداکننده جهات
central tendency
تمایل به مرکز
central war
جنگ عمومی
central planning
برنامه ریزی مرکزی
Central America
آمریکایمرکزی
central position
قرارگاه مرکزی
central position
وضعیت مرکزی
switching central
مرکز تلفن خودکار
central bank
بانک مرکزی
central strip
نوار میانی
central war
جنگ عمده
central processor
پردازنده مرکزی
central processor
پردازشگر مرکزی
top central manhole
حفرهمیانیورودفرد
unit central processing
واحد پردازش مرکزی
central pumping station
مرکزی
central pumping station
تلمبهخانه
Central African Republic
جمهوری آفریقای مرکزی
central focusing wheel
چرخهزوم مرکزی
central angle at crest
فرجه ستیغ
central angle of arch
دهانه کمان
battery control central
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
Central Intelligence Agency
مرکز اداره اطلاعات
[ایالات متحده آمریکا]
central processing unit
واحد پردازش مرکزی
central processing unit
واحدپردازنده مرکزی
central railway station
ایستگاه مرکزی راه اهن
central refueling provisions
سیم سوخت رسانی هواپیماکه در ان تمام تانکهای سوخت از یک نقطه تغذیه میشوند
central air data
مرکز تهیه اطلاعات هوایی مرکزی
central telegraph office
مرکز تلگراف اصلی
central tendency measures
اندازههای گرایش مرکزی
measures of central tendency
اندازههای گرایش مرکزی
central treaty organization
سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
central treaty organization
انگلستان
central treaty organization
پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
telephone central office
مرکز تلفن خودکار
central postal directory
دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
central planning team
تیم طرح ریزی مرکزی
central pastry kitchen
اشپزخانه ثابت پادگانی اشپزخانه غیر صحرایی
German Central Bank
بانک مرکزی آلمان
central concrete membrane
پرده میانی بتنی
central control desk
اطاق فرمان اصلی
central control desk
میزفرمان مرکزی
central control panel
مرکز کنترل
central control panel
تابلوی مرکزی کنترل
central heating system
دستگاه حرارت مرکزی
central information file
سیستم اصلی ذخیره داده
central limit theorem
قضیه حد مرکزی
central mixing plant
مرکز اختلاط بتن
central food preparation facility
کارخانجات مرکزی تهیه موادغذایی
organization of central american states
سازمان دول امریکای مرکزی
in the mass
بطور کلی
in mass
بطوریکجا
in the mass
مجموعا
in the mass
یکجا
in mass
بطور دسته جمعی
in mass
به شکل توده
mass
مقدار حجم توده کردن قوا
mass
انبوه
mass
جرم
mass
تمرکز قوای جنگی
mass
جماعت
mass
جمعی
mass
توده
mass
جرم لختی
[فیزیک]
mass
توده مردم
mass
جرم ماند
[فیزیک]
mass
مراسم عشاء ربانی
mass
انبوه توده
mass
کپه
mass
جرم حجم
mass
گروه
mass
جمع
mass
جرم
[فیزیک]
mass
قسمت عمده
mass
جمع اوری کردن
mass of maneuver
حجم مانور
mass of maneuver
سنگینی حرکات یکان
mass of the electron
جرم الکترون
mass poverty
فقر عمومی
mass practice
تمرین بدون استراحت
mass number
عدد جرمی
mass data
دادههای انبوه
mass number
وزن اتمی
mass number
عدد وزن اتمی
mass movement
جنبش تودهای
mass memory
حافظه انبوه
mass meeting
انجمن یا مجمعی که از عده زیادی مردم تشکیل شود
mass hysteria
هیستری جمعی
mass practice
تمرین فشرده
isotopic mass
جرم ایزوتوپی
mass bombing
بمباران زیاد
mass bombing
بمباران یکجا
mass book
کتاب نماز سالیانه
mass book
زادالمعاد
mass book
کتاب نماز
land mass
خشکسار
mass casualties
تلفات و ضایعات شدید
mass communication
ارتباط جمعی
mass balance
موازنه جرم
mass action
قانون اثر جرم
mass action
عمل کلی
levy in mass
masse en levee
lost mass
افت جرم
low mass
عشای ربانی ساده
mass concrete
بتن معمولی
mass concrete
بتن توده
mass concrete
بتن حجیم
mass education
اموزش همگانی
mass education
اموزش جمعی
mass energy
جرم - انرژی
mass flow
دبی جرمی
mass formation
ارایش توده
mass formation
ارایش هجومی انبوه
mass axis
محور جرم
mass hall
سالن نهارخوری
mass diagram
منحنی نجموع
mass diagram
منحنی مجموع بدهها
mass defect
نقصان جرم
mass concrete
مرکز جرم
mass conditioning
جهت دادن به توده مردم
mass conservation
بقاء جرم
mass consumption
مصرف انبوه
mass consumption
مصرف کلان
mass contagion
سرایت جمعی
mass curve
منحنی تجمعی
mass hall
سالن غذاخوری
mass production
بس فراوری
reduced mass
جرم کاهش یافته
virtual mass
مجموع جرم واقعی و جرم فاهری
land mass
سرزمین بزرگ
land mass
قاره
land mass
کشخر
mass-produce
تولیدانبوه
mass squad
گروه توده
angular mass
گشتاور لختی
[فیزیک]
angular mass
ممان اینرسی
[فیزیک]
angular mass
گشتاور ماند
[فیزیک]
angular mass
گشتاور خطی
[فیزیک]
stamping mass
جرم قالب گیری
rolling mass
توده غلطان
reduced mass
جرم کاهیده
neutron mass
جرم نوترون
molecular mass
جرم مولکولی
molar mass
جرم مولی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com