English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (8 milliseconds)
English Persian
civil engineer مهندس راه وساختمان
civil engineer مهندس راه و ساختمان
civil engineer مهندس ساختمان
civil engineer مهندس شهرسازی
Other Matches
engineer قسمت مهندسی رسته مهندسی
engineer افسر مهندس
engineer مهندسی
first engineer مهندس اول
we are in need of two engineer ما بدو تن مهندس نیازمندنیستیم
engineer مهندسی کردن
engineer اداره کردن طرح کردن و ساختن
engineer مهندس
mechanical engineer مکانیک دان
mechanical engineer مهندس مکانیک
knowledge engineer مهندسی دانش
electric engineer کارشناس برق
knowledge engineer مهندسی اگاهی
flight engineer مهندس پرواز
flight engineer مهندس مکانیک هواپیما مهندس پرواز
metallogical engineer مهندس متالوژی
production engineer مهندس تولید
railway engineer مهندس راه اهن
road engineer مهندس راه
automotive engineer مهندس مکانیک
chief engineer مدیر ماشین
chief engineer سرمهندس
supervisor engineer مهندس نافر
software engineer مهندس نرم افزار
road engineer مهندس جاده سازی
field engineer مهندس پای کار
communication engineer مهندس مخابرات
computer engineer مهندس کامپیوتر
consulting engineer مهندس مشاور
customer engineer مهندس سخت افزاز
customer engineer مهندس سخت افزار
design engineer مهندس طراح
division engineer مهندسی لشگر
electric engineer مهندس برق
electronic engineer مهندس الکترونیک
electronic engineer کارشناس الکترونیک
engineer battalion گردان مهندسی
engineer battalion گردان مهندس
engineer division قسمت مهندسی
engineer in chief سر مهندس
engineer's scale خط کش مهندسی
engineer's scale خط کش محاسبه مهندسی
field engineer مهندس پایکار
combat engineer مهندسی رزمی
system engineer مهندس سیستم
resident engineer مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
He works as engineer. او [مرد] به عنوان مهندس کار می کند.
division engineer یکان مهندسی لشگر
systems engineer مهندس سیستم
telecommunication engineer مهندس ارتباطات
railroad engineer [American E] راننده قطار
locomotive engineer [American E] راننده قطار
rolling mill engineer مهندس نوردکاری
rolling mill engineer نوردکار
applied economics engineer مهندس اقتصاد صنعتی
civil غیر نظامی
civil حقوق
civil داخلی حقوقی
civil درونی
civil کشوری
civil غیرنظامی
civil مدنی
civil خدمات شهری
civil شهری
civil شخصی
code civil قانون مدنی
civil year سال عرفی
civil wrong خطای مدنی
civil works امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
civil disobedience نافرمانی شهروندان
civil disobedience مقاومت منفی و مسالمت آمیز
civil marriage ازدواج محضری
civil marriages ازدواج محضری
civil defence موسسهآموزشدهندهمهارتهایرزمی
civil divorce موسسهایکهجنبهایالتیدارد
liberty civil ازادیی که محدود باشد بوضع قوانین برای اسایش مردم
civil twilight شفق و فلق غیرنظامی
civil time زمان عرفی
civil engineers مهندس راه وساختمان
civil affairs عملیات مردم یاری
civil aircraft هواپیمای غیر نظامی
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
civil censorship سانسور روابط غیرنظامی نظامیان سانسور امور هنری و ارتباطی غیرنظامیان
civil engineers مهندس شهرسازی
civil code قانون مدنی
civil engineers مهندس ساختمان
civil death محرومیت از حقوق مدنی
civil degradation محرومیت از حقوق مدنی
civil liberties ازادی مدنی
civil engineers مهندس راه و ساختمان
civil affairs امور غیرنظامیان
civil advisor مشاورامور غیرنظامی مشاور امورشهرسازی
civil engineering مهندسی راه و ساختمان
civil engineering مهندسی ساختمان
civil war جنگ داخلی
civil wars جنگ داخلی
Civil Service خدمات کشوری
Civil Service خدمات اجتماعی
civil rights حقوق مدنی
civil rights حقوق اجتماعی
civil liberty ازادی مدنی
civil law حقوق مدنی
civil action دعوی مدنی یا حقوقی
civil action دعوی مدنی
civil advisor مستشار غیرنظامی
civil defense پدافند غیر نظامی
civil defense پدافند ازمناطق شهری
civil servant مستخدم دولتی
civil servant مستخدم کشوری
civil time ساعت معمولی
civil liability ضمان
civil partnership شرکت مدنی
civil procedure اصول محاکمات حقوقی
civil procedure ایین دادرسی مدنی
civil defense دفاع غیر نظامی
civil proceedings اقدامات حقوقی
civil services خدمات دولتی
civil time ساعت محلی
civil servant مستخدم یا کارمند دولت
civil low سیستم حقوقی رم باستان
civil low حقوق مدنی
civil department تشکیلات کشوری
civil disturbances اغتشاشات داخلی
civil disturbances اغتشاشات غیرنظامی
civil servants مستخدم یا کارمند دولت
civil servants مستخدم دولتی
civil injury خسارت مدنی
civil injury اضرار مدنی
civil litigation دادرسی مدنی
civil servants مستخدم کشوری
civil liability مسئوولیت مدنی
civil court division بخش دادگاه مدنی
Civil Aviation Organization سازمان هواپیمایی کشور
civil servant [British E] کارمند دولت
Deprivation of ones civil rights . محرومیت از حقوق مدنی
civil nuclear powers کشورهایی که توانایی استفاده از سلاح اتمی را دارند
civil military relations روابط بین نظامیان وغیرنظامیان روابط نظامیان با مردم کشورهای دیگر
civil military action عملیات کمک رسانی به مردم توسط ارتش
civil military action عملیات مردم یاری
civil procedure code قانون ایین دادرسی مدنی
civil nuclear powers کشوردارای قدرت اتمی
civil engineering works بناهای مهندسی ساختمانهای مهندسی ساز
entitle to civil rights متمتع از حقوق مدنی
civil engineering contractor مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
civil defence service خدمات کشوری
Keep a civil tongue in your head. حرف دهنت رابفهم
law of civil procedure ائین دادرسی مدنی
civil status office دفتر سجل و احوال
riot and civil commotion اعتصاب و تظاهرات
principle of civil litigation ایین دادرسی مدنی
principle of civil litigation اصول محاکمات مدنی
civil damage assessment ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
civil reserve air fleet گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
assistant chief of staff,g(civil affair معاونت امور غیرنظامیان رکن پنجم اداره پنجم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com