English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
consular agent کنسول
consular agent نایب کنسول
consular agent قائم مقام کنسول
consular agent نماینده کنسولی
Other Matches
consular منسوب به کنسول
consular کنسولی
consular representation نمایندگی کنسولی
consular officer مامور کنسولی
consular invoice صورتحساب با مهرکنسول گری
consular invoice برگه فروش با مهر کنسول گری
consular fee کارمزد کنسولی
consular convention عهد نامه کنسولی
consular convention عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
consular corps هیات کنسولی
consular district منطقه عمل کنسول
consular invoice سیاهه تائید شده توسط کنسولگری
agent مجموعهای از دستورات یا اعمال که خودکار روی یک داده یا فایل مشخص اعمال می شوند
agent برنامه یا نرم افزاری که روی یک ایستگاه کاری در شبکه اجرا میشود
agent نرم افزار کارایی و اطلاعات آماری را درباره ایستگاههای کاری به مدیریت مرکزی شبکه ارسال میکند
agent کاگزار
agent وکیل
agent عنصر
agent عامل اطلاعاتی
agent پیشکار
agent نماینده
agent گماشته وکیل
agent مامور
agent عامل
agent واسطه عامل
agent فرستنده
agent نماینده عامل شیمیایی خرج
agent واسطه
agent ارگان
agent ماده
mercantile agent بازرگانی
news agent خبرگزار
news agent روزنامه فروش
nerve agent گازعصب
executive agent شعبه اجرایی
fluxing agent ماده گدازاور
manufacturers' agent نماینده سازنده
nerve agent عامل شیمیایی عصبی
masking agent عامل پوشاننده
mercantile agent نماینده
manufacturers' agent نماینده تولیدکننده
manufacturer's agent نماینده سازنده
forwarding agent نماینده حمل و نقل
forwarding agent متصدی حمل ونقل
forwarding agent واسطه حمل و نقل
forwarding agent عامل حمل و نقل
foaming agent عامل کف زای
factoring agent عامل تنزیل
fluxing agent شارژ
fixing agent عامل تثبیت
filming agent چسباننده
fusing agent عامل ذوب
house agent دلال خانه
igniting agent عامل احتراق
manufacturer's agent نماینده تولیدکننده
warning agent گند گاز
law agent نماینده حقوقی
law agent نماینده قضایی
land agent دلال معاملات ملکی
insurance agent نماینده بیمه
insurance agent عامل بیمه
incapacitating agent گازبیهوشی
incapacitating agent عامل بیهوش کننده
factoring agent فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
overseas agent نماینده خارجی
undercover agent مامورتحقیق مخففی
vesicant agent گاز تاول زا
universal agent وکیل مطلق الوکاله
universal agent وکیل تام الاختیار
toxic agent گاز سمی
toxic agent عامل شیمیایی سمی
toxic agent ماده سمی
thickening agent عامل غلیظ کننده
stripping agent عامل رنگ گیر
special agent وکیل یا نماینده مقیدالوکاله
sole agent نماینده منحصر بفرد
vesicant agent عامل شیمیایی تاول زا
vomiting agent گازاستفراغ اور
vomiting agent عامل تهوع اور
undercover agent کارآگاه مخففی
washing agent مواد شوینده
stripping agent رنگ زدا
stripping agent ماده رنگ بر
publicity agent نمایندهافکارعمومی
estate agent فروشندهزمینوملک
secret agent جاسوس
secret agent مامور مخفی
wetting agent عامل خیس کننده
wetting agent ماده خیس کننده
sole agent نماینده انحصاری
smoke agent ماده دودانگیز
releasing agent عامل رهاکننده
reducing agent عامل کاهنده
psychochemical agent گاز عصبی
psychochemical agent عامل عصبی
psychoactive agent ماده روانگردان
proxy agent نرم افزاری که دستورات مدیریت شبکه را ترجمه میکند تا به نرم افزار مدیریتی امکان دهد تا وسیلهای که از پروتکل دیگر استفاده میکند را کنترل کند
press agent مامور اگهی و تبلیغ
precipating agent عامل رسوب دهنده
oxidizing agent عامل اکسنده
oxidizing agent عامل اکسیداسیون
resolving agent عامل تفکیک کننده
sales agent نماینده فروش
scholastic agent دلال تدریس
smoke agent عامل شیمیایی دودانگیز
