English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
English Persian
concentration camps بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
concentration camps اردوگاه کار اجباری
concentration camps بازداشتگاه اسرا
concentration camps منطقه تجمع اسرا
concentration camps بازداشتگاه
Search result with all words
The convicts are being sent to concentration camps . محکومین به اردوگاههای کار اجباری اعزام می شوند
Other Matches
camps منزل کردن
camps اردوگاه
camps لشکرگاه
camps پادگان اردو زدن چادر زدن
camps اردو زدن
camps چادر زدن
camps چادر
camps اردو
camps اردوگاه نظامی
prison camps اردوگاه زندانیان
prison camps بازداشتگاه بیرون شهر
prison camps زندان صحرایی
boot camps اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
concentration غلظت [شیمی]
concentration تمرکز
concentration تمرکز عده ها
concentration تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentration تراکم
concentration اشباع
concentration غلیظ سازی
concentration غلظت
concentration شدت
molecular concentration غلظت مولکولی
molar concentration غلطت مولی
ion concentration غلظت یون
formal concentration غلظت فرمال
concentration gradient شیب غلظت
period of concentration زمان تمرکز
period of concentration در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
period of concentration می پیماید
electronic concentration غلظت الکترون
stress concentration تمرکز تنش
electron concentration غلظت الکترون
data concentration تمرکز داده
critical concentration میزان تمرکز بحرانی
concentration cell پیل غلظتی
concentration area منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
concentration area منطقه تمرکز اتش
concentration camp اردوگاه کار اجباری
concentration camp بازداشتگاه
concentration camp منطقه تجمع اسرا
concentration camp بازداشتگاه اسرا
concentration camp بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
concentration gradient گرادیان غلظت
concentration of fire توده کردن اتش
concentration ratio نرخ تمرکز
concentration of electron چگالی الکترون
concentration of fire تمرکز اتش
concentration ratio نسبت تمرکز
concentration polarization قطبش غلظتی
maximum allowable concentration حداکثر غلظت مجاز
strategic concentration by rail سیستم پولی فلزی
concentration cell corrosion نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
strategic concentration by rail نشرمسکوکات فلزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com