English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (8 milliseconds)
English Persian
circular blank پلاتین
Other Matches
circular دایرهای
circular لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circular چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت در محل اولین بیت قرار می گیرد
circular فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circular موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
circular صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
circular آنچه در یک دایره می چرخد
circular saw اره مجمعه
circular saw اره کمانهای
circular دایرهای شکل
circular مدور
circular مستدیر
circular دایره وار
circular بخشنامه
circular گرد
circular بخشنامه نشریه
blank کدی که یک جای خالی چاپ میکند
blank نوار یا دیسک مغناطیسی که دادهای روی آن ذخیره نشده است
blank 1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
blank دستور برنامه که هیچ کاری انجام نمیدهد
blank شاهد
blank خانه خالی در صفحه گسترده
blank فضایی در فرم که باید کامل شود
blank خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
blank سفید فضای خالی
blank جای خالی
blank خالی
A blank look. نگاه بی حالت ( بی روح )
blank خام
blank کارنشده
blank توخالی
blank مشقی
blank ورقه پوچ
blank ورقه سفید
blank فاصله
blank سفید سفیدی
blank نانوشته
blank جای سفیدوخالی جای ننوشته
blank سفید
blank بی اثر
blank ننوشته
blank بریدن
blank حرکت دادن قایق بطوریکه مانع وزیدن بادروی بادبان سمت باد شود
blank ممانعت از امتیاز گیری حریف
blank قامه
blank منگنه کردن
circular measure اندازه کمان
circular mil میل مدور
circular mil مساحت دایرهای به قطر یک میل
circular milling فرز مدور
circular measure اندازه قوس
circular motion حرکت مستدیر
circular motion حرکت دایرهای
circular motion حرکت گردشی
circular parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
circular projection برامدگی گرد
circular loom نای عایق
circular list لیست مدور لیست حلقوی
circular definition تعریف دوری
circular dischroism دو رنگ نمایی دورانی
circular dispersion قطر کوچکترین دایرهای که 57% پرتابه ها به ان برخورد میکنند
circular flow جریان دایرهای
circular flow جریان دوری
circular frequency تکرار دورانی
circular friction saw اره کمانهای اصطکاکی
circular grooving saw کمان اره ویژه شیار
circular letter بخشنامه اداری
circular letter نامه اداری
circular list لیست دایرهای
circular cut off saw اره کمانهای
circular psychosis روان پریشی ادواری
circular slitting saw اره کمانهای مخصوص شیار
circular table میز گرد
circular velocity سرعت دایرهای
circular weir سرریز مدور
semi circular نیم دایرهای
semi circular a طاق روی
training circular نشریه اموزش
circular body صفحهمدور
circular needle میلگرد
circular functions تابع های مثلثاتی [ریاضی]
circular carpet قالی مدور یا دایره ای شکل که قدیمی ترین آن مربوط به قرن شانزدهم میلادی می باشد
circular shift تغییر مکان حلقوی
circular shift شبفت مدور
circular reaction واکنش چرخشی
circular reasoning استدلال دوری
circular reference ارجاع چرخشی
circular rip saw اره کمانهای چاکدار
circular saw bench اره کمانهای میزی
circular saw blade تیغ اره
circular scanning تقطیع مدور
circular scanning مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
circular shear قیچی کمانهای
circular shift تغییر مکان دایرهای
circular bench نیمکت گرد [دایره ای]
circular arc طاق
circular arc کمانی از دایره
circular arc قوس
circular arch طاق دایرهای
circular arch قوس دورتمام
circular bending خمش خالص
circular cell محفظه گرد
blank verse شعر بی قافیه
endorsement in blank فهر نویسی به وسیله امضاء تنها
blank verse شعرمنثور
blank verse شعر بی قافیه پنج وزنی
gear blank چرخ دنده کار نکرده
blank ammunition مهمات مانوری
blank ammunition مهمات مشقی
blank bill براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
blank cheque چک سفید
blank book دفترسفید
blank book کتابچه
blank cartridge فشنگ بی گلوله
blank catridge گلوله سلام
blank cell سل خالی
interest blank برگ رغبت سنج
preference blank دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
blank cheque سفید مهر
blank cheques چک سفید
blank cheques سفید مهر
point blank مقابل هدف
draw a blank <idiom> نتیجه عکس گرفتن
double-blank دوطرفسفید
point blank رک
point-blank مقابل هدف
point-blank روبه نشان مستقیم
to draw blank نیافتن
to draw blank گشتن وچیزی
point-blank رک
blank verse شعرسپید
blank character دخشه
blank character فاصله
blank credit اعتبار نامحدود
blank endorsement حواله سفید مهر که مقداروجه ان قیدنشده وقابل پرداخت به دارنده است
blank endorsement برات سفید مهر
point blank روبه نشان مستقیم
blank endorsement فهر نویسی بدون ذکر نام حامل
blank experiment ازمایش مچ گیری
blank tape نوار نانوشته
blank file محل خالی در ارایش صف جمع
blank space جای خالی
blank holder ورق یا صفحه نگهدار کشویی
blank holder ورق نگهدار
blank check چک امضاء شده بدون مبلغ
blank check چک سفید
blank flange قطعه- ایکس
blank character دخشه فاصله
blank check چک امضاء شده وسفید
blank check سندامضاء شده وبدون متن
blank file جای خالی در صف
blank character کاراکتر جای خالی
blank check چک سفید امضاء شده
blank character کاراکتر تهی
circular cutter head چاقوی گرد
circular cross section مقطع گرد
circular flow of income گردش دورانی درامد
circular sawing machine اره کمانهای
circular casing pump تلمبه پا بده دایرهای
circular probable error دایره پراکندگی گلوله ها اشتباه احتمالی دایرهای
semi circular parry دفاع نیمدایره
circular type gates دریچههای نوع استوانهای
cold circular sam اره کمانهای سردکار
circular mil foot پا- میل مدور
circular seam welding جوشکاری درزی کمانهای
circular flow of income جریان دوری درامد
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
He was snubbed . He drew blank. دماغ سوخته شد ( خیط وبور )
Leave this space blank. این محل را خالی بگذارید ( چیزی در آن محل ننویسید )
blank signed cheque چک سفید امضاء
blank signed document سفید امضاء
vocational interest blank پرسشنامه علائق شغلی
abusing a blank signed document سوء استفاده از سفید امضاء
biographical information blank form فرم پر نشده بیوگرافی افراد
strong vocational interest blank رغبت سنج شغلی استرانگ
rotter incomplete sentences blank برگ جملههای ناتمام راتر
I drew blank every time . None of my tricks worked . هر نقشی زدم نگرفت ( ناموفق ماندم )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com