Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (4 milliseconds)
English
Persian
cogged wheels
چرخ دنده ها
cogged wheels
چرخ های دندانه دار
Other Matches
cogged
دندانه دار
cogged wheel
چرخ دنده
cogged ingot
شمشه فولادی
cogged wheel
چرخ دندانه دار
cogged ingot
شمش فولادی
wheels
ساسایی
wheels
جاروب کردن با پا
wheels
اتحادیه ورزشی
wheels
چرخ سمباده
there are wheels within wheels
زیرکاسه نیم کاسه است
There are wheels within wheels .
کاسه ای زیر نیم کاسه است
There are wheels within wheels .
<proverb>
هر چرخ را چرخى مى چرخاند .
wheels
گردش ناو
wheels
چرخیدن
wheels
چرخ
wheels
دور
wheels
چرخش
wheels
رل ماشین
wheels
گرداندن
wheels
چرخ طایر
spinning wheels
چرخ طیار
spinning wheels
دوک نخ ریسی
cog wheels
چرخ دنده ها
gear wheels
چرخ دنده ها
steering wheels
چرخ فرمان
cog wheels
چرخ های دندانه دار
gear wheels
چرخ های دندانه دار
brake wheels
چرخ های دندانه دار
to spin one's wheels
<idiom>
بدون نتیجه زحمت کشیدن
[اصطلاح روزمره]
spinning wheels
چرخ گرداننده چرخ هرزه گرد
spare wheels
چرخ زاپاس
spinning wheels
چرخ نخ ریسی
suck wheels
رکاب زدن پشت سر دوچرخه سوار دیگر به منظور کاستن از فشار هوا
steering wheels
غربالک
to grease the wheels
چرخ هاراروغن زدن
to oil the wheels
چرخها را روغن زدن
to skid the wheels
ترمزکردن
catherine wheels
رجوع شود به pinwheel
driving wheels
چرخهایکمکیعقب
meals-on-wheels
سرویسآوردنغذابهدرخانه
steering wheels
چرخ سکان فرمان اتومبیل
hell-on-wheels
<idiom>
شخص غرغرو وبدخلق
steering wheels
رل
To get things moving. To set the wheels in motion.
کارها راراه انداختن
To get things moving. To set the ball rolling. To set the wheels in motion.
کارها را بجریان انداختن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com