English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (8 milliseconds)
English Persian
chimney sweep دودکش پاک کن
chimney sweep کسی که کارش پاک کردن لولهی بخاری و شومینه است
Other Matches
chimney لوله
chimney تنوره
chimney نک
chimney بخاری دیواری
chimney-can سر دودکش
chimney کوره
chimney بخاری
chimney دودکش
chimney sweeps دودکش پاک کن
chimney stalk ان قسمت ازدودکش که ازسقف بیرون است
chimney stalk دودکش کارخانه
chimney sweeper کسی که دوده لوله بخاری راپاک میکند
chimney-crane [میله فلزی برای آویزان کردن غذا]
factory chimney دودکش کارخانه
lamp chimney لوله لامپا
chimney-flue دود رو شومینه
telescopic chimney دود کشی که تیکههای انراتوی هم برده انرا کوتاه وبلند میکنند
chimney-arch قوس شومینه
the smoke goes up the chimney دودوازدودکش بالامی رود
chimney connection دودکشمرتبطکننده
chimney sweeps کسی که کارش پاک کردن لولهی بخاری و شومینه است
chimney-back صفحه پشت بخاری
chimney-shaft ساقه دودکش
chimney-shaft میله دودکش
chimney-stack [دودکشی با یک یا دو دور رو آجری]
chimney-stalk دودکش کوره ای
chimney-tun دودکش کوره ای
chimney-throat دود رو دودکش
chimney-throat گلوی دودکش
chimney-top تاج دودکش [روی بام]
chimney-waist کمرگاه دودکش
chimney-pot سر دودکش
chimney-piece آذین شومینه
chimney-bar [نعل درگاه برای شومینه که اغلب از آهن مسطح به شکل اچ یا تی است.]
chimney-breast [بالای دیوار شومینه به سمت دودکش]
chimney-cheek [کناره باز شومینه]
chimney-corner [گوشه یا کناره ی عقب نشین بخاری یا شومینه]
chimney-cricket [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
chimney-head [بالای دودکش کوره ای]
chimney-hood سر دودکش
chimney-jamb [تیر عمودی چارچوب دودکش]
chimney-mantle [قسمت افقی پیش بخاری تزئینی]
chimney-wing بغله های شومینه
chimney shaft دودکش کورهای
chimney piece ارایش روی بخاری
chimney breast سینه بخاری
chimney flashing درزبندی دودکش
chimney stacks دودکش
chimney stack میله دودکش
chimney stack دودکش
chimney stacks میله دودکش
chimney pots کلاهک دودکش
chimney pot سردودکش
chimney pot کلاهک دودکش
chimney breasts سینه بخاری
chimney pots سردودکش
chimney piece پیش بخاری
chimney flow سوراخ تنور
chimney flow دودکش
to sweep down on حمله کردن بر
to sweep away ازمیان برداشتن
sweep روفتن
to sweep away ازبین بردن
sweep تاب
to sweep up باجاروب جمع کردن
to sweep down on تاخت کردن
sweep جاروب کردن زدودن
sweep از این سو بان سوحرکت دادن
sweep رفت وبرگشت
sweep بسرعت گذشتن از
sweep روبیدن
sweep وسعت میدان دید جارو
sweep تجسس هوایی سریع منطقه دشمن
sweep روبش
sweep جارو کردن
sweep تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
sweep درو کردن منطقه بااتش درو در عرض
sweep بردن توپ از کنار خط به کمک سدکنندگان راه باز کن
sweep پیچ و خم
The chimney doesnt have enough draft . این دود کش خوب هوانمی کشد
asymmetrical sweep باد انحرافی لغزش هواپیما از مسیر
wire sweep مین جمع کنی با استفاده ازکابل برق مین جمع کنی باکابل
asymmetrical sweep لغزش انحرافی
armor sweep عملیات پاکسازی زرهی
armed sweep مین روبی مسلحانه
clean sweep بردنهمهجوایزدریکمسابقه
To sweep the board . کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
sweep off one's feet <idiom> بر احساسات فائق آمدن
sweep under the rug <idiom> پنهان کردن
frequency sweep انحراف یا شیفت فرکانس
sweep stakes شرط بندی اسب دوانی
variable sweep ایرفویلی که چنان لوله شده که میتوان زاویه سویپ ان راتغییر داد
to sweep past تندگذاشتن
solenoid sweep پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
side sweep and over under گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
side sweep and over under فن تندر
chain sweep مین جمع کردن با استفاده اززنجیر مین جمع کنی بازنجیر
precision sweep روبش دقیق
net sweep مین روبی با استفاده از تور مین جمع کنی با تور
mechanical sweep مین جمع کنی باوسایل مکانیکی
mechanical sweep مین جمع کردن به طریقه خودکار
influence sweep پاکسازی میدان مین بااستفاده از امواج رادار یارادیویی
grid sweep تغییر یا نوسان ولتاژ شبکه
foot sweep فن اوسوتو گاری
foot sweep پرتاب مهاجم از طرف مدافع با گرفتن یقه و استفاده از پا
fighter sweep تک هجومی جنگنده ها
electrode sweep جمع اوری مین با استفاده ازکابل الکتریکی یا مغناطیسی
deflection sweep اتش درو در عرض
sweep amplifier فزون ساز روبنده
sweep back بک ازاد
sweep circuit مدار رلاکساسیون
to sweep past اسان رفتن
armed sweep مین روبی با استفاده از ناوچههای توپدار
to sweep the seas همه جای دریاراعبورکردن دریاهارا ازوجود دشمن پاک کردن
to give a sweep to جاروب کردن
bottom sweep مین روبی از کف دریا
bottom sweep مین جمع کنی از کف دریا
synchronized sweep روبش همزمان
deflection sweep درو عرضی
sweep stake شرط بندی اسب دوانی
sweep oscillator اوسیلاتور روبنده
sweep jamming امواج سیار پارازیت رادیویی
sweep fighter هواپیمای اسکورت
sweep generator مولد روبنده
sweep hand عقربه ثانیه شمار
sweep potential detector اشکارساز جاروکننده پتانسیلی
short side sweep فت پا
rear waistlock and side sweep درو با مایه سالتو و بارانداز
rear waistlock and back sweep درو از بغل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com