English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (6 milliseconds)
English Persian
constructive trust مسئولیت قهری
constructive trust ضمان قهری
constructive trust منظور مسئولیتی است که از حکم قانون ناشی میشود و ارتباطی به خواست شخص ندارد
Other Matches
constructive سازا
constructive سازنده
constructive مفید ساختمانی
constructive سودمند
constructive بناکننده
constructive service ابلاغ قانونی
constructive coercion اجبار معنوی
constructive credit اعطای پایان نامه افتخاری به کسی
constructive fraud کلاهبرداری اعتباری
constructive fraud منظورعملی است که به اعتبارقانون خاص عنوان کلاهبرداری بافته و از این نظر از کلاهبرداری واقعی وارادی متمایز است
constructive interference تداخل فزاینده
constructive notice ابلاغ قانونی
constructive notice ابلاغ اختیاری در CL ابلاغی که به وکیل شخص بشود قانونی یااعتباری نامیده میشود و درمقابل ان " ابلاغ رسمی یاواقعی " قرار دارد و ان ابلاغی است که به خود شخص بشود
constructive placement تعیین محل برای بارگیری یاتخلیه مناسب کشتیها
constructive memory حافظه سازا
constructive total loss تخمین خسارت کل وارده
constructive total loss صدمه کلی خسارت بنیانی
constructive total loss خسارت کلی
constructive receipt billing ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
constructive school credit بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
in trust امانتا"
given in trust به امانت
given in trust امانی
on trust امانتا"
on trust بر مبنای اعتبار
self-trust اعتماد به نفس
self trust اعتماد بخود
on trust نسیه
trust تراست
keep in trust به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
trust ودیعه
trust تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trust مدیریت امانی
trust اطمینان
trust امانت
trust انحصارات چند جانبه
trust پشت گرمی داشتن به
trust مطمئن بودن
trust اعتماد داشتن
trust امید
trust اتحادیه شرکتها ائتلاف
trust اعتقاد اعتبار
trust امانت گذاشتن
trust ودیعه گذاشتن
trust مسئولیت
trust اطمینان پشت گرمی
trust امانت ودیعه
trust توکل
trust ایمان
trust اعتماد
to put trust in اعتماد کردن به
sense of trust حس اعتماد
to hold in trust بطورامانت نگاه داشتن
trust company شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
trust in god اعتماد یا توکل به خدا
trust money پول امانی
trust territory ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد
vacuum trust تراست در خلاء
aplombself-trust اعتماد به نفس
unit trust موسسهسرمایهگذار
give in trust امانی
trust funds وجوه امانی
trust fund سپرده
trust fund وجه امانی
trust fund سرمایه امانی
breach of trust کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
breach of trust خیانت در امانت
trust fund وجوه متراکم شده
trust fund وجوه سپرده
declaration of trust افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
deed of trust سند تودیع امانت
market trust بازار انحصاری
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
implied trust مسئولیت فرضی
trust fund سپرده امانی
give in trust امانتی
deed of trust سنداستیفای دین از ملک رهنی
trust fund وجوه پس انداز شده
person in a position of trust امین
collagteral trust bonds قرضه هائیکه قرضه یا سهام دیگری به عنوان پشتوانه داشته باشند
anti trust law قانون ضد تراست
sherman anti trust act قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com