English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (7 milliseconds)
English Persian
contracts under seal عقد رسمی
contracts under seal عقود مصدقه عقود مبتنی بر سند رسمی
Other Matches
specified contracts عقود معینه
contracts عقود
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
cost plus contracts به حساب خرید سفارش دهنده وجز فروش سازنده به حساب می اورند
honour your contracts اوفوا بالعقود
cost plus contracts قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
special contracts عقود معینه
special contracts منظور عقودی هستند که نام و صیغه خاص و شرایط ویژه دارند
words in contracts should الفاظ عقود محمول است برمعانی عرفیه
specility contracts contract special
cost plus contracts قرارداد راس المالی
unspecified contracts عقود نامعین
contracts and orders outstanding پیمانها و درخواستهای انجام نشده
seal off محاصره کردن ممنوع الورود کردن
seal off مهروموم کردن
seal up درز گرفتن
to seal up محکم بستن
to seal up درز گرفتن کاغذ گرفتن
to seal up بطانه کردن
to a one's seal to مهر کردن
to a one's seal to مهرزدن
seal up لاک و مهر کردن
seal up مهر کردن
seal up محکم بستن
seal up کاغذ گرفتن
seal بستن چیزی بسیارمحکم به طوری که دیگرباز نشود
seal خوک ابی
seal درپوش
seal مهر کردن
seal جاذم
seal زهوار
seal اب بندی
seal بتونه
seal کاسه نمد
seal جذم کردن
seal محکم چسباندن
seal مهرزدن
seal درزگیری کردن
seal مهر و موم کردن بستن
seal صحه گذاشتن
seal نشان تضمین
seal مهر
seal گوساله ماهی
seal هوابند ابی
seal اب بند
seal اب بندی کردن
seal مهر و موم کردن مهر زدن
seal مهر وموم کردن
seal مهر و موم
seal فوک
set one's seal to مهر کردن
set one's seal to تصدیق کردن
seal up with wax مهر و موم
set one's seal to مهر یا تصدیق کردن
solomon's seal مهر سلیمان
company seal مهر شرکت
static seal واشر
water seal بوبند اب
under my hand and seal به امضا و مهر من
to set one's seal to صحه گذاشتن
to set one's seal to مهر کردن
carbon seal وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
seal of the prophets خاتم الانبیاء
to break a seal مهری رابرداشتن
chevron seal کاسه نمدی برای اب بندی یکطرفه در سیلندرهای هیدرولیکی یا نیوماتیکی
chip seal شن بخورد راه دادن
static seal لایی
wax seal بستمومی
seal one's fate کار کسی راساختن
lead seal مهر و موم یا پلمپ سربی
oil seal کاسه نمد
fur seal فوک خزدار
lead seal پلمپ
lead seal مهر سربی
labyrinth seal کاسه نمد لایبرنت
keeper of a seal مهر دار
hudson seal خز موش صحرایی امریکا
great seal مهر سلطنتی
privy seal مهر شخصی پادشاه
remove the seal from مهر چیزی را برداشتن
cup seal بوبند کاسه
seal ring انگشتر خاتم
seal ring خاتم
seal one's fate سرنوشت کسی را به بدی معلوم کردن
hair seal خوک پرموی بی گوش
seal coat روکاری
seal bars میلههای اب بندی
break seal valve شیر بست شکن
disk seal valve لامپ خلاء با الکتردهای صفحهای
deed under private seal سند عادی
mercury seal stirrer همزن با هوابند جیوهای
oil seal ring رینگ روغن
deed under private seal سند غیر مصدق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com