Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
character density
تراکم دخشه ها
character density
تراکم کاراکترها
Other Matches
density mean
میانگین چگالی
density
جرم حجمی
density
جرم حجمی چگالی
density
تراکم میدان مین
density
تکاثف
density
فرش پر تراکم
density
چگالی یا ارتفاع پرز فرش
density
تراکم الیاف
[در یک مساحت معین]
density
حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
density
دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
density
تعداد بیتهایی که در یک واحد مسافت در دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
density
دیسکی که میتواند دو بیت داده را در واحد مسافت ذخیره کند در مقایسه با دیسک استاندارد با استفاده از پردازنده پیشرفته نوشتن
density
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density
جرم مخصوص
density
چگالی
density
غلظت
density
انبوهی
density
دانسیته
density
تراکم
character
خط
character per second
کاراکتر درثانیه
character
رقم
character
شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
character
صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی
character
نهاد سیرت
in character
<idiom>
مثل معمول
character per second
دخشه در ثانیه
character
خیم
character
منش
character
مجسم کردن شخصیت
character
دخشه
character
دخشه کاراکتر
character
نویسه
character
علامت
character
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
character
حرف
character
صفت اختصاصی
character
یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
character
عدد صحیح خصوصیت
character
صفت
character
سیرت
character
مونه
energy density
تکاتف یا چگالی انرژی
energy density
دانسیته انرژی
electronic density
چگالی الکترونی
electron density
چگالی الکترونی
electron density
چگالی الکترونها
dual density
تراکم مضاعف
dry density
وزن مخصوص خشک
field density
چگالی میدان
flux density
چگالی شاره
flux density
تراکم فشار
flux density
چگالی شار
gas density
چگالی گاز
gross density
چگالی غیر خالص
gross density
چگالی خام
high density
چگالی عالی
dry density
چگالی
dry density
تراکم خشک
double density
تراکم مضاعف
density indicator
چگالی سنج
density gage
چگالی سنج
density function
تابع چگالی
density dependent
انبوهی بسامان
density attitude
ارتفاع مربوط به غلظت استاندارد هوا
damage density
چگالی اسیب رسانی
current density
غلظت جریان
density independent
انبوهی نابسامان
density modulation
تحمیل تکاثفی
double density
چگالی مضاعف
density wave
موج چگالی
density of traffic
پر پشتی امد و شد
density of traffic
تراکم ترافیک
density of traffic
تراکم رفت و امد
density of loading
تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
density of current
چگالی جریان
density of charge
چگالی بار برقی
current density
تکائف جریان
immersed density
وزن مخصوص جسم در حال غوطه وری
probability density
چگالی احتمال
[ریاضی]
tap density
چگالی انباشتگی
single density
با تراکم واحد
relative density
گرانی ویژه
relative density
دانسیته نسبی
telephone density
تراکم تلفن
track density
تراکم شیار
knot density
چگالی گره
[تراکم تعداد گره در مساحتی مشخص از فرش می باشد که اغلب بصورت متر مربع و یا اینچ مربع محاسبه می گردد.]
traffic density
پرپشتی شد امد
traffic density
سنگینی شد امد
traffic density
فشار امد وشد
traffic density
تراکم امد و شد
traffic density
شدت عبور و مرور
traffic density
تراکم عبور و مرور
traffic density
تکاشف عبور و مرور
relative density
چگالی نسبی
recording density
تراکم ضبط
packing density
تراکم فشرده سازی
packing density
تراکم بسته بندی
optical density
چگالی نوری
mine density
میزان تراکم مین در میدان مین
maximum density
حداکثر تراکم
line density
تراکم خط
page density
چگالی صفحه
radiation density
تراکم تابش
quad density
چگالی عالی
quad density
تراکم چهارگانه
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
print density
تراکم چاپ
population density
تراکم جمعیت
single density
چگالی تک
particle density
وزن مخصوص حقیقی
ion density
چگالی یون
current density
چگالی جریان
gas density
دانسیته گاز
bit density
چگالی بیت
charge density
چگالی بار
apparent density
تکاتف فاهری
bulk density
چگالی حجمی
bulk density
چگالی تودهای
air density
چگالی هوا
bulk density
چگالی کشیدگی
bit density
تراکم ذرهای
bluck density
وزن مخصوص
density of electron
چگالی الکترون
absolute density
چگالی مطلق
air density
غلظت هوا
critical density
چگالی بحرانی
character disorder
اختلال منش
character generator
مولد کاراکتر
character generator
دخشه زا
pad character
حرف اضافی افزوده شده به رشته یا بسته یا فایل تا به اندازه مورد نظر برسد
character fill
پر کردن کاراکترها
special character
دخشه ویژه
character code
رمز کاراکتر
character code
رمز دخشهای
character checking
تست کاراکتری
receptive character
منش پذیرا
character analysis
تحلیل منش
character code
کد کاراکتری
oral character
منش دهانی
character neurosis
روان رنجوری منش
magnetic character
کاراکتر مغناطیسی
membership character
ویژگی عضویت
character map
شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
most significant character
رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
new line character
دخشه تعویض سطر
nongraphic character
کاراکتر غیر گرافیکی
null character
دخشه پوچ
null character
کاراکتر تهی
numeric character
دخشه عددی
character guidance
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
optical character
دخشه نوری
magnetic character
دخشه مغناطیسی
optical character
کاراکتر نوری
character graphics
نگاره سازی دخشهای
ionic character
خصلت یونی
blank character
دخشه فاصله
bell character
کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند
backspace character
دخشه پسبرد
anal character
منش مقعدی
alphanumeric character
دخشههای الفبا عددی
character actor
هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actors
هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character correction
نمایشتغییرات
extended character
دکمهبازکنندهصفحه
He has a clean character.
اخلاقا" آدم سالمی است
aknowledge character
کاراکتر مورد قبول
historic character
[شخصیت های تاریخی که در طرح های مناظر برای توصیف ساختارها و ویژگی های معماری و تاریخی استفاده می شد.]
out of character
[OOC]
دور از منش من
sync character
کاراکتر همگام
substitute character
حرفی که در صورتی که حرف دریافت شده تشخیص داده نشود نمایش داده میشود
blank character
کاراکتر جای خالی
blank character
کاراکتر تهی
blank character
فاصله
reserved character
کلمه یاعبارتی که به عنوان مشخصه درزبان برنامه سازی به کارمی رود.
reserved character
فضایی ازدیسک که برای کنترل ذخیره داده به کارمی رود
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
rub out character
دخشه پاک کن
separating character
دخشه جدا ساز
sign character
دخشه علامت نما
blank character
دخشه
special character
دخشه
special character
ویژه
special character
علامت ویژه کاراکتر مخصوص
numeric character
کاراکتر عددی
control character
کاراکتر کنترلی
character recognition
تشخیص کاراکتر
character recognition
دخشه شناسی
enquiry character
کاراکتر پرس و جو
erase character
دخته پاک کن
erase character
حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
escape character
کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
escape character
ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
escape character
حرفی که نشان دهنده کد espace باشد
escape character
کاراکتر گریز
exploitative character
منش بهره کش
character reader
دخشه خوان
character printer
چاپگر کاراکتری
character printer
چاپگرعلامتی
character set
دخشکان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com