English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
control memory حافظه کنترل
control memory حافظه کنترلی
Search result with all words
control read only memory حافظه فقط خواندنی کنترلی
Other Matches
immediate memory حافظه فوری
memory فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
memory حافظه دستگاه کامپیوتر
in memory of <idiom> به صورت رایگان
memory یادگار یاد بود
memory یاد
memory خاطره
to the memory of به یادبود
memory حافظه
within living memory تا انجا که مردمان زنده
cryogenic memory رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
within living memory به یاد دارند
memory map نگاشت حافظه
add in memory اضافه کردن به حافظه
memory management مدیریت حافظه
memory location محل حافظه
memory location مکان حافظه
memory interleaving برگ برگ کردن حافظه جایگذاری حافظه
memory image تصویر یاد
memory illusion خطای یاد
upper memory کیلو بایت از حافظه قرار گرفته بین حدود کیلوبایت و مگابایت . حافظه بیشتر بعد از حافظه معمول کیلوبایت است و قبل از حدود مگابایت
cryogenic memory استفاده از خصوصیات هدایت مواد
memory map طرح یا نقشه حافظه
commit to memory حفظ کردن
memory mapped i/o ورودی- خروجی نگاشت حافظه
volatile memory حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
volatile memory حافظه فرار
memory mapping نقشه حافظه
constructive memory حافظه سازا
virtual memory حافظه مجازی
memory hierarchy سلسله مراتب حافظه
memory guard نگهبان حافظه
memory cycle چرخه حافظه
memory button دکمهحافظ
memory cancel پاککردنحافظه
memory key کلیدحافظه
memory recall دوبارهخوانیحافظه
bubble memory روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
bubble memory سرعت بالا و حافظه متحرک
bubble memory مین فرفیت بالا
bubble memory حافظه حبابی
shared memory حافظه تسهیم شده
dynamic memory حافظه پویا
EDO memory MEMORY OUTPUT DATA EXTENDED
EDO memory فن آوری حافظه که حاوی پیشرفت بهتری است و می انواند داده را از محلی از حافظه پیدا کند و بخواند بایک عمل . و نیز میتواند آخرین قطعه داده را که در حافظه ذخیره شده بود در حافظه پنهان آماده خواندن از حافظه است
EDO memory ذخیره کند
buffer memory حافظه میانیگر
bytewide memory بایت ادرس پذیر در حافظه اصلی
memory for digits حافظه عددی
memory dump رونوشت ازحافظه
memory dump روگرفت حافظه
memory drum گردونه یاد
memory dependent متکی به حافظه
memory dependent وابسته حافظه
cache memory یک حافظه کوچک و بسیارسریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات میباشد حافظه پنهان
cache memory فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
cache memory بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
cache memory بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
cache memory مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory حافظه پنهانی
disk memory حافظه دیسک
eidetic memory یاد روشن
memory mapping نگاشت حافظه
regenerative memory عملیات خواندن که به طور خودکار داده را تولید میکند و در حافظه می نویسد
screw to the memory بذهن سپردن
search memory حافظه جستجو
secondary memory حافظه ثانویه
read mostly memory حافظه بیشتر خواندنی
racial memory حافظه نژادی
semiconductor memory حافظه نیمه هادی
semiconductor memory حافظه نیمه رسانا
programmable memory حافظه برنامه پذیر
photodigital memory خواندن چند بار
shadow memory جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
shadow memory محلهای حافظه مکرر که با کد مخصوص قابل دستیابی است
shadow memory حافظه ثانوی موقت
screen memory خاطره پوشان
scratchpad memory حافظه چرکنویس
regenerative memory رسانه ذخیره سازی که باید محتوای آن مرتباگ تنظیم شود تا محتوایش باقی بماند
regenerative memory حافظه باز زا
regenerative memory حافظه احیاء کننده
remote memory حافظه دور
real memory حافظه واقعی
real memory حافظه حقیقی
real memory حافظه فیزیکی موجود که توسط CPU قابل آدرس دهی است
rotating memory حافظه چرخشی
read only memory حافظه فقط خواندنی
scratchpad memory حافظه چرکنویسی
recent memory حافظه نزدیک
shadow memory شبه حافظه
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
memory module ماژول حافظه پیمانه حافظه
memory module واحد حافظه
conventional memory در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional memory این فضای حافظه مستقیماگ توسط DOS-MS قابل کنترل است و محلی است که بیشتر برنامههای بار شده برای اجرا آنجا هستند
coordinate memory حافظه مختصاتی
to commit to memory ازبرکردن
to escape one's memory از خاطر رفتن
core memory حافظه چنبرهای
to stamp on the memory ذهنی کردن
