Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (10 milliseconds)
English
Persian
constant current
شدت ثابت
constant current
جریان دائم
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
Search result with all words
constant current regulator
تنظیم با امپر ثابت
constant current charge
شارژ با جریان ثابت
constant current distribution
توزیع با شدت ثابت
constant current generator
مولد با امپر ثابت
constant current motor
موتور با امپر ثابت
constant current transformer
مبدل با شدت ثابت
Other Matches
constant
عدد ثابت
constant
مداوم
constant
ثابت
constant
پایدار
constant
دائمی
constant
وفادار
constant
باثبات استوار
constant
ثابت قدم
constant
ثابت دایمی
constant
مقدار ثابت
constant
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constant
آنچه تغییر نمیکند
constant
دادهای که مقدارش ثابت است
constant
فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constant
کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
constant
فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد
constant
سرویس انتقال داده که بخشی از ATM است و برای تضمین نرخهای مشخص ارسال داده روی شبکه حتی شبکههای شلوغ است
constant
همیشگی
constant
پایا
gravitational constant
ثابت گرانش
gravitational constant
ثابت جاذبه
attenuation constant
ثابت تضعیف
hubble constant
ثابت هابل
inertia constant
ثابت اینرسی
instability constant
ثابت ناپایداری
ionization constant
ثابت یون
ebullioscopy constant
ثابت غلیان نمایی
madelung constant
ثابت مادلونگ
calibration constant
ثابت درجه بندی
lattice constant
ثابت شبکه
magnetic constant
پرمئابیلیته ی در خلاء
gas constant
ثابت گاز
gas constant
ثابت گازها
constant power
توان ثابت
constant power
توان دائمی
constant pressure
فشار ثابت
constant return
بازده ثابت
constant speed
سرعت ثابت
cryoscopic constant
ثابت انجماد سنجی
constant voltage
ولتاژ ثابت
electric constant
ثابت الکتریکی
dissociation constant
ثابت تفکیک
disintegration constant
ثابت تلاشی
cosmological constant
ثابت کیهان شناختی
dielectric constant
ثابت دی الکتریک
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
coupling constant
ثابت جفت شدن
decay constant
ثابت تباهی
constant potential
اختلاف پتانسیل ثابت
constant of the cone
زاویه کجی مخروق نقشه برداری لامبر ضریب مخروط لامبر
frequency constant
ثابت فرکانس
boltzmann constant
ثابت بولتزمان
boltzmann constant
ثابت بولتزمن
formation constant
ثابت تشکیل
force constant
ثابت نیرو
figurative constant
ثابت تلویحی
field constant
ثابت میدان
equilibrium constant
ثابت تعادل
constant capital
سرمایه ثابت
constant cost
قیمت ثابت
constant cost
هزینه ثابت معادل cost fixed
constant error
خطای ثابت
constant factors
عوامل ثابت
constant luminance
روشنایی ثابت
constant of motion
ثابت حرکت
curie constant
ثابت کوری
weiss constant
ثابت وایس
solar constant
ثابت خورشیدی
shielding constant
ثابت حفافتی
screening constant
ثابت پوشش
rydberg constant
ثابت ریدبرگ
real constant
ثابت حقیقی
rate constant
ثابت سرعت
proportionality constant
ثابت تناسب
Constant of integration
ثابت انتگرال گیری
[ریاضی]
spring constant
ضریب فنریت
velocity constant
ضریب سرعت
velocity constant
ثابت سرعت
time constant
ثابت زمانی
A constant guest is never welcome .
<proverb>
به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
stefan's constant
ثابت استفان
stability constant
ثابت پایداری
propagation constant
ثابت انتشار
Napier's constant
عدد
[ ایی ]
[حرف لاتین]
[ریاضی]
Napier's constant
عدد نپر
[ریاضی]
numeric constant
ثابت عددی
newton constant
ثابت نیوتون
physical constant
ثابت فیزیکی
[فیزیک]
multiplying constant
مضرب ثابت
overall formation constant
ثابت تشکیل کلی
planck's constant
کوانتوم کنش
magnetic constant
ثابت مغناطیسی
absorption constant
ضریب جذب
planck's constant
ثابت پلانک
constant voltage
فشار الکتریکی ثابت
physical constant
ثابتهای فیزیکی
constant voltage regulator
ولتپای
constant potential regulator
ولتپای
constant speed drive
چرخدندهای با ضریبهای متغیر که برای ثابت نگه داشتن دور قسمت گردنده بین دو سیستم گرداننده و گردنده قرار میگیرد
A steadfast (constant) friend.
