English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (6 milliseconds)
English Persian
container/pallet loader لودرسکویبار
container/pallet loader کانتینر
Other Matches
loader بارکن
pallet پالت
loader بارکننده
self loader تفنگ خود کار
loader تابع کوتاهی که بخش اول برنامه را باز میکند و از آن به بعد خود پردازنده ها را باز میکند
loader برنامهای که فایل یا برنامه دیگری را در حافظه کامپیوتر باز میکند
loader بخش کوچکی از کد برنامه که به برنامههای به صورت دودویی اجازه بار شدن در حافظه میدهد.
loader برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانج به حافظه اصلی می برد
loader لودر
loader خرج گذار پر کننده توپ سمبه پر کن ماشین خاک بارکن
pallet سکوی چوبی یا پلاستیکی برای حمل کالا
pallet تخته زیر بار
pallet سکوی بار
pallet چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
pallet پالت
pallet تخته پهن تشک کاهی
pallet ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallet ماله چوبی
pallet کفه بارگیری
pallet knife کاردک
pallet knife ماله رنگ امیزی
relocating loader بارکننده جابجاگر
pallet knife کاردک نقاشی
muzzle loader تفنگ سرپر
pallet transporter لیفت تراک
hay loader لودر یونجه [کشاورزی]
relocation loader بازکننده جابجاساز
resident loader بارکننده مقیم
pallet transporter فورک لیفت ترازو دار
pallet jack جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
wing pallet سطحپرهمانند
pallet truck حاملتختهای
pallet spring فنرسینیزیربار
instrument pallet غایقتجهیزات
pallet truck جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
box pallet جعبهتختهای
belt loader لدرتسمهای
backhoe loader لدرکجبیلعقب
transfer loader دستگاه پلکان خودکارمخصوص پیاده و سوار کردن بار از کشتی یا هواپیما
system loader بارکننده سیستم
muzzle loader سرپر
flat pallet پالت کف هواپیما یا کشتی پالت صاف پالت کف صاف
absolute loader بارکننده مطلق
crawler loader لودر چرخ زنجیری
bootstrap loader باز کننده خود راه انداز
card loader کارت بارکن
card loader بار کننده کارت
bootstrap loader بارکننده خود راه انداز
automatic loader بارکن خودکار
binary loader انباشتگر دودویی
breech loader تفنگ ته پر
linking loader بارکننده پیوندی
linkage loader بارکننده پیوندی
double-decked pallet تختهدوبلهعرشه
hydraulic pallet truck ماشینحملبارهیدرولیکی
front-end loader بهبیللودر
single-decked pallet سکویتکعرشه
platform pallet truck چرخمسطحسکویی
container لفاف
container فرف
container محتوی
container قطار و کشتی بکاربرده میشود
container کانتینر
container محفظه
container صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
container جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
accumulator container فرف اکومولاتور
airdrop container جعبه حامل بار دربارریزی هوایی
container terminal پایانهبستهها
airdrop container جعبه مخصوص بارریزی هوایی
container traffic تراکم حمل و نقل کانتینرها
food container فرف غذای قابل حمل
container transport حمل و نقل بوسیله کانتینر
petrol container فرف بنزین
water container فرف اب
consolidation container کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
freight container کانتینر حمل بار
freight container اطاقک حمل بار یکپارچه
food container فرف غذا
gas container مخزنگاز
less than container load زیر فرفیت کانتینر
container truck کامیونکانتینردار
container ship انبارکشتی
container hold گنجایشانبارکشتی
less than container load کمتر از فرفیت کانتینر
oil container فرف روغن
OLE container object شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
full container load فرفیت پر کانتینر
liquid air container مخزن هوای مایع
container-loading bridge پلورودبستههابهکشتی
air delivery container جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
to tip something into a container [British E] چیزی را در محفظه ای ریختن
ice cream container مخزن
ice cream container بستنیساز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com