English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
chemical shift non equivalent protons پروتونهای با جابجایی شیمیایی نابرابر
Search result with all words
chemical shift equivalent protons پروتونهای با جابجایی شیمیایی برابر
Other Matches
equivalent protons پروتونهای هم ارز
chemical equivalent هم ارز شیمیایی
chemical shift جابجایی شیمیایی
protons هسته اتم سبک و دارای تعداد مساوی اتم هیدروژن
protons پروتون
equivalent همچند
equivalent مساوی
equivalent to در حکم
equivalent هم ارز
equivalent مثل
equivalent برابر مشابه
equivalent هم قیمت
equivalent معادل
equivalent برابری
is equivalent to برابراستبا
equivalent همسنگ
equivalent همان مقدار را داشتن یا مشابه بودن
equivalent هم ارزی
equivalent مترادف هم معنی
equivalent هم بها
chemical کیمیایی
chemical ماده شیمیایی دارویی
chemical شیمیایی
acid equivalent معادل شیمیایی اسید
ecological equivalent هم ارزی بوم شناختی
electrochemical equivalent هم ارز الکتروشیمیایی
acid equivalent هم ارزشیمیایی اسید
epileptic equivalent صرع واره
equivalent airspeed سرعت پیش بینی شده
equivalent airspeed سرعت تنظیم شده
equivalent area سطح معادل
tnt equivalent معادل با قدرت انفجار تی ان تی
equivalent forms صورتهای هم ارز
moisture equivalent ضریب تعادل رطوبتی
saponification equivalent هم ارز صابونی شدن
equivalent weight وزن معادل
equivalent weight وزن هم ارز
grade equivalent معادل کلاسی
gram equivalent هم ارز گرمی
equivalent conduction رسانش هم ارز
gramme equivalent هم ارز گرمی
t equivalent circuit مدار معادل " T "
neutralization equivalent هم ارز خنثی شدن
equivalent circuit مدار معادل
sand equivalent درجه ماسهای بودن خاک
sand equivalent همسنگ ماسه
equivalent conductance رسانایی هم ارز
chemical bond پیوند شیمیایی
chemical consolidation تزریق شیمیایی
chemical grouting تزریق شیمیایی
chemical agent ماده شیمیایی
chemical injection تزریق شیمیایی
chemical defense پدافند شیمیایی
chemical agent عامل شیمیایی
chemical alarm اعلام خطر شیمیایی
chemical ammunition مهمات شیمیایی
chemical bonding تشکیل پیوند شیمیایی
chemical bonding پیوندشیمیایی
chemical analysis تجزیه شیمیایی
chemical combination ترکیب شیمیایی
chemical compound ترکیب شیمیایی
chemical analyse تجزیه شیمیایی
chemical affinity میل ترکیبی شیمیایی
chemical defense پدافند بر علیه مواد شیمیایی سمی
chemical munition سلاح شیمیایی
chemical operations عملیات شیمیایی
chemical physics فیزیک شیمیایی
chemical pollution الودگی شیمیایی
chemical properties خواص شیمیایی
chemical reaction واکنش شیمیایی
chemical reactor واکنشگاه شیمیایی
chemical research پژوهش شیمیایی
chemical security تامین شیمیایی
chemical kinetics سینتیک شیمیایی
chemical industries صنایع شیمیایی
chemical deposits نهشتهای شیمیایی
chemical element عنصر شیمیایی
chemical energy انرژی شیمیایی
chemical engineering مهندسی شیمی
chemical equilibrium تعادل شیمیایی
chemical sense حس شیمیایی
chemical exchange تبادل شیمیایی
chemical fuel سوخت شیمیایی
chemical herbicide علف کش شیمیایی
chemical horn مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
chemical security حفافت برعلیه مواد شیمیایی
chemical abstracts چکیدههای شیمی
chemical weapon جنگ افزار شیمیایی
chemical warfare جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
chemical survey بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
physio chemical وابسته به شیمی فیزیکی
chemical feedstock مواد اولیه شیمیایی
chemical wash کهنه شور یا دواشور نمودن فرش با کلر و خاکستر چوب جهت ملایم کردن رنگ ها و افزایش طول عمر ظاهری و غیر حقیقی فرش
chemical survey تجسس شیمیایی
chemical species گونههای شیمیایی
chemical treatment رفتارشیمیایی
