English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 295 (15 milliseconds)
English Persian
check out تصفیه حساب کردن
check out بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
Search result with all words
check-points محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
check-points علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
double check کیش دوبل
double-check کیش دوبل
check جلوگیری کردن از
check ممانعت کردن
check سرزنش کردن رسیدگی کردن
check مقابله کردن مقابله
check بررسی
check بررسی کردن
check تطبیق کردن
check نشان گذاردن
check چک بانک
check دریچه تنظیم
check دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check بازرسی کردن
check بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check بازرسی شد
check وارسی
check و شدن بوی شکار
check کیش
check کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check منع
check تطبیق
check مقابله
check چک
check امتحان کردن بازرسی
check امتحان
check چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
check مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check اجرای خشک یک برنامه
check او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check اطمینان از صحت چیزی
check بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check مقابله کردن بررسی
check in وارد شدن
check in نام نویسی کردن مراسم ورود
check-in وارد شدن
check-in نام نویسی کردن مراسم ورود
check-ins وارد شدن
check-ins نام نویسی کردن مراسم ورود
cross check بررسی متقابل
cross-check بررسی متقابل
spot check مقابله موضعی
spot check بررسی موضعی
spot check بطور چند در میان ازمودن
spot check سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
spot check بازدید در محل
uncovered check چک بی محل
check-up بازبینی
check-up کنترل
check-up بازبینی کردن
check-up کنترل کردن
check-ups بازبینی
check-ups کنترل
check-ups بازبینی کردن
check-ups کنترل کردن
arithmetic check مقابله حسابی
automatic check مقابله خودکار
automatic check ازمایش خودکار
automatic check کنترل خودکار بررسی خودکار
bag check دریچه پردهای متحرک
bank check چک بانکی
bench check کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
bench check ازمایش عملی روی قطعه بازشده از بدنه هواپیما به منظور تعیین قابلیت ادامه کار
blank check چک سفید
blank check چک امضاء شده وسفید
blank check سندامضاء شده وبدون متن
blank check چک سفید امضاء شده
blank check چک امضاء شده بدون مبلغ
board check تنه زدن
board check خطا
body check سد کردن بازیگر توپدار
border check irrigation ابیاری نواری
built in check مقابله توکار
built in check بررسی توکار
bulit in check تست تعبیه شده
bulit in check automaticcheck
cancel check firing فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
cashier's check چکی که بانک عهده خود بکشد
certified check چک تضمین شده
certified check چک گواهی شده
certified check چک تضمینی
chain check stopper سیم نگهدار
check and drop structure ابشار تنظیم سطح اب
check bit ذره مقابلهای
check bit بیت مقابلهای
check book کتابچه ثبت ارقام یاموادرسیدگی شده
check boxes چهارگوشهای انتخاب
Other Matches
check مطالعه کردن
check تجزیه کردن
check محک زدن
check عیار گرفتن
check بررسی کردن
check تحقیق کردن
check ارزیابی کردن
in check <idiom> غیرقابل کنترل
check up رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
check up معاینه کردن
to check up درست رسیدگی یاحساب کردن
to check off رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
second check بررسی نهایی
second check بررسی دوباره
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
to check out something چیزی را بررسی یا امتحان کردن
to check in نام نویسی کردن [هتل]
check off تغییرروش بازی درتجمع
check سنجیدن
perpetual check کیش دایم
parity check مقابله کردن توازن
overflow check مقابله سرریز
overflow check بررسی سرریز
overflow check بررسی سرریزی
odd even check بررسی فرد و زوج
odd even check مقابله فرد و زوج
programmed check مقابله برنامه ریزی شده
parity check بررسی توازن
parity check مقابله توازن
pay check چک حقوق
poke check فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
parity check مقابله ایستایی
cyclic check مقابله چرخهای
data check مقابله داده ها
diagnostic check مقابله تشخیصی
priority of check تقدم کیش
programmable check مقابله برنامه ریزی شده
modulo n check مقابله به پیمانه
marginal check برسی مرزی
marginal check مقابله مرزی
even parity check بررسی توازن زوج
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
echo check بکمک طنین
echo check مقابله
dynamic check مقابله پویا
duplication check بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
duplication check مقابله از راه تکرار
dump check مقابله حین روبرداری
division check ازمایش تقسیم
family check کیش همگانی
fore check جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
frequency check کنترل فرکانس
machine check برسی ماشین
limit check بررسی حدی
limit check مقابله حدود
indian check سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
hook check سد کردن راه چوب حریف ازعقب
hip check سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hardware check مقابله سخت افزاری
discovered check کیش برخاست
identity check بازرسی شناسنامه
rain check بلیط مجانی یا مجدد
wraparound check سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
visual check مقابله بصری
visual check مقابله دیداری
validity check بررسی اعتبار
validity check مقابله اعتبار
twin check بررسی توام
twin check مقابله توام
rain check بلیط باران
rain check نوید یا قول دعوت بعدی
check-rail ریلتنظیم
identity check بررسی هویت
