English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 223 (10 milliseconds)
English Persian
control کنترل کردن
control نظارت کردن تنظیم کردن
control بازرسی
control کنترل بازبینی
control کاربری
control کنترل
control نظارت
control مهار
control کنترل کردن مهار کردن
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
control فرمان
control توپزن دقیق
control نظارت و ممیزی کردن
control نظارت کردن
control بازرسی کردن
control کنترل کردن فرمان
control اختیار
control بازرسی نظارت جلوگیری
control بازدید
control واپاد
control اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
control مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
Other Matches
self control مسک نفس
self control خودداری
self control قوه خودداری
self control کف نفس
self-control خودگردانی
self-control خویشتنداری
self-control خودداری
to keep under control تحت نظارت نگه داشتن
I cant help it. It is beyond my control. دست خودم نیست
climate control کنترلدما
control towers برج مراقبت
esi control control Index ExternallySpecified کنترل با فراست
data control کنترل داده ها
colour control کنترلرنگ
control bar میلهکنترل
exchange control نظارت ارز
control box جعبهکنترل
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
centring control دکمهکنترلصفحه
error control کنترل خطا
electronic control کنترل الکترونیکی
electronic control فرمان الکترونیکی
delusion of control هذیان کنترل شدگی
electronic control تنظیم الکترونیکی
electric control کنترل الکتریکی
disaster control روش کنترل سوانح
direct control کنترل مستقیم
digital control کنترل دیجیتالی
control towers برج کنترل
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
engagement control کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
erosion control جلوگیری از فرسایش
decentralized control کنترل غیر تمرکزی
exchange control کنترل ارز
exchange control کنترل ارزی
volume control کنترل شدت صوت
fiscal control نظارت مالی
fiscal control کنترل مالی
flight control کنترل پرواز
flight control سیستم کنترل هواپیماها
flood control سیل بندی
flow control کنترل جریان
fly control برج کنترل
fly control قسمت کنترل پرواز
focusing control تنظیم تمرکز
volume control پیچ صدا
wage control کنترل دستمزد
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
fire control کنترل یا هدایت اتش
experimental control کنترل ازمایشی
external control کنترل خارجی
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
field control کنترل میدان
fighter control کنترل شکاریها
fighter control کنترل عملیات هواپیماهای جنگنده
fire control اطفاء حریق
fire control جلوگیری از اتش سوزی
fire control سیستم کنترل اتش
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
fire control کنترل اتش
fire control دستگاه کنترل اتش توپخانه
forms control کنترل فرم ها
damage control اسیب گیری
control knobs دکمهکنترل
control statement جمله کنترلی
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control station ایستگاه کنترل
control status وضعیت کنترلی
control status وضعیت کنترل اتش
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
control store انباره کنترل
control structure ساخت کنترل
control structure ساختار کنترلی
control structure ساختارکنترل
control surface سطح کنترل
control surface سطح فرمان
control slide غلتگاه کنترل
control slide کشوی کنترل
control signals علائم کنترلی
control register ثبات کنترل
control rocket راکت کوچکی که در صورت لزوم روشن شده و وضعیت یا سرعت فضاپیما را تصحیح میکند
control rod میله کنترل
control rod میله لوله یا صفحهای درهسته شناسی که حاوی موادی است که نوترونها رابسرعت جذب میکند
control section بخش کنترل
control section قسمت کنترل
control sequence ترتیب کنترل
control sheet برگ کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
control ship ناو کنترل کننده عملیات دریایی
control signal علامت کنترل
control signals سیگنالهای کنترلی
control knob دکمههایکنترل
control switch کلید فرمان
control words کلمات کنترلی
control zone منطقه کنترل هوایی
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
corrosion control جلوگیری و کنترل خوردگی
cortical control کنترل مغزی
cruise control کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
crystal control تنظیم با بلور
cursor control کنترل مکان نما
control keys کلیدهایکنترل
control deck کنترلعرشه
damage control کنترل خسارات
control word کلمه کنترل
control wheel صفحه تنظیم کننده
control wheel صفحه کنترل
control system سیستم فرمان
control system سیستم کنترل
control total جمع فیلدهای عددی برای بررسی صحت ورودی پردازش داده یا داده خروجی
control transmitter دستگاههای همگرد
control unit واحد کنترل
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
control vane تیغه متحرکی برای کنترل وضعیت و مسیر پرواز
control variable متغیر کنترل شده
control vehicle تانک نافم حرکت
control vehicle خودرونافم ستون یا نافم حرکت
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
damage control کنترل کردن خسارات
voltage control کنترل ولتاژ
linearity control نافم خطی
minor control کنترل ضعیف
minor control کنترل کم
mixture control کنترل مخلوط
monetary control کنترل پولی
monetary control نظارت پولی
motor control کنترل حرکتی
movement control کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
net control کنترل شبکه
net control ایستگاه کنترل شبکه
numerical control کنترل عددی
organization control کنترل سازمانی
sequence control کنترل ترتیب
material control کنترل مواد
sequence control کنترل ترتیبی
load control تنظیم با بار خارجی
loop control کنترل حلقه زنی
speed control کنترل سرعت
spark control نافم جرقه
span of control حوزه نظارت
magnetci control کنترل فرمان مغناطیسی
social control کنترل اجتماعی
size control کنترل اندازه
sequential control کنترل ترتیبی
manpower control کنترل نیروی انسانی
manual control کنترل دستی
sequence control کنترل متوالی
output control تنظیم انرژی خروجی
peaking control نافم اوج دهندگی
process control کنترل فرایند
ride control سیستم کنترل ایرودینامیکی اتوماتیک که شتاب قائم ناشی از تندبادها را کاهش میدهد
reverse control کنترل معکوس
production control کنترل تولید
program control کنترل برنامه
project control کنترل پروژه
regeneration control فرمان واکنشی
reactor control کنترل راکتور
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
radio control دستگاه کنترل بی سیم
quantity control کنترل کمیت
process control بررسی فرایند
process control کنترل فرایندها
radio control فرمان رادیویی
salinity control نمکزدایی
rocket control کنترل موشک
phase control تنظیم با تغییر فاز
phase control پیچ فاز
pitch control کنترل گام ملخ
pitch control کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
pitch control کنترل سیستم مرکب درهلیکوپتر
position control پیچ مرکز گذار
positive control کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
riot control کنترل شورش عملیات ضد اغتشاش
price control کنترل قیمت
riot control کنترل اغتشاشات
rack control نوعی کنترل پروازی غیر دستی
framing control پیچ تنظیم تصویر
traffic control کنترل عبور و مرور
hold control نافم همزمانی
horizontal control کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
tone control پیچ اهنگ
till control تنظیم با تغییر اوج
hue control پیچ فام
shading control پیچ فام
ignition control کنترل احتراق
image control کنترل تصویر
indirect control کنترل غیرمستقیم
input control کنترل ورودی
tactical control کنترل تاکتیکی
traffic control کنترل ترافیک
traffic control کنترل امد و رفت درجاده یا باند پرواز
frequency control کنترل فرکانس
visual control کنترل دید
vertical control کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
geodetic control نقاط کنترل ژئودزی
geodetic control نقاط کنترل نقشه برداری عمومی
government control نظارت دولتی
government control کنترل دولتی
grid control کنترل شبکه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com