Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
centre of crest circle
مرکز خمیدگی
centre of crest circle
مرکز انحنای ستیغ
Other Matches
centre circle
دایرهمرکزی
centre face-off circle
دایرهمرکزیمحلروبروشدنحریفها
crest
کاکل
crest
نوک تیزی راس خاکریز
crest
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
crest value
جریان بیشینه
crest
خط الراس
crest
نوک
crest
تاج
crest
کلاله
crest
قله
crest
یال
crest
بالاترین درجه
crest
به بالاترین درجه رسیدن
crest
ستیغ
crest
تاج سد
crest
مانع
crest fallen
تاج
crest fallen
خوار
crest fallen
سرافگنده
crest elevation
فرازای ستیغ تراز ستیغ
crest elevation
فرازای تاج
crest clearance
بازی نوک پیچ
crest fallen
افتاده
crest level
یال
crest of spillway
سرآبسطحسد
crest clearing
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
military crest
خط الراس نظامی
hill crest
قله تپه
hill crest
نوک تپه
hill crest
خط الراس
arch center for crest
مرکز خمیدگی ستیغ
included angle of crest
فرجه ستیغ
downstream radius of crest
شعاع انحنای ستیغ در پایاب شعاع انحنای ستیغ در پایین دست
central angle at crest
فرجه ستیغ
arch center for crest
مرکزانحنای ستیغ
arch center for crest
مرکز قوس ستیغ
crest clearing graph
نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
circle
دویدن در مسیر منحنی
circle
جفتی
circle
گرفتن احاطه کردن
circle
دور
circle
مدورساختن
inner circle
دایرهداخلی
circle eight
چرخش با دایرهای بشکل 8لاتین
circle
محیط دایره
circle
دایره
circle
محفل حوزه
circle
قلمرو
circle
دورزدن
centre third
سومینخطمیانی
right centre
مرکزقائم
right-of-centre
جناحراست محافظهکاران
off centre
لنگی
centre
درمرکز قرارگرفتن
centre
مرکز
centre
وسط
centre
قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
centre
محل
centre
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
شخصی که مراقب عملیات کامپیوتر مرکزی است
centre
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centre
قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centre
وسط ونقطه مرکزی
centre
نقط ه میانی چیزی
off centre
لنگ زدن
off-centre
لنگ زدن
off-centre
لنگی
centre
میان
centre
تمرکز یافتن
north circle
دایره شمالگان
mill circle
چرخ اسیاب ژیمناستیک
tactile circle
دایره بساوشی
mohr's circle
دایره مور
hip circle
چرخ جلو روی پارالل
hrowing circle
دایره پرتاب دیسک
kick circle
دایره 8/81 متری وسط میدان
leg circle
جفتی
hour circle
نصف النهار حلقه مدرج
hour circle
دایره ساعتی
mohr's circle
دایره موهر
hole circle
گردی سوراخ
marker circle
دایره مشخص کننده مرکزمنطقه فرود هوایی یا باندفرود هواپیما
parhelic circle
هاله روشن بالای افق
pitch circle
دایره گام
turning circle
دایره گردش
station circle
چرخههواشناسی
vertical circle
دایره عظیمه ماربر راس القدم و سمت القدم نافر
vertical circle
دایره قائم
winner's circle
محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
traffic circle
دایرهی یک طرفه
restricting circle
دایرهممنوعه
outer circle
دایرهخارجی
central circle
دایرهوسط
on-deck circle
دررویدایره
throwing circle
دایره پرتاب نیزه
turning circle
دایره چرخش ناو
striking circle
دایرهبرخورد
root circle
دوره پای دندانه
semi circle
نیم دایره
small circle
دایره صغیره سماوی
small circle
دایره صغیره
stalder circle
اشتادلر
stalder circle