shipping agent نماینده شرکت کشتیرانی
shipping agent اژانس حمل
shipping agent موسسه حمل کالا
shipping agent شرکت حمل
shiping agent حق العمل کار بارگیری کشتی
shiping agent کارگزار بارگیری کشتی
sequestering agent عامل منزوی کننده
sequestering agent عامل کمپلکس دهنده
scholastic agent شاگرد پیدا کن
overseas agent نماینده درکشور بیگانه
casualty agent عامل ایجاد تلفات و ضایعات
anticrop agent عامل ضدمحصولات کشاورزی
anticrop agent عامل ضد غلات
alloying agent عنصر الیاژی
alkylation agent عامل الکیل دار کننده
alkylating agent عامل اکلیل دار کننده
agent representative عامل
agent officer افسر عامل پرداخت
agent net شبکه اطلاعاتی
agent de change دلال ارزی
antimateriel agent عامل مخصوص فاسد کردن اماد
antiplant agent عامل ضد رویش گیاهان
antimateriel agent عامل فساد اماد
blowing agent عامل پف کننده
blood agent عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
blood agent مدت پرواز
blister agent گاز تاول زا
blister agent عامل تاول زا
bleaching agent عامل رنگبر
biological agent عامل زیستی
biological agent عامل میکربی
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
aerating agent مادهای که به بتن اضافه میشود تا توزیع حبابهای هوا را در بتن یکنواخت نماید و اثر ان ازدیادمقاومت در مقابل یخبندانهای سخت میباشد
aerating agent هوادهنده
acetylating agent عامل استیل دار کننده
accelerating agent کاتالیزور
accelerating agent ماده تسریع کننده
absorbing agent عامل جذب
travel agent بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
travel agent سفر ارا
travel agent سفرچین
double agent عامل اطلاعاتی دو جانبه
agent provocateur مامور اگاهی که با لباس مبدل در باندی کار میکند
acetylizing agent عامل استیل دار کننده
acidulating agent اسیدی کننده
adhesion agent عامل چسبندگی
adhesion agent چاشنی چسب افزا
adhesion agent ماده تشدیدکننده خواص
adhesion agent مایه چسب افزا
addition agent عامل افزودنی
addition agent ماده افزودنی
acylating agent عامل اسیل دار کننده
action agent مسئول اقدام در مورد هدفها مسئول تقویم و تفسیر هدفها
acidulating agent ماده اسیدی کننده
free agent بازیگر بدون قرارداد
executive agent عامل اجرایی
demasking agent عامل عریانساز
degreasing agent عامل پاک کننده روغن
defoamer agent کف زدای
cyanogen agent عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
cyanogen agent عامل سیانید
customs agent نماینده گمرکی
customs agent واسطه کارهای گمرکی
customs agent کارگزار گمرک
customs agent واسطه گمرک
detonating agent عامل منفجر کننده
developer agent عامل فهور
dual agent عامل اطلاعاتی دو جانبه
dual agent عامل دو جانبه
drying agent خشک کننده
dispersing agent عامل پاشنده
emulsifying agent عامل امولسیون کننده
diplomatic agent وزیرمختار کاردار
diplomatic agent سفیر
diplomatic agent مامور سیاسی
developer agent ماده فهور
curing agent سختگر
counter agent عامل خنثی کننده
commision agent نماینده حق العمل کار نماینده یا عاملی که بصورت درصد به او پرداخت میشود
coloring agent رنگ مصرفی
coloring agent ماده رنگ
fluorinating agent عامل فلوئوردار کننده
choking agent گاز خفه کن
choking agent عامل خفه کننده
chlorinating agent عامل کلردار کننده
chemical agent ماده شیمیایی
chemical agent عامل شیمیایی
chelating agent عامل کی لیت ساز
commission agent حق العمل کار
catalytic agent عامل فعل وانفعال شیمیایی بوسیله اثرمجاورتی
cooling agent عامل سرد کننده
defoliating agent عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
confusion agent عامل گیج کننده
confusion agent عامل گیج کردن دشمن
complexing agent عامل کمپلکس دهنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com