chemical weathering هوازدگی شیمیایی
equivalent service rounds گلولههای معادل گلوله جنگی
equivalent knowledge credit تصدیق اعتبار علمی
equivalent service rounds گلوله معادل
equivalent knowledge credit تصدیق دانش علمی
equivalent diode voltage ولتاژ لامپ دو قطبی هم ارز
equivalent diode of a triode لامپ دو قطبی هم ارز چندقطبی
gram equivalent weight وزن هم ارز- گرم
equivalent binary digits ارقام دودویی معادل
fair equivalent remuneration اجرت المثل
equivalent binary digits ارقام دودویی هم ارز
gram equivalent weight وزن گرمی هم ارز
age equivalent scale مقیاس معادل سنی
limiting equivalent conductance رسانایی اکی والان حد
centrifugal moisture equivalent مقدار ابی که توسط دستگاه سانتریفوژ از یک نمونه خاک مرطوب گرفته میشود
mechanical equivalent of heat هم ارز مکانیکی گرما
chemical oxygen demand نیاز شیمیایی اکسیژن
chemical biological and radiological میکربی ورادیولوژیکی
chemical biological and radiological شیمیایی
nuclear biological chemical شیمیایی میکربی هستهای
equivalent circuit of a contact rectifie مدار هم ارز یکسوکننده مجاورتی
high frequency equivalent circuit مدار معادل فرکانس بالا
height equivalent of theroretical plate ارتفاع معادل بشقابک نظری
equivalent diode of a multielectrode val لامپ دو قطبی هم ارز چندقطبی
right shift تغییر مکان به سمت راست
to shift عوض کردن
shift out تغییر مکان به بیرون
shift out انتقال به بیرون
to shift تعویض کردن
shift انتقال
shift نوبت تعویض
shift جابجائی
shift حرکت
shift جابه جایی
shift نوبت کاری
shift شیفت کار
shift انتقال دادن اتش تغییرمکان دادن اتشها و یایکانها
shift حرکت دادن
shift گروهکار
shift نوبتکار
shift تغییرمحل شعاعی
shift جابجایی شعاعی
shift جابجایی مرکزقوس
shift تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
shift تغییردادن
shift مبدله
shift تغییرجهت
shift بوش
shift تناوب
shift نوبت کار
shift نوبتی استعداد
shift ابتکار
shift تعبیه
shift نقشه خائنانه
shift حقه
shift توط ئه
shift پخش کردن
shift تعویض کردن
shift تغییرمکان دادن
shift انتقال دادن
shift تغییرمسیر دادن
shift تغییرمکان
shift تغییر دادن
shift تغییر مکان انتقال
shift تبدیل صورت
shift جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shift دگرگونی
shift جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift کلیدمبدل
shift انتقال تیر دادن
shift انتقال جابجا کردن
shift تبدیل
shift انتقال
shift چرخش بیتها در یک کلمه به طوری که آخرین بیت در محل اولین بیت درج خواهد شد
shift تغییر جهت
shift تعویض
shift نوبتکاری
shift روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
shift کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود
shift جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shift محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
shift جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
shift در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shift تغییر مکان
shift دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shift schedule برنامه شیفت کاری
shift schedule برنامه زمان کاری
shift forward انتقال به عوامل بعدی حرکت به سمت جلو
shift instruction دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
shift of a curve انتقال یک منحنی
shift of a tax انتقال مالیات
shift schedule برنامه نوبت کاری
shift of a curve جابجائی یک منحنی
stick shift دندهی دستی
shift click ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
shift colors پرچم را تعویض کنید
shift downward انتقال به سمت پائین
shift colors تعویض پرچم ناو
shift downward حرکت به سمت پائین
shift fire انتقال اتش دادن
shift fire انتقال دادن اتش
shift forward انتقال به جلو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com