English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (5 milliseconds)
English Persian
coffee berry دانه قهوه
coffee berry بن قهوه
Other Matches
berry دانه
berry سته
berry دانهای شدن توت جمع کردن
berry زدن
berry توت کوبیدن
berry توت دادن بشکل توت شدن
berry حبه
berry تخم ماهی
berry میوه توتی
indian berry مرگ ماهی
elder berry میوه اقطی
myrtle berry حب الاس
snow berry گل برف
snow berry گل مروارید
soap berry بندق
myrtle berry مورد دانه
poison berry مرگ ماهی
section of a berry: grape قسمتهایمختلفانگورحبهای
principal types of berry انواعتوتفرنگیهایعمده
coffee قهوه
I'd like some coffee. من یه مقدار قهوه میخواهم.
coffee درخت قهوه
coffee mills قهوه خرد کن
coffee pots قهوه جوش
coffee pots کتری قهوه
coffee pots قوری قهوه
coffee spoon قاشققهوه
coffee mug لیوانقهوه
coffee pots قهوه ساز
white coffee قهوه با شیر
coffee and milk شیر قهوه
decaffeined coffee قهوه بدون کافئین
black coffee قهوه سیاه
iced coffee قهوه سرد
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
black coffee قهوه بدون شیر
white coffee شیرقهوه
I could do with a cup of coffee. از یک فنجان قهوه بدم نمی آید
coffee morning آنچهدرصبحدرخانهافرادرویدهد
coffee bean دانهدرختقهوه
coffee bar محلفروشقهوهواسنک
coffee and milk قهوه و شیر
coffee mills دستگاهی که با آن دانههای قهوه را آرد میکنند
coffee room اطاق ناهارخوری درمهمانخانه
coffee room خوارک خانه
coffee roaster اسباب بودادن قهوه
coffee roaster قهوه بوده
coffee house قهوه خانه
coffee grounds تفاله قهوه
coffee grinder حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
black coffee قهوه بی شیر
black coffee قهوه تلخ
coffee tables میزپیشدستی
coffee table میزپیشدستی
coffee grinders حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
coffee shop قهوه خانه
coffee shop رستوران
coffee tree درخت قهوه
we had coffee of a kind یکجورقهوهای داشتیم یاخوردیم
coffee break تعطیل چند دقیقهای کار برای استراحت و صرف قهوه
coffee break تنفس
coffee breaks تعطیل چند دقیقهای کار برای استراحت و صرف قهوه
coffee breaks تنفس
irish coffee قهوه داغ شیرین با ویسکی ایرلندی و کرم
Would you care for a cup of coffee? آیا دوست دارید یک لیوان قهوه داشته باشید؟
coffee-table book کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
coffee-table books کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
vacuum coffee maker تخلیهقهودرستکن
to pulp coffee beans دانههای قهوه را مغز کن
The coffee is piping hot. این قهوه خیلی داغ است
espresso coffee maker قهوهجوش
Neapolitan coffee maker قهوهسازناپلی
A strong (weak)coffee (tea,etc. ) قهوه ( چای وغیره ) پررنگ (کم رنگ )
automatic filter coffee maker صافیقهوهجوشاتوماتیک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com