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
What time should I check in? چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
rain check <idiom> بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
rain check <idiom> رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
double-check <idiom> دوباره چک کردن
security check چکامنیتی
traveler's check چک مسافرتی
transfer check انتقال
selection check مقابله گزینش
sales check صورت فروش
residue check بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
redundancy check بررسی افزونگی
redundancy check تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند
redudancy check بررسی افزونگی
reasonableness check بررسی و کنترل معقولانه و مستدل
reasonableness check بررسی معقول بودن
range check بررسی محدوده
sequence check مقابله ترتیب
sequence check بررسی ترتیبی
sight check مقابله چشمی
transfer check مقابله
system check بررسی سیستم
system check مقابله سیستم
synchronization check کنترل همزمانی
summation check بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
sum check مقابله جمعی
stock check کنترل موجودی
stick check دور کردن گوی از گوی دار بااستفاده از چوب
spite check کیش دفع الوقت
sight check مقابله نظری
programmed check بررسی برنامه ریزی شده
check firing عناصرتیر را بررسی کنید
check firing فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
check field میدان مقابلهای
check digits ارقام تست
check digit رقم مقابلهای
check character کاراکتر مقابلهای
check character علامت مقابلهای
check character دخشه مقابلهای
check boxes جعبههای مقابله
crossfoot check تست تعیین صحت یک حاصلجمع
check total آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total برنامهای که صحت داده را بررسی میکند
check sweeping مین روبی ازمایشی
check sweeping بازرسی مین روبی
check sum جمع ارقام یا بیت ها که برای اهداف ازمایشی بکار می رود
check sum مجموع مقابلهای
check string ریسمان درشکه که مسافربوسیله ان راننده رابه ایست کردن اگاهی
check side پیچ دادن به گوی برای برگشت به عقب
check register بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
check problem مسئله ازمایشی
check point نقطه مقابله
check problem مسئله مقابلهای
check valve شیر تنظیم
check valve شیرفلکه
crosse check ضربه به گوی دار یا گیرنده گوی
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
consistency check داده ها یا موضوعات مط ابق با قالب از پیش فرض شده هستند
consistency check بررسی سازگاری
check valve سوپاپ یا دریچه مسدود کننده
check valve شیر یک طرفه
check valve شیر یکطرفه
check valve لیژ یک طرفه
check valve سوپاپ یک طرفه
completeness check تطبیق کامل
check point نقطه ازمایش
check point نقطه بازرسی
check plot یک ترسیم قلمی که به طورخودکار توسط سیستم CADقبل از ایجاد خروجی نهایی برای اصلاح و ویرایش تصویری تولید شود
check out time زمان لازم برای تخلیه محل
check out time زمان لازم برای ازمایش یک وسیله
check lock ساعت امتحان کننده
check out equipment وسایل بازدید محل
check out equipment وسایل ازمایشگاهی
check lock مهره پشت گیر
check nut مهره پشت گیر
check mark علامتی در نزدیکی خط اغاز علامتی نزدیک نقطه اغازپرش یا پرتاب
check mark علامت کنترل
check nut مهره چاکدار
check off list برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
check lists لیست مرجع
check lists فهرست کارهایی که میبایست انجام شود
check gate دریچه تنظیم
check list سیاهه مقابله
check flight پروازی برای اشناشدن خدمه و یا ازمایش صلاحیت انها
check point علامتی نزدیک نقطه اغاز پرش یا پرتاب
check point نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
check indicator نماینده مقابله
check indicator مشخص کننده مقابله
check point نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
to bounce [cheque/check] برگشتن [چکی]
issue [of something] [ID card or check] صدور [چیزی] [کارت شناسایی] [چک]
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
cyclic redundancy check بررسی افزونگی چرخهای کاراکتر بررسی و کنترل افزونگی چرخهای
cyclical stock check کنترل موجودی دورهای
differential compression check ازمایشی از وضعیت موتور که در ان مقدار نشتی رینگها وسوپاپها توسط اندازه گیری افت فشار در طرفین سوراخی با قطر معین تعیین میشود
machine check interrupt وقفه بررسی ماشین
issue [of something] [ID card or check] انتشار [اسکناس] [اوراق بهادار]
Please check the spear tyre, too. لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید.
baggage check-in counter کنترلبستههاوساکها
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
gas check pad بالشتک
A post - dated check . چک مدت دار ( وعده دار )
To draw a check ( picture ) . چک ( عکس ) کشیدن
This check is on bank Melli . این چه بعهده بانک ملی است
gas check pad بالشتک کولاس
gas check pad بالشتک دوکی جازم
machine check interrupt وقفه مقابله ماشین
vertical parity check مقابله توان عمدی
vertical redundancy check بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
check port/starboard جهت تعقیب رادار به سمت دماغه کشتی یا دم هواپیما
odd parity check بررسی توازن فرد
to check out that new clothing store نگاهی به آن فروشگاه لباس تازه انداختن
Could you check the tyre pressure? آیا ممکن است باد تایر را کنترل کنید؟
longitudinal redundancy check مقابله افزونگی طولی
Just check out the new sports car model! نگاه بکن به مدل تازه خودروی کورسی !
to cross-check the result with a calculator حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
to take a rain check [ raincheck] on an offer [American E] رد کردن درخواستی و قول دعوت بعدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com