English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (4 milliseconds)
English Persian
controlling his passions صائنا لنفسه
Other Matches
passions نفس
to indulge one's passions پیروی از هواو هوس کردن خوش گذرانی کردن
to govern one's passions خود داری کردن
to gratify ones passions شهوت رانی کردن
to gratify ones passions هرزگی کردن
controlling کنترل کردن فرمان
controlling اختیار
controlling بازرسی نظارت جلوگیری
controlling بازدید
controlling واپاد
controlling اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controlling مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
controlling بازرسی کردن
controlling نظارت کردن
controlling نظارت کردن تنظیم کردن
controlling بازرسی
controlling کنترل بازبینی
controlling کاربری
controlling کنترل
controlling نظارت
controlling مهار
controlling کنترل کردن مهار کردن
controlling نظارت و ممیزی کردن
controlling توپزن دقیق
controlling فرمان
controlling وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling کنترل کردن
controlling company holdingcompany
controlling company موسسهای که یک یا چندموسسه دیگر را تحت کنترل یاتملک داشته باشد paterncompany
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com