English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
copying press منگنه سوادبرداری
Other Matches
copying رونویس کردن
copying استنساخ کردن
copying نمونه ساختن
copying سواد
copying رونوشت
copying بدل سازی کردن
copying نسخه
copying کپیه کردن رونویسی کردن
copying نگهبان مخابراتی
copying پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying کپیه
copying دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copying نسخه برداری
copying کپی
copying تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copying نمونه
copying کپی برداری
copying جلد
disk copying نسخه برداری از دیسک
copying test ازمون نسخه برداری
copying test ازمون رونویسی
copying ink مرکب کپیه
press فشار
to press up با فشار بالابردن
to press up سوی بالافشار دادن
in the press زیر چاپ
press-up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
in the press تحت طبع
press عامل موثر
press up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press فشردن زور دادن
press تاکتیک دفاعی فشرده
press دستگاه فشار
press ماشین فشار
press ازدحام
press دادن
press چاپ فشار
press دستگاه پرس
press ازدحام کردن اتوزدن
press جمعیت
press ماشین چاپ
press مطبعه
press مطبوعات جراید
press وارداوردن
press قاب راکت تنیس
press بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
press چاپ
press قفسه
press فشار دادن با انگشتان
press فشاراوردن
press عصاره گرفتن
press مطبوعات
press فشار دادن
press له کردن
press فشردن
press فشار روی دفاع
press key تکمه فشاری
press hot فشردن گرم
press law قانون مطبوعات
press mark علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
press part بخش فشرده
press vice منگنه
punch press پرس منگنه
punching press پرس سوراخ کننده
rolling press الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
screw press قید
press gallery لژ نمایندگان مطبوعات
press gallery جای ویژه مخبرین جراید درمجلس
power press پرس
moulding press منگنه
need press theory نظریه نیاز- فشار
oil press چرخ روغن گیری
oil press دستگاه عصاری
percussion press پرس ضربهای
plate press پرس صفحه باتری
pneumatic press پرس بادی
press agent مامور اگهی و تبلیغ
press attache وابسته مطبوعاتی
press bed بخش زیرین پرس
press board مقوای فشرده
press brake پرس خمشی
press campaign مبارزه مطبوعاتی
press cast ریختن تحت فشار
press casting ریخته گری فشاری
press fit پرس شده
liberty of the press ازادی مطبوعات
screw press منگنه
press chamber حفرهفشار
press wheel چرخفشار
press corps گروهیازخبرنگارانکهباهمکارمیکنند
press cutting برش دهنده فشاری
press officer سخنگوییکارگانیاموسسه
stop press خبریابخشیکهپسازچاپسایرقسمتهایروزنامهچاپشود
To press ones luck . لگد به بخت خود زدن
to press charges against someone ازکسی قانونی شکایت کردن [کسی را متهم کردن]
in the press conference در مصاحبه مطبوعاتی
yellow press مطبوعات جنجالی
to press ahead with با زور ادامه دادن
press bar دستهفشار
pollen press فشارگرده
lithographic press چاپزغالی
sewing press ماشین کتابدوزی
solids press down دج ها سوی پایین فشار می اورند
solids press down اجسام جامد سوی
straightening press پرس مستقیم کنی
tiger press حرکت از بالانس ساق دست به روی کف دست
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
to press back با فشار عقب بردن
to press for an answer با صرار یا فشار پاسخ خواستن
to press the button دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
to send to the press برای چاپ فرستادن
treadle press ماشین چاپ پایی
wine press چرخشت
etching press ماشینچاپقلمزن
garlic press سیرخودکن
press report گزارش خبری
printing press ماشین چاپ
baling press پرس متعادل
bench press پرس میزی
briquetting press پرس متعادل یا بالینگ پرس
c frame press پرس با قالب "سی " شکل
cabbaging press پرس هیدرولیک
clothes press گنجه جا رختی
crank press پرس کششی اهرم
cutting press پرس قطع کننده [مهندسی]
clean and press حرکت پرس وزنه برداری
die press فشردن
drawing press پرس کششی
drill press متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
baling press بالینگ پرس
press conferences مصاحبه مطبوعاتی
press conference مصاحبه مطبوعاتی
press release مطلب مطبوعاتی
press releases مطلب مطبوعاتی
gutter press نگارش هایامطبوعات پست
press-ups از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press box لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press gang دسته مامور جلب مشمولین
press gangs دسته مامور جلب مشمولین
press-gang دسته مامور جلب مشمولین
press-ganged دسته مامور جلب مشمولین
press-ganging دسته مامور جلب مشمولین
press-gangs دسته مامور جلب مشمولین
drill press دستگاه مته
mechanical press پرس
letter press نوشته وابسته به عکسها
hot press پرس کردن گرم
hydrostatic press منگنه ابی
hot press مهره
hot press منگنه ماشین اهار
hot press مهره کشیدن
hot press جلادادن
freedom of the press ازادی مطبوعات
freedom of the press ازادی نگارش
hot press برق انداختن
hot press اهار زدن
forging press پرس چکش کاری
folding press پرس خم کاری
letter press مواد چاپی
legg press تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
extrusion press اشترانق پرسه
drop press پتک خودکار اهنگری
hydraulic press پرس هیدرولیکی
filter press صافی فشاری
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
column screw press پرس پیچی ستونی
drop forging press پرس اهنگری حدیدهای
pressing: standing press پایهفشار
power press extrusion طریقه اشترانق پرس
multi stage press پرس چند طبقه
i gave it a slight press انرا کمی فشار دادم
Press the elevator button. تکمه آسانسور رافشار بدهید
press (push) one's luck <idiom> به شانس بستگی داد
hand screw press پرس پیحی دستی
beam bending press پرس خم کننده میله
gap frame press پرس "سی " شکل
stretch press die قالب انبساطی
die stamping press پرس حدیده
die stamping press پرس قالب گیری حدیدهای
double accentric press پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
rotating table press پرس مدور
double action press پرس دو واکنشی
drill press vise گیره ماشینی
press of sail or canvas بادبان بفراخور باد
the press of modern life فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
dial feed press پرس میزی گردان
to correct yhe press چیز چاپ شده غلط گیری کردن
press cast process فرایند ریخته گری فشاری
dial feed press پرس رولور
concrete tile press پرس صفحهای بتن
press campaingn or stunt مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
press of sail or canvas ان مقداربادبان که باد اجازه دهد
press copy book دفتر کپیه
vincent friction screw press پرس وینسنت
four column friction screw press پرس اصطکاکی چهار ستونی
double action drawing press پرس کششی دوکاره
double action cam drawing press پرس کششی دو واکنشی
to push your luck [British English] to press your luck [American English] زیاده روی کردن [شورکاری را در آوردن] [اصطلاح مجازی]
backing: backing press پرسپشتیبان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com