Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
computer memory
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
computer memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
Other Matches
memory
فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
in memory of
<idiom>
به صورت رایگان
immediate memory
حافظه فوری
memory
حافظه دستگاه کامپیوتر
to the memory of
به یادبود
memory
حافظه
memory
خاطره
memory
یاد
memory
یادگار یاد بود
core memory
حافظه چنبرهای
coordinate memory
حافظه مختصاتی
conventional memory
این فضای حافظه مستقیماگ توسط DOS-MS قابل کنترل است و محلی است که بیشتر برنامههای بار شده برای اجرا آنجا هستند
conventional memory
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
control memory
حافظه کنترلی
optical memory
حافظه نوری
constructive memory
حافظه سازا
passive memory
حافظه منفعل
photodigital memory
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
photodigital memory
خواندن چند بار
core memory
حافظه هستهای
memory cache
حافظه پنهان
expanded memory
حافظه گسترشی
memory word
کلمه حافظه
eidetic memory
یاد روشن
EDO memory
ذخیره کند
EDO memory
فن آوری حافظه که حاوی پیشرفت بهتری است و می انواند داده را از محلی از حافظه پیدا کند و بخواند بایک عمل . و نیز میتواند آخرین قطعه داده را که در حافظه ذخیره شده بود در حافظه پنهان آماده خواندن از حافظه است
EDO memory
MEMORY OUTPUT DATA EXTENDED
dynamic memory
حافظه پویا
shared memory
حافظه تسهیم شده
disk memory
حافظه دیسک
one level memory
حافظه یک سطحی
cryogenic memory
استفاده از خصوصیات هدایت مواد
cryogenic memory
رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
extended memory
حافظه توسعه یافته
programmable memory
حافظه برنامه پذیر
racial memory
حافظه نژادی
scratchpad memory
حافظه چرکنویس
screen memory
خاطره پوشان
screw to the memory
بذهن سپردن
search memory
حافظه جستجو
secondary memory
حافظه ثانویه
semiconductor memory
حافظه نیمه هادی
semiconductor memory
حافظه نیمه رسانا
shadow memory
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
shadow memory
محلهای حافظه مکرر که با کد مخصوص قابل دستیابی است
shadow memory
حافظه ثانوی موقت
shadow memory
شبه حافظه
stack memory
حافظه پشتهای
scratchpad memory
حافظه چرکنویسی
read mostly memory
حافظه بیشتر خواندنی
read only memory
حافظه فقط خواندنی
real memory
حافظه فیزیکی موجود که توسط CPU قابل آدرس دهی است
real memory
حافظه حقیقی
real memory
حافظه واقعی
recent memory
حافظه نزدیک
refresh memory
واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
regenerative memory
عملیات خواندن که به طور خودکار داده را تولید میکند و در حافظه می نویسد
regenerative memory
رسانه ذخیره سازی که باید محتوای آن مرتباگ تنظیم شود تا محتوایش باقی بماند
regenerative memory
حافظه باز زا
regenerative memory
حافظه احیاء کننده
remote memory
حافظه دور
rotating memory
حافظه چرخشی
static memory
حافظه ایستا
memory bank
بانک حافظه
memory drum
گردونه یاد
low memory
فضای حافظه تا چند کیلوبایت
laser memory
حافظه لیزری
memory dump
روگرفت حافظه
memory dump
رونوشت ازحافظه
it escaped my memory
یادم رفت
internal memory
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
internal memory
حافظه داخلی
interleave memory
حافظه جاگذاری
memory for digits
حافظه عددی
memory guard
نگهبان حافظه
memory dependent
متکی به حافظه
memory dependent
وابسته حافظه
magnetic memory
حافظه مغناطیسی
memory bandwidth
پهنای باند حافظه
memory allocation
اختصاص حافظه
memory afterimage
رد تصویر یاد
memory address
ادرس حافظه
memory address
نشانی حافظه
memory capacity
گنجایش حافظه
mass memory
حافظه انبوه
memory cell
سلول حافظه
memory chip
تراشه حافظه
memory cycle
چرخه حافظه
main memory
حافظه اصلی
memory hierarchy
سلسله مراتب حافظه
memory illusion
خطای یاد
memory moard
برد حافظه
memory module
واحد حافظه
memory module
ماژول حافظه پیمانه حافظه
memory port
درگاه حافظه
memory protection
حفافت حافظه
memory protection
پشتیبانی ازحافظه
memory register
ثبات حافظه
memory snapshot
تصویر لحظهای حافظه
memory sniffing
ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش
memory span
فراخنای یاد
memory trace
رد یاد
external memory
حافظه خارجی
memory mapping
نگاشت حافظه
memory mapping
نقشه حافظه
memory mapped i/o
ورودی- خروجی نگاشت حافظه
memory image
تصویر یاد
memory interleaving
برگ برگ کردن حافظه جایگذاری حافظه
memory location
مکان حافظه
incidental memory
حافظه اتفاقی
in memory of blessedmemory
خدابیامرز
in memory of blessedmemory
بیادگار مرحوم
in memory of blessedmemory
بیاد
memory location
محل حافظه
memory management
مدیریت حافظه
memory map
نقشه حافظه
memory map
نگاشت حافظه
memory map
طرح یا نقشه حافظه
extended memory
حافظه تمدیدی
memory recall
دوبارهخوانیحافظه
to fail
[memory]
درماندن
[حافظه یا خاطره]
cache memory
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
addressed memory
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
as memory serves
هر وقت بیاد انسان بیاید
memory management
مدیریت حافظه
[علوم کامپیوتر]
to fail
[memory]
وا ماندن
[حافظه یا خاطره]
addressed memory
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
subtract from memory
دکمهکمکنندهازحافظه
I can recite from memory.
