English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
centralized control انجام کنترل به طریقه تمرکزی
centralized control کنترل تمرکزی
Other Matches
centralized تمرکزی
centralized متمرکزشده
centralized مین میشود
centralized متمرکز
centralized امکانات پردازش داده که در یک محل متمرکز و قابل دستیابی توسط سایر کاربران انجام می شوند
centralized آنچه در یک موقعیت مرکزی قرار دارد
centralized به طور تمرکزی انجام شده
centralized system نظام متمرکز
centralized planning برنامه ریزی متمرکز
centralized items اقلام اماد تمرکزی
centralized items اقلامی که دستور کنترل توزیع تمرکزی ان رسیده
centralized lubrication روغنکاری متمرکز
centralized design طراحی تمرکز یافته
centralized plan پلان مرکزی
centralized data processing پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز
centralized network configuration ساختار شبکهای متمرکز
centralized oil shot system روغنکاری متمرکز فشاری
control بازرسی نظارت جلوگیری
control اختیار
to keep under control تحت نظارت نگه داشتن
I cant help it. It is beyond my control. دست خودم نیست
control بازدید
control واپاد
control اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
control مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
self-control خودداری
self-control خویشتنداری
self-control خودگردانی
self control خودداری
self control مسک نفس
control بازرسی کردن
self control کف نفس
self control قوه خودداری
control نظارت کردن
control نظارت و ممیزی کردن
control کنترل کردن فرمان
control کنترل کردن
control نظارت کردن تنظیم کردن
control بازرسی
control کنترل بازبینی
control کاربری
control کنترل
control نظارت
control توپزن دقیق
control فرمان
control وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control کنترل کردن مهار کردن
control مهار
esi control control Index ExternallySpecified کنترل با فراست
framing control پیچ تنظیم تصویر
exchange control کنترل ارز
exchange control نظارت ارز
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
exchange control کنترل ارزی
experimental control کنترل ازمایشی
external control کنترل خارجی
control towers برج کنترل
error control کنترل خطا
erosion control جلوگیری از فرسایش
delusion of control هذیان کنترل شدگی
digital control کنترل دیجیتالی
direct control کنترل مستقیم
disaster control روش کنترل سوانح
disaster control روش مقابله با سوانح و بلایا
electric control کنترل الکتریکی
electronic control تنظیم الکترونیکی
electronic control کنترل الکترونیکی
electronic control فرمان الکترونیکی
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
engagement control کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
decentralized control کنترل غیر تمرکزی
control towers برج مراقبت
focusing control تنظیم تمرکز
fly control قسمت کنترل پرواز
fire control کنترل یا هدایت اتش
fiscal control نظارت مالی
fiscal control کنترل مالی
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
flight control کنترل پرواز
flight control سیستم کنترل هواپیماها
fly control برج کنترل
flow control کنترل جریان
flood control سیل بندی
fire control دستگاه کنترل اتش توپخانه
wage control کنترل دستمزد
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
field control کنترل میدان
fighter control کنترل شکاریها
volume control کنترل شدت صوت
fighter control کنترل عملیات هواپیماهای جنگنده
fire control اطفاء حریق
fire control جلوگیری از اتش سوزی
forms control کنترل فرم ها
fire control سیستم کنترل اتش
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
fire control کنترل اتش
control rocket راکت کوچکی که در صورت لزوم روشن شده و وضعیت یا سرعت فضاپیما را تصحیح میکند
control status وضعیت کنترلی
control status وضعیت کنترل اتش
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
control store انباره کنترل
control structure ساخت کنترل
control structure ساختار کنترلی
control structure ساختارکنترل
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
control surface سطح کنترل
control surface سطح فرمان
control knobs دکمهکنترل
control switch کلید فرمان
control system سیستم فرمان
control system سیستم کنترل
control station ایستگاه کنترل
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control rod میله کنترل
control rod میله لوله یا صفحهای درهسته شناسی که حاوی موادی است که نوترونها رابسرعت جذب میکند
control section بخش کنترل
control section قسمت کنترل
control sequence ترتیب کنترل
control sheet برگ کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
control ship ناو کنترل کننده عملیات دریایی
control signal علامت کنترل
control signals سیگنالهای کنترلی
control signals علائم کنترلی
control slide غلتگاه کنترل
control statement جمله کنترلی
control slide کشوی کنترل
control total جمع فیلدهای عددی برای بررسی صحت ورودی پردازش داده یا داده خروجی
control transmitter دستگاههای همگرد
cruise control کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
crystal control تنظیم با بلور
cursor control کنترل مکان نما
control knob دکمههایکنترل
control keys کلیدهایکنترل
damage control کنترل خسارات
damage control کنترل کردن خسارات
damage control اسیب گیری
control deck کنترلعرشه
control box جعبهکنترل
control bar میلهکنترل
data control کنترل داده ها
colour control کنترلرنگ
climate control کنترلدما
cortical control کنترل مغزی
corrosion control جلوگیری و کنترل خوردگی
control unit واحد کنترل
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
control vane تیغه متحرکی برای کنترل وضعیت و مسیر پرواز
control variable متغیر کنترل شده
control vehicle تانک نافم حرکت
control vehicle خودرونافم ستون یا نافم حرکت
control wheel صفحه کنترل
control wheel صفحه تنظیم کننده
control word کلمه کنترل
control words کلمات کنترلی
control zone منطقه کنترل هوایی
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
centring control دکمهکنترلصفحه
load control تنظیم با بار خارجی
minor control کنترل ضعیف
minor control کنترل کم
mixture control کنترل مخلوط
monetary control کنترل پولی
monetary control نظارت پولی
motor control کنترل حرکتی
movement control کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
net control کنترل شبکه
net control ایستگاه کنترل شبکه
numerical control کنترل عددی
organization control کنترل سازمانی
sequence control کنترل ترتیب
sequence control کنترل ترتیبی
material control کنترل مواد
loop control کنترل حلقه زنی
speed control کنترل عده دور
speed control کنترل سرعت
spark control نافم جرقه
magnetci control کنترل فرمان مغناطیسی
span of control حوزه نظارت
social control کنترل اجتماعی
size control کنترل اندازه
manpower control کنترل نیروی انسانی
manual control کنترل دستی
sequential control کنترل ترتیبی
sequence control کنترل متوالی
radio control دستگاه کنترل بی سیم
output control تنظیم انرژی خروجی
riot control کنترل اغتشاشات
ride control سیستم کنترل ایرودینامیکی اتوماتیک که شتاب قائم ناشی از تندبادها را کاهش میدهد
production control کنترل تولید
program control کنترل برنامه
project control کنترل پروژه
reverse control کنترل معکوس
regeneration control فرمان واکنشی
reactor control کنترل راکتور
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
quantity control کنترل کمیت
rack control نوعی کنترل پروازی غیر دستی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com