دوست ثابت وپابر جا
constant potential rectifier
یکسو کننده با ولت ثابت
constant potential generator
مولد با ولت ثابت
constant potential transformer
مبدل با ولت ثابت
constant pressure combustion
احتراق در فشار ثابت
to be exposed to a constant stream of something
در معرض چیزی به طور مداوم بودن
[بدون اینکه مستقیمآ به آن چیز توجه شود]
near-constant state of flux
تغییر همیشگی
constant velocity joint
تویی چرخ
constant temperature pressure
welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
constant stimulus method
روش محرک ثابت
constant speed regulation
تنظیم با سرعت ثابت
constant speed propeller
ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
constant speed unit
گاورنری که توسط موتور کارمیکند و ملخ را کنترل مینماید
constant speed motor
موتور با سرعت ثابت
constant voltage charge
شارژ با ولتاژ ثابت
constant return to scale
بازده ثابت نسبت به مقیاس
constant potential distribution
توزیع با ولت ثابت
solubility product constant
ثابت حاصلضرب انحلال
relative dielectric constant
ثابت دی الکتریک نسبی
capacitive time constant
ثابت زمانی فرفیت
reaction rate of constant
ثابت سرعت واکنش
polaron coupling constant
ثابت جفت شدن پولارونها
gas law constant
قانون ثابت گازها
image phase constant
ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
image transfer constant
ثابت انتقال تصویر
inductive time constant
ثابت زمانی القا
input time constant
ثابت زمانی اولیه
ion product constant
ثابت حاصلضرب یونی
law of constant proportions
قانون نسبتهای ثابت
low time constant
ثابت زمانی کوچک
floating point constant
ثابت ممیز شناور
universal gas constant
ثابت گازها
constant displacement pump
پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
constant amperage regulation
تنظیم با امپر ثابت
thermodynamic equilibruim constant
ثابت تعادل ترمودینامیکی
stepwise formation constant
ثابت تشکیل مرحلهای
constant helm plan
نقشه زیگزاگ
solubility product constant
ثابت حاصلضرب انحلال پذیری
constant cost industry
صنعت هزینههای ثابت
specific rate constant
ثابت ویژه سرعت
constant dripping wears away the stone
<proverb>
اگر که خواهی شوی خوشنویس، بنویس و بنویس و بنویس
time constant of an exponential quantity
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
Constant dripping wear away the stone .
<proverb>
قطرات مداوم آب سنگ را مى ساید.
law of constant heat sumation
قانون هس
law of constant heat sumation
قانون ثابت بودن جمع گرماها
boiling point elevation constant
ثابت صعود نقطه جوش
constant angle arch dam
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
spherical coordinate system
[with constant radius]
دستگاه مختصات کروی
[با شعاع ثابت]
zero current
جریان نول
down current
جریان رو به پایین
against the current
<adv.>
مخالف جریان
current
جریان
zero current
جریان صفر
current
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current
کشش
current
سیلان
current
جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
current
آدرسی که در حال حاضر استفاده میشود
current
حرکت قط عات بار دار در یک هادی
current
ثبات CPU که آدرسی که در دسترس است ذخیره میکند
current
دایرکتوری از درخت دایرکتوری که در حال استفاده شدن است
current
دیسک درایوی که در حال استفاده است یا انتخاب شده است
current
مربوط به زمان حال
current
شدت جریان برق
current
شدت جریان
current
تزند
current
شایع
current
معاصر متداول
current
تزن
current
در حال حاضر
current
رایج
current
فعلی اخرین اطلاعات
current
جریان اب یا باد
current
جاری و روان
current
جاری
load current
جریان بار
load current
جریان بار خارجی
low current
جریان ضعیف
weak current
جریان ضعیف
magnetic current
جریان مغناطیسی
lagging current
شدت تاخیری
lightning current
جریان برق
alternative current
جریان متناوب
leading current
شدت پیش افتاده
leakage current
جریان تراوشی
leakage current
جریان نشتی
leakage current
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
leakage current
جریان ایزولاسیون
light current
جریان نور
labrador current
جریان اب سرد لابرادور
light current
جریان ضعیف
lighting current
جریان نور
magnetizing current
جریان مغناطیس گر
magnetizing current
جریان مغناطیس گردانی
main current
جریان اصلی
nerve current
جریان عصبی
no load current
جریان بی باری
current accounts
حساب جاری
ocean current
جریان دریایی
ocean current
جریان اقیانوسی
ocean current
جریان اقیانوس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com