English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
chess board rug قالی با طرح خانه شطرنجی که بیشتر در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی مرسوم بوده و از نقوش ماهی و گل در ذوزنقه ها استفاده شده است
Search result with all words
chess board صفحه شطرنج
chess board illusion خطای ادراکی شطرنجی
Other Matches
chess شطرنج
chess سطح شیب دار پل شناور
living chess شطرنج با مهرههای جاندار
chess clock ساعت شطرنج
chess machine ماشین شطرنج
chess machine لقب کاپابلانکا
chess notation نمایشگاهشطرنج
lightning chess شطرنج سریع
progressive chess شطرنج سریع
postal chess شطرنج مکاتبهای
blindfold chess شطرنج چشم بسته
blindfold chess غایبانه
chess blindness کوری شطرنجی
consultation chess بازی شطرنج مشورتی
chess man مهره شطرنج
a game of chess یک مسابقه شطرنج
traditional chess شطرنج استاندارد
five minute chess بازی شطرنج 5 دقیقهای
correspondence chess بازی شطرنج مکاتبهای
consultation chess بیش از یک نفر در برابر بیش ازیک نفر
to play at chess شطرنج بازی کردن
rules of chess قوانین شطرنج
chess problem معما
chess master استاد شطرنج
chess olympiad المپیاد شطرنج
chess problem مسئله شطرنج
chess oscar اسکار شطرنج
Chess is my pastim (hobby). سر گرمی من شطرنج است
to go on board سوارکشتی شدن
across the board یکسره
across the board شامل تمام طبقات
over the board بازی شطرنج حضوری
To get on board. سوار کشتی شدن
across the board سرجمع
board سوارشدن بکنارکشتی امدن
on board <idiom> وسیله نقلیه کوچک ویا هواپیما ویا کشتی سوار شدن
by the board از طرف پهلوی ناو
with whom do you board پیش کی غذا میخورید و منزل میکنید
i/o board تخته مداری که ورودی وخروجیهای داده ها بین کامپیوتر و دستگاههای جانبی را کنترل میکند
i got it over board انرادرکشتی اوردم
to board out بیرون ازخانه خود غذاخوردن
go by the board از ناو پرت شدن
above board به طور آشکار
board هیئت ژوری
board میز غذا
board تخته یا مقوا و یا هرچیز مسطح
board تابلو
board سوار
board شدن
board صفحه یامیز شطرنج
board سکوی شیرجه
board تخته
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
board روکش کردن
board غذای روی میز
board اغذیه
board هیات
board منزل کردن
board پانسیون شدن
board تخته پوش کردن
board هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
board هیئت کمیسیون
board هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
board کمیته تخته کار صفحه چارت
board تخته حاوی نقشه
board میزشوریادادگاه
board جلد کردن تخته
above board بی حیله
board کشتی
board تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
board تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
board تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
board BCP که شامل مسیرهای هدایت برای سیگنالهای کامپیوتری است . برای آدرس و داده و باس کنترل
board صفحه مدار
board مقوا
board وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود
board تابلوی امتیازات
board وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
board برد
takeoff board تخته پرش طول
tea board سینی
terminal board محوراتصال سیمها
terminal board تخته اتصال سیم
sliding board سراشیبی
system board برد سیستم
spring board تخته شیرجه
switch board صفحه کلید برق یاتلفن
story board مجموعه تصاویر یا رسم ها که پیشبرد نقاشی متحرک یا ویدیویی را نشان میدهد
open board صحنه خلوت شطرنج
switch board صفحه تقسیم برق
populated board یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد
status board تابلو وضعیت
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
status board تابلوی نشان دهنده وضعیت
string board تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
switch board تابلوی برق
on board regulation تنظیمی که در ان هر برد داخل یک سیستم تنظیم کننده ولتاژخاص خود را دارد
on board computer کامپیوتری که در یک وسیله نقلیه جا گرفته است
status board تابلوی وضعیت
