English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (5 milliseconds)
English Persian
circulation control مدار کنترل حرکات
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
Other Matches
circulation پول درگردش
circulation مسیر گردش
circulation رواج
circulation جریان
circulation حرکت
out of circulation <idiom> غیرفعال
circulation پول در جریان
circulation حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulation دوران
circulation انتشار جریان
circulation دوران خون
circulation رواج پول رایج
circulation تیراژ
circulation چرخش
circulation گردش
circulation جریان بخشنامه
circulation diagram نمودارچرخهای
water circulation گردش اب
circulation oil روغن جریان دار
circulation capital سرمایه در گردش
put into circulation به جریان انداختن [پول، تمبر و ... ]
money in circulation پول در گردش
oil circulation مدار یا مسیر بسته گردش روغن
circulation pump پمپ گردان
circulation oiling روغنکاری گردشی
currency circulation گردش پول
circulation of money گردش پول
circulation of electrolyte جریان الکترولیت
circulation of a vector چرخه بردار
cooling water circulation گردش اب سرد
cooling water circulation جریان اب سرد
velocity of money circulation سرعت گردش پول
force feed circulation oiling روغنکاری گردشی تحت فشار
an athlete's body [circulation] can take a lot of punishment. بدن [گردش خون] یک ورزشکار می تواند فشار زیادی را تحمل بکند .
control واپاد
control بازدید
control مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
control اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
self-control خودداری
self-control خویشتنداری
self-control خودگردانی
self control خودداری
self control قوه خودداری
to keep under control تحت نظارت نگه داشتن
self control کف نفس
self control مسک نفس
control بازرسی نظارت جلوگیری
control نظارت کردن تنظیم کردن
control نظارت
control کنترل کردن
control کنترل بازبینی
I cant help it. It is beyond my control. دست خودم نیست
control کاربری
control بازرسی
control کنترل
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control مهار
control وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
control فرمان
control بازرسی کردن
control نظارت و ممیزی کردن
control توپزن دقیق
control کنترل کردن فرمان
control نظارت کردن
control اختیار
control کنترل کردن مهار کردن
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
shading control پیچ فام
ignition control کنترل احتراق
inventory control کنترل موجودی
grid control کنترل شبکه
intensity control کنترل شدت
image control کنترل تصویر
input control کنترل ورودی
intensity control پیچ رنگ
indirect control کنترل غیرمستقیم
horizontal control کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
geodetic control نقاط کنترل نقشه برداری عمومی
government control نظارت دولتی
government control کنترل دولتی
frequency control کنترل فرکانس
ground control کنترل زمینی
ground control دستگاه کنترل کننده زمینی
framing control پیچ تنظیم تصویر
forms control کنترل فرم ها
hue control پیچ فام
control variable متغیر کنترل شده
hold control نافم همزمانی
geodetic control نقاط کنترل ژئودزی
lateral control کنترل جانبی
linearity control نافم خطی
load control تنظیم با بار خارجی
loop control کنترل حلقه زنی
magnetci control کنترل فرمان مغناطیسی
manpower control کنترل نیروی انسانی
monetary control کنترل پولی
manual control کنترل دستی
material control کنترل مواد
minor control کنترل ضعیف
minor control کنترل کم
control surface سطح فرمان
mixture control کنترل مخلوط
monetary control نظارت پولی
traffic control کنترل عبور و مرور
line control کنترل خط
light control کنترل روشنایی
light control کنترل نور
control vane تیغه متحرکی برای کنترل وضعیت و مسیر پرواز
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
control unit واحد کنترل
control transmitter دستگاههای همگرد
control total جمع فیلدهای عددی برای بررسی صحت ورودی پردازش داده یا داده خروجی
control system سیستم کنترل
erosion control جلوگیری از فرسایش
control switch کلید فرمان
lateral control کنترل در عرض جبهه
level control کنترل سطح
lever control کنترل اهرمی
lift control کنترل اسانسور
lighting control کنترل روشنایی
motor control کنترل حرکتی
focusing control تنظیم تمرکز
control vehicle تانک نافم حرکت
damage control اسیب گیری
data control کنترل داده ها
decentralized control کنترل غیر تمرکزی
delusion of control هذیان کنترل شدگی
digital control کنترل دیجیتالی
direct control کنترل مستقیم
disaster control روش کنترل سوانح
disaster control روش مقابله با سوانح و بلایا
electric control کنترل الکتریکی
electronic control تنظیم الکترونیکی
electronic control کنترل الکترونیکی
electronic control فرمان الکترونیکی
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
damage control کنترل کردن خسارات
damage control کنترل خسارات
cursor control کنترل مکان نما
control vehicle خودرونافم ستون یا نافم حرکت
control wheel صفحه کنترل
control wheel صفحه تنظیم کننده
control word کلمه کنترل
control system سیستم فرمان
control words کلمات کنترلی
control zone منطقه کنترل هوایی
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
corrosion control جلوگیری و کنترل خوردگی
cortical control کنترل مغزی
cruise control کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
crystal control تنظیم با بلور
engagement control کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
error control کنترل خطا
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
fire control کنترل اتش
fire control دستگاه کنترل اتش توپخانه
fire control کنترل یا هدایت اتش
fiscal control نظارت مالی
fiscal control کنترل مالی
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
flight control کنترل پرواز
flight control سیستم کنترل هواپیماها
flood control سیل بندی
flow control کنترل جریان
fly control برج کنترل
fire control سیستم کنترل اتش
fire control جلوگیری از اتش سوزی
fire control اطفاء حریق
esi control control Index ExternallySpecified کنترل با فراست
exchange control کنترل ارز
exchange control نظارت ارز
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
exchange control کنترل ارزی
experimental control کنترل ازمایشی
external control کنترل خارجی
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
field control کنترل میدان
fighter control کنترل شکاریها
fighter control کنترل عملیات هواپیماهای جنگنده
fly control قسمت کنترل پرواز
tone control پیچ اهنگ
control box جعبهکنترل
control deck کنترلعرشه
control keys کلیدهایکنترل
control knob دکمههایکنترل
control knobs دکمهکنترل
control pad صفحهکنترل
control room اتاقکنترل
control stand جایگاهکنترل
control valve دریچهیکنترل
detachable control کنترلقابلتفکیک
fan control تنظیممقدارخنکی
foot control کنترل پایی
fuel control کنترلسوخت
control bar میلهکنترل
colour control کنترلرنگ
climate control کنترلدما
traffic control کنترل ترافیک
traffic control کنترل امد و رفت درجاده یا باند پرواز
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com