English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (7 milliseconds)
English Persian
contracting carrier موسسه حمل و نقل موردقرارداد
Other Matches
contracting متعاهد
contracting متعاقد
contracting officer افسرپیمان
contracting industry صنعت ساختمان
contracting officer افسر متصدی پیمان
the contracting parties طرفین متعاقدین
the contracting parties طرفین متعاهدین
contracting party طرف قرارداد
contracting parties طرفین قرارداد
contracting parties طرفین متعاهدین طرفین متعاقدین
contracting parties طرفین متقاعدین
contracting parties متعاقدین
administrative contracting office دفتراداری
high contracting parties طرفین معظمین متعاقدین طرفین معظمین متعاهدین
administrative contracting office دفتر استخدام کارگزینی
T carrier استاندارد آمریکا برای خط وط ارسال داده دیجیتال مثل T, TC و استانداردهای سیگنال مربوط DS, DSC
carrier وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
carrier حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carrier سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carrier فرکانس سیگنال پیش از تقسیم شدن
carrier پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier مشابه 1595
carrier ارسال داده ساده
carrier مکاری
carrier متصدی حمل و نقل
carrier وسیله حمل و نقل
carrier فرستنده بار شرکت حمل و نقل
carrier حمل کننده
carrier carrier aircraft
carrier حامل غلطک حمال
carrier نامه بر
carrier باربر
carrier ناو هواپیمابر
carrier دستگاه کاریر
carrier برنامه حامل میکرب
carrier موج حام-ل
carrier حامل
carrier موسسه حمل و نقل
carrier سیگنال RSC از مودم به کامپیوتر برای بیان دریافت یک موج داده ارسالی
carrier ترک بند
carrier 1-هر رسانه یا وسیلهای که قادربه ذخیره سازی داده است . 2-سیگنالهای دادهارسالی موج مانند
carrier داده ارسالی موج مانند
carrier روش ارسال سیگنالهای متفاوت روی یک کانال با داده ارسالی با فرکانسهای مختلف
data carrier حامل داده ها
data carrier حامل داده
destination carrier کشتی حامل ناو تعمیراتی بمقصد یاتعمیرگاه
data carrier داده بر
combination carrier کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
common carrier شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
common carrier گاراژ دار
free carrier تحویل به حمل کننده کالا
common carrier متصدی حمل ونقل حامل مشترک
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common carrier متصدی حمل ونقل
common carrier مکاری
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی
free carrier یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
fuse carrier نگهدارنده فیوز
fuse carrier فیوزگیر
troop carrier نیرو بر
video carrier حامل ویدئو
water carrier دلو
weapon carrier حامل جنگ افزار
weapon carrier کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
log carrier حاملچوبگرد
negative carrier محلقرارگیرینگاتیو
piton-carrier میخحامل
suit carrier پوششکتوشلوار
charge carrier حامل بار [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
sound carrier حامل صوت
puck carrier گوی دار
helicopter carrier ناو هلیکوپتر بر
hod carrier ناوه کش
image carrier حامل تصویر
letter carrier نامه رسان پستچی
letter carrier چاپار
luggage carrier ترک بند موتورسیکلت
lumber carrier کشتی تیر بر
oxygen carrier اکسیژن بر
personnel carrier نفربر
personnel carrier خودرو نفربر
bulk carrier وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
actual carrier موسسه حمل و نقل واقعی
bulk carrier کشتی که کالای فله حمل مینماید
air carrier شرکت ترابری هوایی
ammunition carrier مهمات بیار
ammunition carrier خودرو مهمات کش
ball carrier بازیگری که با توپ میدود
battery carrier شاسی باتری
attack carrier ناو هواپیمابر افندی
aircraft carrier carrier : syn
carrier pigeon کبوتر نامه بر
carrier pigeon کبوتر قاصد
carrier pigeons کبوتر نامه بر
carrier pigeons کبوتر قاصد
aircraft carrier ناو هواپیمابر
carrier company تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
carrier detect کشف حامل
carrier detect تشخیص حامل
carrier handle دستگیره حمل
carrier handle دسته حمل
carrier sense detect collision accesswith multiple دستیابی چندتایی با کشف تلاقی
carrier system سیستم حامل
carrier wave موج حامل
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
carrier's lien در گرو شرکت حمل
carrier's risk ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
carrier's risk خطرات به عهده حمل کننده
color carrier حامل رنگ
carrier gas گاز حامل
carrier frequency فرکانس موج حامل
carrier frequency فرکانس حامل
carrier frequency بسامد حامل
carrier frequency فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
breech block carrier حامل کولاس
breech block carrier الات متحرک
carrier air group دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
carrier chrominance signal پیام رنگ تابی
carrier color signal پیام رنگ تابی
three-tier car carrier حملماشینسهطبقه
carrier color signal پیام رنگی حامل
brake shoe carrier نگهدارنده کفشک ترمز
carrier task force گروه رزمی هواپیمابر دریایی
telephone carrier current جریان حامل تلفنی
carrier striking force نیروی ضربتی متشکل ازناوهای هواپیمابر ناوگان هواپیمابر ضربتی
attack aircraft carrier ناو هواپیمابر تهاجمی
attack nuclear carrier ناو هواپیمابر افندی هستهای
color carrier reference فاز مبنای حامل رنگ
antisubmarine carrier group ناو گروه هواپیمابر ضدزیردریایی
anti submarine carrier ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
attack carrier striking forces نیروهای ضربتی ناوهواپیمابر نیروی تک
automatic carrier landing system سیستم کنترل فرود خودکاربرای هواپیما
high frequency carrier cable کابل کاریر فرکانس بالا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com