spotting board طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
straw board مقوای ضخیم
sliding board سرسره
skim board تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
range board طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
range board میز تنظیم مسافت
programmer board برد برنامه ریز
press board مقوای فشرده
plotting board صفحه مخصوص محاسبات سمت و بردتیراندازی طرح تیر یا نقشه مسیر حرکت
plotting board پلاتینگ برد
playing the board بازی فی نفسه
playing the board بازی بر صفحه
pit board تخته برای دادن اطلاعات لازم به راننده معین در گروه کمکی
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
paste board کارت
paste board مقوا
particle board تخته خرده چوب
particle board نوتخته
panel board تابلوی برق
paddle board تخته شنا
pack board وسیله سیم کشی با گنجایش دو قرقره سیم
reserve on board مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
splash board سپر پاشنه قایق
side board میز قفسه دار
side board میز کناری
side board میز پا دیواری
side board میز دم دستی
shoulder board پیش فنگ
shoe board علامتی به شکل نعل اسب درشرطبندیها
selection board هیات گزینش
seguin board تخته سگن
sea board خط ساحلی
sea board دریاکنار
sea board کناردریا
sea board کناره دریا
scale board تخته نازک
scaffold board تخته زیر پا
scaffold board تخته چوب بست
running board تخته رکاب اتومبیل
runing board رکاب
ouija board لوح احضار
terminal board تخته کلم
to board a flight سوار هواپیما شدن [برای پرواز به مقصدی]
for full board برای تختخواب و تمام وعده های غذا
for half board برای تختخواب، صبحانه و یک وعده غذای اصلی
for half board برای نیم پانسیون
for full board برای تمام پانسیون
To sweep the board . کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
To board a plane. سوار هواپیما شدن
soffit board زیربند
ironing board میزاتو
half board هتلیکهفقطصبحانهوعصرانهدرآنسروشود
full board هتلیکهدرآنهمهوعدههایغذائیسرومیشود
draining board آبچکانفرفشوئی
chopping board تختهسبزیو گوشت
board meeting جلسهمالکیاهیئتمدیرهیکشرکت
board and lodging غذاییبرایخوردنومکانیبرایخوابیدن
managing board کمیته مباشر [شرکت سهامی]
board and lodging خوابگاه با پذیرایی غذا [در مهمانسرا یا هتل]
eaves-board لب بام
clap-board [تخته ی رو کوبی یا روکار ساختمان]
barge-board [تخته بالای سنتوری زیر سرپوش]
board weave تخت بافت [در این بافت تارها نسبت به یکدیگر زاویه چندانی نداشته و حالت صاف و یکنواخت به خود می گیرند]
governing board کمیته حاکمه
board of managers کمیته مباشر [شرکت سهامی]
board of management کمیته مباشر [شرکت سهامی]
management board کمیته مباشر [شرکت سهامی]
tote board تختهحملونقل
skirting board تختهپارچهای
bread-board تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
board games بازی روی تخته
board game بازی روی تخته
weather board تخته سرازیری که دم دراطاق می گذارند
weather board تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
wash board تختهای که برای ازاله اطاقها بکارمیبرند
wash board تخته رختشویی
wall board تخته برای چوبکاری دیوار
valley board اب رو درهای
unpopulated board تخته مداری که مولفههای ان باید توسط خریدار تهیه شوند
tread board کف پله
top board میز نخست شطرنج
to fall over board ازکشتی پرت شدن
tilting board صفحه کج شونده
three ply board تخته سه لا
thin board لا
bread-board تختهی نان بری
bread-board لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
route board تختهتعیینمسیر
pressing board تختهفشرده
placard board تختهپلاکارد
louvre-board سکویروزنهدار
lighting board تختهروشنایی
front board مقوایجلویی
board insulation عایقتختهای
backing board تختهپشتیبان
back board جلدپشتی
alighting board تختهتراز
emery board سوهان ناخن
diving board دایو
diving board تخته پرش
diving board تختهی شیرجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com