چرخش کامل بدورمیله بدون تماس پاها بامیله
stress circle
دایره تنش
the vicious circle
دور تسلسل
three point circle
قوس زمین زیر حلقه بسکتبال
tip circle
دوره نوک
goal circle
محدودهگل
arc de circle
خمش
dress circle
صندلیهای ردیف جلوتماشاخانه
circle chart
نمودار دایره ای
[ریاضی]
circle chart
گراف دایره ای
[ریاضی]
circle dodge
گریز از حریف در مسیرمنحنی
circle graph
نمودار دایرهای
circle of influence
دایرهای که حد منطقه تاثیررا مشخص میکند
circle of position
دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
unit circle
دایره واحد
[ریاضی]
vicious circle
دور و تسلسل
area of a circle
مساحت دایره
[ریاضی]
area of a circle
مساحت صفحه
[قرص شکل]
[ریاضی]
antarctic circle
مدار قطب جنوب
azimuth circle
قطب نمای نجومی هواپیما زاویه یاب نجومی صفحه قطب نمای کشتی
azimuth circle
سمت نما
azimuth circle
سمت گیر
azimuth circle
دایره سمتیه
base circle
هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
center circle
دایره وسط زمین
center circle
دایره میانی
altitude circle
صفحه ارتفاع سنج هواپیما
aiming circle
زاویه یاب فرماندهی
circumscribed circle
دایره محیطی
[ریاضی]
color circle
دایره رنگها
face off circle
هرکدام از پنج دایره کوچک مخصوص رویارویی
flank circle
جفتی خرک
vicious circle
<idiom>
دلیل وتاثیری بانتیجه بد
come full circle
<idiom>
کاملا برعکس
giant circle
افتاب شکسته
great circle
بزرگترین دایره محیط یک کره
great circle
دایره عظیمه
great circle
دایره عظیمه سماوی
elevation circle
قطاع درجه
dip circle
میل سنج
half circle
چرخش نمیدایره ژیمناست
Arctic Circle
مدار قطب شمال
vicious circle
دور معیوب
diffusion circle
دایره پخش
centre pocket
مرکزی
centre point
نقطهمرکزی
centre-back
میانیعقب
centre post
قسمتبدونآرایش
remand centre
بازداشتگاهموقت
centre span
مرکزپل
centre spot
خالوسط
centre-aisle
راهرویمیانی
centre wheel
چرخهمیانی
centre strap
نوارمیانی
centre pocket
گودال
conference centre
مرکزکنفرانس
left centre
مرکزچپ
Take me to the city centre?
مرا به مرکز شهر ببرید.
detention centre
پذیرشهتل
garden centre
مکاندفنزباله
centre-stage
شرائطبسیار حساسو مهم
leisure centre
مرکزتفریحیورزشی
reception centre
مکانیکهبرایافرادبیخانماناقامتگاهموقتیفراهممیآورد
shopping centre
مرکزخرید
How far is it to city centre?
تا مرکز شهر چقدر راه است؟
left-of-centre
معتقدبهسوسیالیزم
health centre
مرکز سلامتی
community centre
محلاجتماعات
civic centre
مرکز شهر
nerve centre
مرکز فرمان
centre castle
پل فرماندهی
profit centre
واحد دخل و خرج کننده
surrending the centre
تفویض مرکز
profit centre
قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
profit centre
مرکز سود
centre console
میزفرمانمرکزی
off centre load
بار خارج از مرکز
centre game
بازی مرکزی
centre of activities
مرکز عملیات
fluid centre
مرکز سیال
cost centre
مرکز هزینه یابی
civic centre
میانگاه شهر
centre of pressure
مرکز فشار
centre pawns
پیادههای مرکزی شطرنج
centre plate
keel drop
centre of mass
مرکز ثقل
centre back
نیمهعقب
centre fielder
بازیکنمرکزی
centre flag
پرچموسطی
centre forward
مرکز
centre half
نیمهمیانی
centre hole
مرکزگودال
centre of gravity
گرانیگاه
centre Keelson
مرکزالوارکیل
centre lane
بیندوخط
centre line
خطمرکزی
centre field
مرکززمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com