Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English
Persian
children
بچه ها
children
کودکها
children
طفل ها
Other Matches
children's home
محلنگهداریبچههاییکهپدرومادر خوبوشایستهایندارند
Keep an eye on the children.
چشمت به بچه ها با شد ( مراقب آنهاباش )
If you count the children too.
اگر بچه ها راهم حساب کنید ( بشمارید )
None of the boys ( children ) came .
هیچ کدام از بچه هانیامدند
to watch children
مواظب بچه ها بودن
slide
[for children]
سورتمه
[سرسره ]
[در برف]
twin children
دو بچه دوقولو یا همزاد
suitable for children
مناسب برای بچه ها
suitable for children
د رخور بچه ها
disadvantaged children
کودکان محروم
institutionalized children
کودکان پناهگاهی
disturbed children
کودکان پریشان
exceptional children
کودکان استثنایی
children's apperception test
ازمون اندریافت کودکان
children's apperception test
سی ا تی
Some parent spoil their children .
برخی پدر ومادرها بچه هایشان را لوس بار می آورند
Mentally retarded children.
کودکان عقب افتاده ( از لحاظ رشد فکری )
A mothers love for her children.
عشق مادر نسبت به فرزندانش
Some children are afraid of the dark.
بعضی بچه ها از تاریکی می ترسند.
school age children
کودکان واجب التعلیم
Our children have all left home now, but
[except]
[bar]
one.
همه بچه های ما خانه را ترک کردند به غیر از یکی.
Line up the children in order of height.
بچه ها رابترتیب قد بخط کنید
Children start school at the age of 7.
بچه از سن 7 سالگی؟ مدرسه راشروع می کند
We are thirty people not counting the children .
بدون شمرن بچه ها سی نفر هستیم
What followed was the usual recital of the wife and children he had to support.
سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او
[مرد]
باید از آنها حمایت بکند.
Guilt for poorly behaved children usually lies with the parents.
بد رفتاری کودکان معمولا اشتباه از پدر و مادر است.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com