Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (7 milliseconds)
English
Persian
collision of the second kind
برخورد نوع دوم
Search result with all words
collision of the first kind
برخورد نوع اول
Other Matches
collision
برخورد
come into collision
تصادم کردن
collision
ضربه
collision
تلاقی
come into collision
تصادف کردن
collision
تصادم
collision
برخورد کردن برخورد تصادف کردن
near collision
حالت نزدیک برخورد دوهواپیما
near collision
فاصله خیلی خطرناک برای دو هواپیما
collision
تصادف
to come in to collision
تصادف کردن
to come in to collision
تصادم کردن
collision course
اختلافنظر
inelastic collision
برخورد ناکشسان
collision ionization
یونش برخوردی
elastic collision
برخورد الاستیک
lead collision course
مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
collision rate
میزان برخورد
collision rate
نرخ برخورد
collision rate
سرعت برخورد
collision risk
خطر تصادم
effective collision
برخورد موثر
galncing collision
برخورد پهلو به پهلو
probability of collision
احتمال برخورد
head on collision
برخورد رودررو
head on collision
برخوردشاخ به شاخ
elastic collision
برخورد کشسان
collision frequency
فراوانی برخورد
collision excitation
تحریک برخوردی
collision energy
انرژی برخورد
collision detection
تشخیص تصادم
collision detection
تشخیص و گزارش داده برخورد دو عمل یا رویداد
collision detection
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
collision coverage
شمول جبران تصادمات
collision course interception
تقاطع مسیر رهگیری باهواپیمای دشمن مسیربرخورد هواپیمای رهگیر بادشمن
collision bulkhead
دیواره نشکن
collision bulkhead
دیواره ضد تصادم
The two cars had a head –on collision.
دو اتوموبیل شاخ به شاخ شدند ( تصادم از جلو)
anti collision light
چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
effective collision cross section
سطح مقطع برخورد موثر
total effective collision cross section
سطح مقطع موثر کل
so let us always be kind
پیوسته مهربان باشیم
so let us always be kind
پس بیایید
one of a kind
<adj.>
بیمانند
of what kind is it ?
چگونه است
of what kind is it ?
چه قسم است
of what kind is it ?
چه جوراست
one of a kind
<adj.>
بی نظیر
one of a kind
<adj.>
یگانه
He's one of a kind.
او
[مرد]
آدمی منحصر به فرد است.
kind regards
سلام
kind regards
درود
kind of
تا درجهای
to be kind to...
مهربان بودن نسبت به ....
one of a kind
<adj.>
بی همتا
in kind
<idiom>
به طریقی مشابه
a kind
[of]
نوعی
[از]
some kind
[of]
یک نوعی
[از]
of the same kind
از همان نوع
one of a kind
<adj.>
یکتا
three-of-a-kind
سهنوعازیکعدد
four-of-a-kind
چهارنوعازیکعدد
It is very kind of you .
لطف دارید
kind of
تاحدی
he was very kind indeed
واقعابسیار مهربانی کرد
i said nothing of the kind
نگفتم
kind
جنس گروه
kind
دسته
kind
کیفیت
kind
جنسی
kind
غیرنقدی مهربان
kind
مهربانی شفقت امیز
i said nothing of the kind
هیچ همچو چیزی
kind
بامحبت
i kind of liked it
میشود گفت دوست داشتم
i kind of liked it
من تا اندازهای انرا دوست داشتم
he was very kind indeed
راستی چه اندازه مهربان بود
how kind he is
چقدرمهربان است چه مهربان است
kind
جور
kind
قسم
kind
نوع
in kind
جنسا
it is very kind of you
خیلی التفات کردید
it is of a different kind
قسم دیگری است
it is of a different kind
نوعی دیگراست
it is of a different kind
یک جو ردیگر است
in kind
بعین
in kind
عینا
kind
گونه
in kind
بجنس
kind of funny
یک جوری بامزه
kind hearted
مهربان
benefit in kind
نفع جنسی
kind-hearted
خوش قلب
kind-hearted
مهربان
kind hearted
خوش قلب
some kind of sickness
یک نوعی از بیماری
in a kind (sort) of way
<idiom>
یک کمی
kind heartedness
مهربانی
they differ in kind
جنس یاچگونگی انهاباهم فرق دارد
They act after their kind.
جنس خود رفتار می کنند.
they act after their kind
به ایین
these kind of men
اینجو رمردمان
the bird kind
جنس پرنده
taxes in kind
مالیات جنسی
tax in kind
مالیات جنسی
ration in kind
جیره معادل یاجانشین
ration in kind
معادل جیره
quarters in kind
مسکن مجانی
quarters in kind
منازل سازمانی
payment in kind
پرداخت جنسی
payment in kind
پرداخت غیرنقدی
kind heartedness
خوش قلبی
kissing kind
درحال اشتی
they differ in kind
جنساباهم فرق دارند
imeant that he is kind
مقصودم اینست که ادم مهربانی است
transportation in kind
وسیله حمل و نقل دولتی یامجانی اعم از هواپیما یاکشتی یا اتوبوس
human kind
نوع بشر
kissing kind
باهم دوست
human kind
جنس ادمی
what kind of a bird is that ?
چه قسم پرنده ایست
what kind of a bird is that ?
چه جور مرغی است
we had coffee of a kind
یکجورقهوهای داشتیم یاخوردیم
He is a man with a kind heart.
قلب مهربان ورئوفی دارد
i repaid his kindress in kind
مهربانی او را عینا` تلافی کردم
He has a harsh exterior but a kind heart.
ظاهرش خشن است ولی قلبش مهربان است
It goes against the grain to pay these sums (that kind of money).
من که زورم می آید ازاین پولها بدهم
What kind of talk is that ? I object to your remarks (state ments)
این چه فرمایش است می فرمایید ! ( در مقام اعتراض )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com