Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
coding room
اطاق رمز
Other Matches
coding
کد گذاری
coding
کد گذاری چیزی
coding
رمزگذاری
coding
برنامه نویسی
coding
رمزگردانی
coding
کدگذاری
coding
علامت گذاری
coding
صفحه چاپی مخصوص که برنامه نویس دستورات کد گذاری نوعی برنامه را می نویسد
numeric coding
برنامه نویسی عددی
automatic coding
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
absolute coding
برنامه نویسی مطلق
out of line coding
کدگذاری برون خطی
program coding
کدگذاری برنامه
relative coding
برنامه نویس نسبی
relative coding
برنامه نویسی نسبی
trellis coding
روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
symbolic coding
کدگذاری نمادی
symbolic coding
برنامه نویسی نمادی
structures coding
برنامه نویسی ساخت یافته
bar coding
علامت گذاری ستونی
coding delay
تاخیر زمانی مربوط به کشف رمز و پیام
modular coding
برنامه نویسی پیمانهای
Manchester coding
و نیمه دوم برای سیگنال زمان بندی است
Manchester coding
نیمه اول دوره زمانی نشان دهنده مقدار بیت
Manchester coding
روش کدگذاری داده و سیگنالهای زمانی که در ارتباطات به کار می رود
management coding
سیستم کد بندی و علامت گذاری کالاها و ذخایر از نظرمدیریت توزیع
in line coding
کدگذاری درون برنامهای
optimum coding
برنامه نویسی بهینه
coding form
فرم برنامه نویسی
coding form
ورقه برنامه نویسی
coding test
ازمون رمزگردانی
symbolic coding
کدگذاری سمبلیک
straight line coding
برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر
in the room of
بجای
room no
اطاق شماره 3
room
مجال
room
اتاق
room
خانه
room
جا
in the room of
درعوض
room
فضا
room
محل موقع
room
مسکن گزیدن منزل دادن به
room
وسیع تر کردن
room
اطاق
room
انبار
Get out of the room.
از اتاق بروبیرون
these room let well
نمیتوانیم برای اطاقهایم اجاره نشین پیدا کنم
May I see the room?
آیا میتوانم اتاق را ببینم؟
in my room
در اتاقم
still room
شربتخانه
the f. of a room
اثاثیه اطاق
To do up the room.
اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
take your w to another room
اسباب کارخودراباطاق دیگرببرید
they rushed into the room
ریختند توی اطاق
Mary is in the next room.
ماری در اتاق پهلویی است.
ware room
انبار گمرک
assmbly-room
اتاق همایش
ware room
انبارکالا
ware room
بارخانه
wainscoting of a room
کار چوبی داخل اطاق
common room
باشگاه دانشجویان
common room
تالار دانشجویان
ladies' room
مستراح زنانه
leg room
جا برای پاها
leg room
پا جا
ware room
انبار کردن مخزن
ward room
اطاق افسران در کشتی جنگی
they rushed out of the room
از اطاق بیرون ریختند
the room was seated for 00
جای سدکرسی دران خانه تهیه کرده بودند
the room was not lived in
هنگام روز در ان اطاق زندگی نمیکردند
to spray a room
امشی یاداروی دیگردراطاقی افشاندن
test room
اطاق ازمایش
test room
ازمایشگاه
upper room
بالاخانه اطاق فوقانی
tap room
محل پیاله فروشی
tap room
جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
waiting room
اطاق انتظار
war room
اتاق جنگ
keeping-room
اتاق نشیمن
war room
اتاق عملیات
tiring room
محل تعویض لباس هنرپیشه
sleeping room
خوابگاه
common room
اتاق استادان
men's room
مستراح مردانه
make room for someone or something
<idiom>
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
There is no room for doubt.
جای تردید نیست
I'd like a room with bath.
من یک اتاق با حمام میخواهم.
We are cramed for room.
جایمان تنگ است
spare room
اتاقمخصوصمیهمانان
room service
سرویسداخلاتاق
a sinlge room
یک اتاق یک نفره
I'd like a double room
من یک اتاق دو نفره میخواهم.
I'd like a sinlge room.
