English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
coin return bucket محلبرگشتپول
Other Matches
coin سکه
coin سکه زدن
coin اختراع وابداع کردن
coin مسکوک
coin سنگ نبش
coin=quoin گوشه
pixing the coin سنجش عیار سکه
to flip a coin شیریاخط کردن
to toss a coin شیر یا خط کردن
coin purse کیفپول
coin box تلفنهمگانی
coin chute شیبپولخرد
To toss up a coin . شیر یا خط کردن ( با سکه )
False coin . سکه قلابی
do not coin money <idiom> پول چاپ نکردن [پول چاپ نمی کنم]
coin slot شکافمخصوصپولخرد
I ll pay him back in his own coin . حقش را کف دستش خواهم گذارد
I paid him back. in his own coin. حقش را کف دستش گذاشتم
utter false coin سکه قلب ساختن و به جریان انداختن
utter false coin جریان انداختن سکه تقلبی ترویج سکه قلب
The coin is at the bottom of the pond . سکه افتاده کف حوض
coin reject slot محلبرگرداندنپول
full bodied gold coin سکه طلای تمام عیار
toss a coin for choice of service of cou شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
bucket سطل جام
bucket تیغه گردنده توربین
bucket جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bucket بیل مکانیکی
bucket فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
bucket فضای ذخیره سازی حاوی داده برای یک برنامه کاربردی
bucket قوس پیوند قوس پیوندی
bucket منحنی پیوند
bucket سطل
bucket دلو
loading bucket سطل بارگیری
leather bucket دول
grab bucket سطل قلاب دار
grab bucket بیل مکانیکی
bucket ring زبانهحلقه
dump bucket سطل اشغال
dump bucket سطل زباله
elevator bucket سطل بالابر
conveyor bucket سطل بالابر
bucket tooth زبانهدندانه
bucket step فیکس کردن پا برای استراحت
kick the bucket <idiom> مردن
drop in the bucket <idiom> مقداری جزئی
ice-bucket یخدان- سطلیخ
brain bucket کلاهخود
suspension bucket سطل اویزان
swing bucket جراثقال گردان
swing bucket جراثقال نوسان دار
to kick the bucket مردن
bucket cylinder زبانهسیلندر
The handle of the bucket has come off. دسته سطل کنده شده
digger bucket تیغهحفرکن
backward bucket سطلوارونه
bucket lever سطحزبانه
bucket sort جور کردن دلوی
bucket of steam سطل بخار
bucket hoist دستگاه بالابرنده سطل
bucket seats صندلی یکنفری
bucket seat صندلی یکنفری
bucket charging بارگیری با سطل
bucket shop جای شرط بندی وقمار روی سهام و مانند ان
bucket shops جای شرط بندی وقمار روی سهام و مانند ان
bucket elevator دستگاه بالابرنده سطل
bucket hinge pin زبانهلولایی
Only a drop in the bucket ( ocean) . قطره ای دردریا است (بسیار نا چیز )
grab bucket crane جرثقیل با بیل مکانیکی
backward bucket cylinder سیلندرسطلوارونه
bucket wheel excavator زبانهیچرخهیبالابر
return عودت دادن
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
non return to zero بدون بازگشت به صفر
return عایدی
return گزارش دادن
return عودت
return مراجعت کردن عکس العمل
return گزارش رسمی
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return کلید Return
return اعاده بازگشت
return to zero با بازگشت به صفر
return دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
return کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
return آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
to return a v to any one کسی رابازدیدکردن ببازدیدکسی رفتن
return پس فرستادن عودت
return عملکرد کارکرد
return مراجعت
return گزارش نهایی هیات تحقیق
return نشانههای انتهای خط
in return for بجای
in return درعوض [کاری]
return بازده
return بازگشت
return [on something] سود
in return به جای [کاری]
return کلیدی درصفحه کلید برای نشان دادن اینکه تمام داده مورد نظر وارد شده اند
in return در تلافی [کاری]
return [on something] نرخ بازده
return [on something] درآمد
return [on something] فایده
return [on something] محصول
return برگشت
return مراجعت برگرداندن
return to zero بازگشت به صفر
in return for عوض
return [on something] نرخ بازدهی
in return for درعوض
return اعاده
return رجعت
return مراجعت کردن
return برگشتن
return درامد
soft return فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
short return برگشت کوتاه
return to scale بازده نسبت به مقیاس
to return a visit بازدید کردن
sea return امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
sale or return فروش یااعاده
sale or return فروش یا عودت
automatic return سیستم عودت خودکار وسایل
return interval دوره بازگشت
return to zero signal علامت مراجعه ضبط که به عنوان سطح نوار مغناطیسی نشده به کارمی رود.
return lines خطهای بازگشتی
terrain return اکوی زمینی
day return بلیط رفتو برگشت
return match بازیبرگشت
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
return flight پرواز برگشت
return ticket بلیط رفت و برگشت
track return مدار برگشت
return air بازگشتهوا
return account حساب بازگشت
to return a greeting جواب سلام دادن
to bring a return درامد دادن
till his return تا موقع برگشتن او
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
return spring فنرارتجاعی
by return of post با نخستین پست
grid return سیم برگشت
grid return سیم برگشت شبکه
ground return بازتاب زمینی
ground return برگشت زمینی
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
i will return his kindness مهربانی او را تلافی خواهم کرد
carriage return سیگنال یا کلیدی که به شروع خط بعد کاغذ یا صفحه نمایش می رود
non return valve شیر یکطرفه
non return valve شیر یک سویه
please return the book خواهشمندم کتاب را برگردانید
point of no return نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
rate of return نرخ بازدهی
return ticket بلیط دوسره
return tickets بلیط دوسره
fair return بازده منصفانه
carraiage return سر سطر رفتن
carriage return بازگشت نورد
carriage return سر سطر رفتن
carriage return تعویض سطر Return/Enter
constant return بازده ثابت
ball return بازگشت گوی بولینگ
decreasing return بازده نزولی
diminishing return بازده نزولی
average return بازده متوسط
enter/return کلید Return یا Enter
fair return بازده عادلانه
rate of return نرخ بازده
return pistol طپانچه ها به جای خود طپانچه را بگذارید
return flow جریان برگشت
return to base بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
return wire سیم برگشت
return conductor سیم برگشت
return code رمزبازگشت
return current جریان برگشت
return circuit مدار برگشتی
return cargo محموله برگشت
return account صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
return key کلید Return
return pipe لوله برگشت
return on capital بازدهی سرمایه
return of capital بازده سرمایه
return of guarantee عودت ضمانتنامه
return of a guarantee عودت ضمانتنامه
return line خط برگشت
return key کلید بازگشت
return address نشانی بازگشت
ration return اسنادجیره
return perion زمان برگشت
return perion دوره تناوب
ration return اسناد هزینه جیره
return a negative پاسخ منفی دادن
rate of return over cost نرخ بازدهی بر هزینه سرمایه
double-return stair پله های دوتایی
ground return circuit مدار تک سیم
private rate of return نرخ بازده خصوصی
branch return pipe لولهبرگشتشاخهای
The return on the bonds amounts to ... مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
to get a good return on an investment بازده سودمندی در سرمایه گذاریی بدست آوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com