English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
class i activity فعالیت امادی طبقه 1
class i activity اجرای اماد طبقه 1
Search result with all words
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
class ii activity فعالیت امادی طبقه 2
class ii activity اجرای اماد طبقه 2
Other Matches
self activity فعالیت خود بخود
activity سازمان
activity ماموریت عمل
activity کار
activity اکتیوایی
activity زنده دلی
activity کار چابکی
activity فعالیت
activity کنش وری
activity قسمت یکان
activity بخش
activity وفیفه
activity فعال یا مشغول بودن
activity کارها یا وفایفی که روی یک کامپیوتر انجام می شوند
activity چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
activity بیشترین تعداد کارهایی که در یک سیستم چند منظوره قابل اجراست
activity روش سازماندهی محتوای دیسک به طوری که فایلهایی که بیشتر استفاده می شوند زودتر بار شوند
activity تعداد فایل هایی که در حال حاضر در مقایسه با کل آنها استفاده شده اند
activity رکورد فعالیتهای انجام شده
activity rate نرخ فعالیت
activity light چراغ فعالیت
activity of soil فعالیت خاک
activity quotient بهر فعالیت
activity drive سائق فعالیت
activity designator شاخص فعالیت یکان یا قسمت
activity coefficient ضریب فعالیت
activity chart نمودار فعالیت
activity catharsis پالایش عملی
activity analysis تحلیل فعالیت
low activity فعالیت پایین
activity cycle چرخه فعالیت
activity ratio نسبت فعالیت
activity sampling نمونه گیری از فعالیت
critical activity فعالیت بحرانی
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
optical activity فعالیت نوری
naval activity تاسیسات دریایی قسمت دریایی
naval activity یکان دریایی
major activity قسمت عمده فعالیت عمده
major activity شعبه اصلی
collection activity عملیات جمع آوری اخبار سازمان جمع آوری اخبار
random activity فعالیت تصادفی
activity time زمان هر فعالیت
activity time مدت زمانی که شروع و ختم هرفعالیت در یک شبکه اجرائی مشخص میکند
activity wheel گردونه فعالیت
aman of activity مردجدی
transshipment activity سیستم حمل و نقل سطح مملکتی سازمان حمل و نقل در سطح وزارت دفاع
auxiliary activity فعالیت فرعی
business activity فعالیت بازرگانی
aman of activity مردکاری
gross motor activity فعالیت حرکت عمده
force activity designator شماره ترتیب فعالیت یکان
file activity ratio نسبت فعالیت پرونده
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
accountable supply distribution activity سازمان نگهداری سوابق امادی
second class فرعی
the th class p برنامه دانشپایه ششم
second class درجه 2
second class دومین مرتبه
first class فرست کلاس
second class دومین درجه
second class درجه دوم
third class درجه سوم بلیط درجه 3
first class درجه یک
first class بهترین
first class درجه اول
first class ممتاز
first class طبقه یک
second class وسط
second class درجه دو
class قشر
class رسته گروه
class هماموزگان
third class سومین دسته
third-class سومین دسته
class طبقه بندی کردن رده
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
class نوع
class دانشپایه
class رده
class در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
class گروه وزنی ورزشکار ممتاز
class ردیف
class زمره جور
class دسته
first-class درخورمردم طبقه یک بهترین
second-class درجه دوم
class طبقه
first-class درجه اول
class محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
class کلاس
leisure class طبقه مرفه
lower class طبقه اجتماعی کم درآمد
lower class طبقه پایین جامعه
class of suplies طبقه کالاها
lower class طبقه سوم [اجتماع]
non producing class طبقه نامولد
private first class سربازیکم
private first class سرباز یکم
lower class طبقه پست وپایین اجتماع
laboring class طبقه کارگر
intellectual class طبقه روشنگر
insulation class کلاس عایق بندی
lower class سطح پایین [اجتماع]
lower class بی کلاس [در جامعه]
lower class طبقه عوام
first class brick اجر ممتاز
first class brick اجر خوب پخته شده
first class brick اجر قرمز
first class brick اجر درجه یک
first class cricket مسابقه کریکت بین تیمهای حرفهای و اماتور ایالات ودانشگاههای انگلستان
lower class طبقه محروم
he stands first in his class او در کلاس خود
he stands first in his class اول است
insulation class کلاس ایزولاسیون
first class lever اهرم نوع اول
standard class درجه استاندارد
soil class طبقه بندی خاک
spectral class گونه طیقی
spectral class طبقه بینابی
subordinate class طبقه وابسته
superordinate class طبقه فراگیر
class ring حلقهطبقهای
third class lever اهرم نوع سوم
third class road جاده درجه سه
toiling class طبقه رنجبر
high-class درجه یک
high-class بلندپایه
high-class از طبقات بالا
high-class والا مقام
high-class کهبد
first-class cabin قسمتclass_first
ruling class طبقه حاکم
economy class اکونومی کلاس
economy class درجه توریستی
He is at the bottom of the class. اوشاگرد آخر کلاس است
word class ردهایازلغاتمثلاسم صفت فعل و...
top-class عالی بااستانداردبالا
second class lever اهرم نوع دوم
second class ticket بلیت درجه دوم
reception class اولینکلاسیکهبچههامیروند
evening class مدرسهشبانه
sergeant first class گروهبان دوم
sergeant first class استوار دوم
social class طبقه اجتماعی
high-class مرغوب
world-class در سطح جهانی
class b allotment کسورات سهمیه قرضه حقوقی کسورات سهام قرضه حقوقی
class b amplifier فزون ساز درجه ب
class barrier مانع طبقهای
class c amplifier فزون ساز درجه سی
class consciousness اگاهی طبقهای
class consciousness شعور طبقهای
class culture فرهنگ طبقهای
class d allotment کسورات بیمه
class distinctions اختلاف طبقاتی
class e allotment کسورات اقساط ماهیانه
class f allotment کسورات حق مسکن
working class طبقه کارگر
class i installation انبار اماد طبقه 1
class i installation تاسیسات اماد طبقه 1
class i property کالای طبقه 1
class i supplies اماد طبقه 1
class ab amplifier فزون ساز درجه ا ب
class a amplifier فزون ساز درجه ا
capitalist class طبقه سرمایه دار
world class در سطح جهانی
lower class طبقه پایین
lower class طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
middle class طبقه ما بین اشراف وطبقه پایین
middle class طبقه متوسط
upper class طبقه بالا
age class رده سنی
age class رده سالخور
upper class طبقه مرفه
upper class وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
upper class وابسته به طبقات بالای اجتماع
bourgeois class طبقه سوداگر
bourgeois class طبقه بورژوا
working class مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش
class ii installation انبار اماد طبقه 2
class i property اموال طبقه 1
class-consciousness دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class v supplies اماد طبقه 5
class system نظام طبقاتی
class struggle مبارزه طبقهای
class struggle مبارزه طبقاتی
class structure ساخت طبقاتی
class status پایگاه طبقهای
class-conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
exploited class طبقه استثمار شده
class conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
feudal class طبقه فئودال
feudal class طبقه زمیندار
exploiting class طبقه بهره کش
exploiting class طبقه استثمار کننده
exploited class طبقه بهره ده
class q allotment کسورات حق مسکن درجه داران
class of suplies گروه کالاها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com