Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English
Persian
cloud top height
ارتفاع صعود قارچ اتمی
Other Matches
cloud
ابر
under a cloud
<idiom>
ناراحت وغمگین
under a cloud
<idiom>
سوء فن
to cloud over
ابری شدن
[هوشناسی]
cloud
قارچ اتمی
cloud
توده ابرومه
cloud
توده انبوه تیره وگرفته
cloud
ابری شدن سایه افکن شدن
on cloud nine
<idiom>
خیلی خوشحال وشاد
cloud
تیره شدن
cloud
لکه
cloud design
طرح ابری که بیشتر در فرش های چینی دیده می شود و حالتی از ابر را نشان می دهد
cloud amount
میزان پوشش ابر اتمی
cloud attack
تک شیمیایی با مواد سمی
cloud attack
تک با ابر شیمیایی
cloud burst
رگبار
cloud capt
ابربرسر
cloud amount
غلظت ابر اتمی
cloud chamber
اتاقک ابر
cloud castle
خیال خام
low cloud
ابرهای کم ارتفاع
condensation cloud
ابر یا بخار غلیظی از قطرات که اطراف گوی اتشین اتمی رامی گیرد
cloud point
دمایی که در ان مایع سردشونده شروع به کدر ومات شدن میکند
cloud forest
جنگل بلند مه الود
electron cloud
ابر الکترونی
cloud cover
سطح ابر زیرپوشش اتمی
cloud cover
غلظت ابر اتمی
A patch of cloud .
لکه ابر
mushroom cloud
ابریکهازگردوخاکحاصلازانفجارهستهایتشکیلمیشود
ion cloud
ابر یون
star cloud
سحابی ستارهای
star cloud
ابری ستارهای
wilson cloud
نوعی ابر غلیظ و متراکم
medium cloud
ابرهای متوسط
high cloud
ابرهای مرتفع
cloud drift
ابرمتحرک
storm cloud
ابرهایسیاهطوفانی
nacreous cloud
ابرصدفی
noctilucent cloud
ابرنوتلیوسنت
cloud land
عالم خیال یافرض
scattered cloud
ابرپراکنده
measurement of cloud ceiling
اندازهگیریفشارهوا
type of middle cloud
شکالابرقسمتمیانی
cloud of volcanic ash
خاکسترابریعمودی
type of high cloud
شکلابرقسمتبالایی
cloud-cuckoo-land
سرزمین اوهام
type of low cloud
شکلابرقسمتپائینی
cloud-cuckoo-land
کشور پریون
lasser magellanic cloud
ابر ماژلانی کوچک
cloud-cuckoo-land
سرزمین خواب و خیال
greater magellanic cloud
ابر ماژلانی بزرگ
these cloud promise rain
این ابرها خبر از بارندگی میدهند
dust cloud theory
نظریه غباری
cloud band border
[حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
every cloud has a silver lining
<idiom>
[خوش بین باش، روزهای سخت نیز جایشان را به روزهای بهتر میدهند]
cloud lattice design
طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
cloud chamber effect
اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
height
ارتفاع
height overall
ارتفاع ساختمان
height
عظمت
height
رفعت
it was at its height
به منتهای درجه رسیده بود
height
ارتفاعات
height
دربحبوحه
height
تکبر
height
منتهادرجه
height
عرش
x height
ارتفاع x
height
اسمان
height
جای مرتفع
height
قد
height
بلندی
They are of the same height.
هم قد یکدیگرند
height of the dive
ارتفاعپرش
bench height
ارتفاعگسل
vertex height
قله مسیرگلوله حداکثر ارتفاع منحنی
How tall are you ? what is your height ?
قدت چقدر است ؟
height adjustment
میزان ارتفاع
pile height
ارتفاع پرز
[این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
wave height
ارتفاعموج
height scale
پایهارتفاع
height control
تنظیماتفاع
vertex height
قله منحنی مسیر
absolute height
ارتفاع نسبت به سطح دریا
height of eye
ارتفاع راصد
height of centers
ارتفاع مرکز
height of burst
ارتفاع ترکش
height of building
بلندی ساختمان
height money
اضافه بهای کار در ارتفاع
height hole
چاه هوایی
height delay
زمان تاخیر رسیدن هواپیمابارتفاع معین
height datum
سطح مبنای سنجش ارتفاع سطح مبنای ارتفاع
height clearance
ارتفاع مجاز
drop height
ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
decision height
حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
critical height
بلندی بحرانی
closed height
حداکثر ارتفاع لیفتراک
cap height
ارتفاع حروف بزرگ
bombing height
ارتفاع رهایی بمب ارتفاع هواپیماتا هدف در موقع رهایی بمب
bombing height
ارتفاع بمباران
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
height of fill
ارتفاع خاکریز
optimum height
ارتفاع مطلوب
critical height
ارتفاع بحرانی
optimum height
ارتفاع حداکثرقابل استفاده
line height
ارتفاع خط
height of site
ارتفاع سکوی موشک یاموضع
height of site
ارتفاع پایگاه
height of site
ارتفاع ایستگاه
height of rise
ارتفاع برجستگی
height of rise
ارتفاع ابگیر
height of fill
بلندی اکند
optimum height
حداکثر ارتفاع
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
no vehicles over height shown
عبوروسایلنقلیهکهبیشترازحدنشاندادهشدهاندممنوع
to bring to the same plane
[height]
به یک صفحه
[بلندی]
آوردن
height of the volleyball net
34/2متر برای مردان و 42/2 متربرای زنان
blade height adjustment
پهنای تنظیم بلندی
height of the volleyball net
بلندای تور والیبال
height adjustment screw
پیچ تنظیم ارتفاع
height adjustment scale
پایه تنظیم ارتفاع
height adjustment foot
پایه تنظیم ارتفاع
jump height curve
منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
condenser height adjustment
تنظیم انقباض ارتفاع
half height drive
نیم گردان دیسک
height equivalent of theroretical plate
ارتفاع معادل بشقابک نظری
Line up the children in order of height.
بچه ها رابترتیب قد بخط کنید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com