Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English
Persian
controlled airspace
فضای هوایی کنترل شده
controlled airspace
قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
Other Matches
airspace
فضای هوایی
airspace
منطقه عمل هوایی
airspace
حجم اتمسفر محدود بین سطح ارتفاع معین و زمین
to close airspace
مسدود کردن فضای هوایی
airspace
[over a country]
فضای هوایی
[در کشوری]
airspace control
کنترل کردن فضای هوایی
to close airspace
محصورکردن فضای هوایی
airspace reservation
منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
airspace control
کنترل فضای هوایی
airspace restricted area
منطقه پرواز محدود
airspace restricted area
منطقه محدودیت پرواز
airspace warning area
منطقه اعلام خطر هوایی
airspace prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
self-controlled
خوددار
controlled
کنترل شده
controlled
مهار شده
self controlled
خوددار
controlled mosaic
موزاییک کنترل شده
controlled inventory
موادکنترل شده اقلام بررسی شده
controlled mosaic
موزاییک تنظیم شده
controlled net
شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
controlled passing
عبور کنترل شده
controlled passing
عبور ومرور کنترل شده
controlled pattern
بارریزی کنترل شده هوایی بارریزی با استفاده ازگسترش معین چترها
controlled port
بندر نظامی کنترل شده
controlled port
بندرکنترل شده
controlled rectifier
یکسوکننده تنظیم پذیر
controlled reprisal
انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
controlled sampling
نمونه گیری کنترل شده
controlled war
جنگ محدود
controlled war
جنگ پیش تنظیم
display controlled
نمایش منطقه در روی صفحه رادار راداری که تصویر ان مستقیما نشان داده میشود
radio-controlled
وسیلهایکهبوسیلهسیگنالهایرادیوییکارکند
remote-controlled
دستگاهکنترلازراهدور
controlled inventory
اقلام ذخیره کنترل شده
controlled interception
رهگیری کنترل شده
controlled fragmentation
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
controlled atmosphere
جو واپاده
controlled atmosphere
اتمسفر کنترل شده
controlled atmosphere
گاز محافظ
controlled area
منطقه کنترل شده
controlled area
منطقه ممنوعه
controlled variable
متغیر کنترل شده
close controlled
رهگیری بروش کنترل نزدیک
close controlled
همکاری نزدیک
controlled atmosphere
هواسپهر واپاده
controlled burning
اتش زنی کنترل شده
controlled burning
اتش زنی واپاده
controlled environment
محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
controlled effects
جنگ افزارهای با اثرات کنترل شده
controlled effects
اثرات کنترل شده
controlled economy
اقتصادارشادی
controlled exercise
مانور کنترل شده
controlled exercise
تمرین کنترل شده
controlled economy
اقتصاد تحت کنترل
controlled company
شرکتی که تحت کنترل شرکتی باشد
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
controlled access road
راه با ورودی محدود
remote-controlled points
نقطهکنترلازراهدور
automatically-controlled door
درکنترلخودکار
solenoid controlled valve
سوپاپ الکترومغناطیسی
silicon controlled restifier
یکسو کننده کنترل شده سیلیکانی
controlled thermonuclear reaction
جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
controlled stick steering
دسته دنده خودکار
controlled stick steering
دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
raven's controlled projection test
ازمون فرافکنی کنترل شده ریون
broadcast controlled air interception
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions
این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com