to stamp on the memory در ذهن منقوش ساختن
core memory حافظه هستهای
memory moard برد حافظه
memory port درگاه حافظه
memory protection حفافت حافظه
passive memory حافظه منفعل
optical memory حافظه نوری
one level memory حافظه یک سطحی
stack memory حافظه پشتهای
static memory حافظه ایستا
memory word کلمه حافظه
memory trace رد یاد
memory span فراخنای یاد
memory sniffing ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش
memory snapshot تصویر لحظهای حافظه
memory register ثبات حافظه
memory protection پشتیبانی ازحافظه
memory map نقشه حافظه
to fail [memory] درماندن [حافظه یا خاطره]
computer memory حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
main memory حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
primary memory حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
acoustic memory حافظه صوتی
primary memory حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
expanded memory حافظه گسترشی
alterable memory حافظه اصلاح پذیر
alterable memory حافظه تغییرپذیر
memory management مدیریت حافظه [علوم کامپیوتر]
computer memory حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
main memory حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
addressed memory حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
extended memory حافظه توسعه یافته
refresh memory واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
in memory of blessedmemory خدابیامرز
incidental memory حافظه اتفاقی
interleave memory حافظه جاگذاری
low memory فضای حافظه تا چند کیلوبایت
laser memory حافظه لیزری
it escaped my memory یادم رفت
internal memory بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
magnetic memory حافظه مغناطیسی
in memory of blessedmemory بیادگار مرحوم
mass memory حافظه انبوه
addressed memory حافظه خواندن،نوشتن [علوم کامپیوتر]
extended memory حافظه تمدیدی
external memory حافظه خارجی
main memory حافظه اصلی
in memory of blessedmemory بیاد
internal memory حافظه داخلی
as memory serves هر وقت بیاد انسان بیاید
To revive a memory. خاطره ای رازنده کردن
memory allocation اختصاص حافظه
auxiliary memory حافظ کمکی
memory afterimage رد تصویر یاد
associative memory حافظه شرکت پذیر
I can recite from memory. می توانم از حفظ بخوانم
auxiliary memory حافظه کمکی
memory bandwidth پهنای باند حافظه
base memory حافظه پایه
subtract from memory دکمهکمکنندهازحافظه
memory chip تراشه حافظه
memory cell سلول حافظه
memory capacity گنجایش حافظه
memory cache حافظه پنهان
memory bank بانک حافظه
associative memory حافظه تداعی
memory address ادرس حافظه
associative memory حافظه انجمنی
to fail [memory] وا ماندن [حافظه یا خاطره]
memory address نشانی حافظه
magnetic drum memory حافظه با درام مغناطیسی
memory recall key کلیدضبطدوبارهحافظه
paged memory management مدیریت حافظه صفحه بندی شده
photo optic memory حافظه نوری
expanded memory system ابزاری که حافظه اضافی در IBM PC قرار دارد را مدیریت میکند و برای برنامه ها آماده استفاده می سازد
magnetic disk memory حافظه با دیسک مغناطیسی
magnetic tape memory حافظه نوار مغناطیسی
memory access time مدت دستیابی به حافظه
memory management program برنامه مدیریت حافظه
expanded memory system کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
short term memory حافظه کوتاه مدت
magnetic core memory حافظه چنبرهای مغناطیسی
to refresh [jog] your memory خاطره خود را تازه کردن [ که دوباره یادشان بیاید]
random access memory حافظه با دستیابی تصادفی حافظه دستیابی مستقیم
fusible read only memory MORP که از ماتریسی از اتصالات موجود تشکیل شده که به طور انتخابی به برنامه وصل می شوند
programmable read only memory حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
stitch pattern memory حافظهبافتودوخت
plated wire memory حافظه سیمی اندوده
serial access memory حافظه با دستیابی پیاپی
quick access memory حافظه دستیابی سریع
long term memory حافطه دراز مدت
magnetic film memory حافظه با فیلم مغناطیسی
magnetic bubble memory حافظه حبابی مغناطیسی
magnetic matrix memory حافظه ماتریس مغناطیسی
read/write memory حافظه خواندنی / نوشتنی
Random-access memory حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
Random-access memory حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
to give one's memory a prod حافظه خودر رانگیختن
Random-access memory رم کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
memory mapped video نگاشت صفحه حافظه به فضایی در حافظه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com