می توانم از حفظ بخوانم
To revive a memory.
خاطره ای رازنده کردن
acoustic memory
حافظه صوتی
buffer memory
حافظه میانیگر
alterable memory
حافظه تغییرپذیر
alterable memory
حافظه اصلاح پذیر
main memory
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
associative memory
حافظه انجمنی
commit to memory
حفظ کردن
bubble memory
سرعت بالا و حافظه متحرک
bubble memory
مین فرفیت بالا
bubble memory
حافظه حبابی
main memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
primary memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
base memory
حافظه پایه
auxiliary memory
حافظه کمکی
auxiliary memory
حافظ کمکی
bubble memory
روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
primary memory
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
cache memory
یک حافظه کوچک و بسیارسریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات میباشد حافظه پنهان
cache memory
بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
cache memory
بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
حافظه پنهانی
bytewide memory
بایت ادرس پذیر در حافظه اصلی
associative memory
حافظه تداعی
associative memory
حافظه شرکت پذیر
memory button
دکمهحافظ
virtual memory
حافظه مجازی
to stamp on the memory
در ذهن منقوش ساختن
add in memory
اضافه کردن به حافظه
to escape one's memory
از خاطر رفتن
to commit to memory
ازبرکردن
to stamp on the memory
ذهنی کردن
memory cancel
پاککردنحافظه
upper memory
کیلو بایت از حافظه قرار گرفته بین حدود کیلوبایت و مگابایت . حافظه بیشتر بعد از حافظه معمول کیلوبایت است و قبل از حدود مگابایت
within living memory
به یاد دارند
volatile memory
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
memory key
کلیدحافظه
control memory
حافظه کنترل
within living memory
تا انجا که مردمان زنده
volatile memory
حافظه فرار
My Computer
نشانهای که اغلب در گوشه سمت چپ در بالای صفحه نمایش در پنجره جاری قرار دارد. و حاوی مروری بر PC است
computer
کامپیوتر
computer
ماشین متفکر
computer
ماشین حساب
computer
ماشین الکترونیکی
computer
حسابگر الکترونی
computer
شمارنده
computer
ماشین حساب کامپیوتر
computer
اکامپیوتر
computer
رایانه
Random-access memory
رم
[علوم کامپیوتر]
memory mapped video
نگاشت صفحه حافظه به فضایی در حافظه
expanded memory system
ابزاری که حافظه اضافی در IBM PC قرار دارد را مدیریت میکند و برای برنامه ها آماده استفاده می سازد
expanded memory system
کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
memory management program
برنامه مدیریت حافظه
memory access time
مدت دستیابی به حافظه
expanded memory system
دریک IBM PC استانداردی که حافظه اضافی که بیشتر از حد کیلو بایت است از حافظه معمولی را معرفی میکند. این حافظه فقط توسط برنامههای مخصوص نوشته شده قابل اجراست و نیز مراجعه شود به LIM
short term memory
حافظه کوتاه مدت
memory resident program
برنامه مقیم در حافظه
control read only memory
حافظه فقط خواندنی کنترلی
serial access memory
حافظه با دستیابی پیاپی
thin film memory
حافظه غشایی نازک
memory address register
ثبات نشانی حافظه
memory address space
فضای نشانی حافظه
memory addressing mode
باب ادرس دهی حافظه
to give one's memory a prod
حافظه خودر رانگیختن
fusible read only memory
MORP که از ماتریسی از اتصالات موجود تشکیل شده که به طور انتخابی به برنامه وصل می شوند
memory data register
ثبات داده حافظه
Random-access memory
رم کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
magnetic matrix memory
حافظه ماتریس مغناطیسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com