من یک اتاق یک نفره میخواهم.
a single room
یک اتاق یک نفره
a double room
یک اتاق دو نفره
Make some room here.
یک قدری اینجا جا باز کن
Could you reserve a room for me?
آیا میتوانید اتاقی برای من رزرو کنید؟
Room 123
اتاق 123
What is my room number?
شماره اتاق من چند است؟
elbow room
<idiom>
I slipped into the room .
یواشکی وارد اطاق شد
The room is stuffy .
هوای اطاق خیل خفه ( سنگین ) است
We entered the room together .
باهم وارد اطاق شدیم
I could have sworn that there was somebody in the next room .
می توانم قسم بخورم که یکنفر دراتاق مجاور بود
Operation room.
اتاق عمل ( بیمارستان )
The room is stuffy.
هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
Do you have a room with a better view?
آیا اتاقی با چشم انداز بهتر دارید؟
morning room
اتاقنورگیر
incident room
اتاقبازجوئی
control room
اتاقکنترل
tea-room
چایخانه
tea-room
رستوران
tea-room
کافه
reception room
پذیرشگاه
reception room
اتاق انتظار
reception room
اتاق پذیرایی
reading room
قرائت خانه
reading room
خوانشگاه
reading room
اتاق قرائت
crew's room
اتاقخدمه
dimmer room
تاریکخانه
engine room
اتاقموتور
double room
اتاقدونفره
consulting room
اتاقمعاینه
torpedo room
اتاقکاژدر
service room
اتاقسرویسدهی
second focal room
دومیناتاقمرکزی
waiting-room
اتاق انتظار
rehearsal room
اتاقتمریننمایش
pump room
اتاقپمپ
laundry room
اتاقکلبایشویی
first focal room
اولیناتاقمرکزی
room thermostat
اتاقکترموستاد
guard room
پاسدارخانه
counting room
دفترخانه
coffee room
اطاق ناهارخوری درمهمانخانه
coffee room
خوارک خانه
cloak room
اطاق رختکن
cleaning room
اطاق شستشو
boiler room
اطاق دیگ بخار
bed room
اطاق خواب
back room
محوطه بین خط پایانی ودیوار
drawing room
سالن پذیرایی
drawing room
اطاق پذیرایی
crush room
گردش گاه بازیگرخانه
cycle of the room
گردش ماه
green room
انتظارگاه یاخلوتگاه بازیگران
furnace room
فضای داخل کوره
fire room
اطاق دیگ بخار ناو
elbow room
ازادی عمل
dwelling room
اطاق نشیمن
distorted room
اتاق خطاانگیز
dark room
اتلیه
dark room
تاریکخانه عکاسی
damp room
اطاق نمناک
cycle of the room
دورقمر
store-room
انبار خانگی
store-room
انبار
store-room
جای انبار کردن
dressing room
اطاق ویژه ارایش
dressing room
اطاق رخت کن
standing room
جای ایستادن
guest-room
اطاق مهمان
guest room
اطاق مهمان
operating room
اطاق عمل
operating room
جایگاه عمل
waiting-room
اطاق انتظار
rest room
مستراح
rest room
استراحتگاه
dressing room
رختکن
sitting room
اتاق نشیمن
store room
انبار خانگی
store room
انبار
store room
جای انبار کردن
powder room
مستراح یا توالت زنانه
dining room
اطاق نهارخوری
dining room
اطاق ناهار خوری
living room
اطاق نشیمن
living room
سالن نشیمن
living room
اتاق نشیمن
sitting-room
اتاق نشیمن
sleeping room
اطاق خواب
sea room
شعاع عمل دریایی ازاد
squad room
اطاق خواب سربازان
punch room
اطاق منگنه زنی
sea room
شعاع مانور دریایی
provision room
انبار مواد غذایی
statem room
خوابگاه افسران ناو
plotting room
مرکز هدایت اتش توپخانه ناو
stock room
انبار
orderly room
دفتر گروهان
stock room
انبار کالا
operations room
centre combatinformation: syn
operations room
اتاق عملیات
ready room
اطاق توجیه
smoking room
وقیح
smoking room
زشت
room temperature
دمای اتاق
she kept her room neat
اطاق خود را اراسته و پاکیزه نگاه میداشت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com