English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
English Persian
cost plus a fixed fee هزینه بعلاوه حق الزحمه ثابت
Search result with all words
average fixed cost هزینه ثابت متوسط
fixed cost هزینه ثابت و معین
fixed cost curve منحنی هزینه ثابت
total fixed cost کل هزینه ثابت
Other Matches
well fixed پولدار
well fixed دارا
well fixed خوب تثبیت شده
fixed ماندنی مقطوع
fixed ثابت شده
fixed معین
I'll get you all fixed up. همه چیز را برایتان درست وروبراه خواهم کرد
fixed ثابت
fixed مقطوع
fixed ماندنی
fixed قطعی
well fixed ثروتمند
fixed گیردار
fixed beam تیر دوسر گیردار
fixed condenser خازن ثابت
fixed beam تیر دو سر گیردار
fixed beam تیر گیردار
fixed capacitor خازن ثابت
fixed budget بودجه ثابت
fixed bridge پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
fixed head با نوک ثابت
fixed bridge پل ثابت
fixed capital سرمایه ثابت
fixed casement قاب ثابت
fixed echo انعکاس ثابت روی صفحه رادار
fixed echo اکوی ثابت
fixed disk دیسک ثابت
fixed davit davit gantrytype : syn
fixed davit جرثقیل ثابت
fixed davit قایق بالابر ثابت
fixed costs هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
fixed price قیمت ثابت
fixed costs هزینههای سرمایهای
fixed costs هزینههای ثابت
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
fixed beam تیر ثابت
fixed spool قسمت ثابت قرقره ماهیگیری
fixed star ستاره ثابت
fixed star ثوابت
fixed stars ثوابت
fixed round فشنگ ثابت
fixed stock مالک انحصاری سهام
fixed storage انباره ثابت
fixed storage حافظه ثابت
fixed supply عرضه ثابت
fixed supply ذخیره معین کالای فاسد شدنی
fixed support تکیه گاه گیردار
fixed support بردگاه گیردار
fixed system توزیع ثابت اب
fixed spacing فاصله دهی ثابت
fixed shell گلوله متصل
fixed assets دارائیهای ثابت
fixed assets درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
fixed assets داراییهای ثابت
fixed asset دارائی ثابت
fixed area ناحیه ثابت
fixed ammunition مهمات ثابت
fixed property اموال غیر منقول
fixed property سرمایه ثابت
fixed radix با مبنای ثابت
fixed resources منابع ثابت
fixed reticle عدسی ثابت دوربین
fixed reticle تار موی ثابت زاویه یاب
fixed round فشنگ کامل
fixed weight وزن ثابت
fixed wing بال ثابت
fixed light چراغ ثابت
fixed length با درازای ثابت
fixed investment سرمایه گذاری ثابت
fixed inputs منابع ثابت
fixed inputs نهادههای ثابت
fixed income درامد ثابت
Price are fixed here . دراینجا قیمتها ثابت هستند
fixed idea تعصب
fixed winglet بالچهثابت
fixed material مواد پایدار
we fixed in the town در شهر ماندیم
fixed pivot لولای ثابت
fixed-wing هواپیمای بال ثابت
fixed portion فرض
fixed portion سهام معینه
fixed wing هواپیمای بال ثابت
fixed point نقطه ثابت
fixed point با ممیز ثابت
fixed point ممیز ثابت
fixed pivot محور ثابت چرخش یکانها نفر لولا برای گردش یکانها
fixed platform سکویثابت
fixed jaw اهرم ثابت
fixed idea فکریکه درذهن فرورفته وماندنی شده است
fixed geometry هواپیمایی با بال ثابت
carbon fixed کربن ثابت
carbon fixed ذغال ثابت
fixed-wing بال ثابت
fixed fire اتش نشان شده
fixed fire اتش متمرکز
fixed factor عوامل تولید ثابت
fixed field میدان ثابت
fixed factor عوامل ثابت تولید
fixed format قابل ثابت
fixed ersistor مقاومت ثابت
fixed blade تیغهثابت
fixed bayonet سرنیزهثابت
fixed base پایهثابت
fixed arch طاقثابت
fixed point operation عملکرد با ممیز ثابت
heirs having fixed shares ذوالفرائض
fixed point number عدد با ممیز ثابت
fixed point notation = نمایش عدد که محل ارقام و نقط ه اعشاری را در کامپیوتر نگه می دارد تا بیشترین تعداد اعداد قابل مدیریت را محدود کند
fixed point notation = قوانین و روشهای ریاضی با استفاده از اعداد اعشاری
fixed time call مکالمه در زمان معین و ثابت
fixed point part جزء کسری
fixed term deposit سپرده ثابت
fixed post system سیستم پاسگاه ثابت
fixed exchange rate نرخ ثابت ارز
fixed post system سیستم پستهای نگهبانی ثابت
fixed wheel gate دریچه قرقرهای با محورثابت
fixed wing aircraft هواپیما با بال ثابت
fixed word length کلمه با طول ثابت
fixed end moment لنگر گیرداری
fixed point representation نمایش ممیز ثابت
fixed point notation نشان گذاری با ممیز ثابت
fixed point arithmetic حساب ممیز ثابت
fixed interval schedule برنامه فاصلهای ثابت
fixed length record رکورد باطول ثابت
fixed length record رکورد با درازای ثابت
fixed length record مدرک با درازای ثابت
fixed head disk گرده با نوک ثابت
fixed head disk دیسک با نوک ثابت
fixed input coefficients ضریب نهادههای ثابت
fixed ground water اب زیرزمینی ماندگار
fixed production coefficients ضرایب تولید ثابت
fixed size records رکوردهای با اندازه ثابت
fixed share of an heir فرض در ارث
fixed selling price قیمت ثابت فروش
fixed roller gate دریچه چرخ قرقرهای ثابت
fixed pitch propeller ملخ با گام ثابت
fixed ratio schedule برنامه نسبتی ثابت
fixed numeric format قالب عددی ثابت
fixed program computer computer program wired
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
fixed disk [American E] دیسک سخت [رایانه شناسی]
moment at fixed ends لنگر سر گیردار تیر
fixed distance marking خطمقطعثابت
fixed disc [British E] دیسک سخت [رایانه شناسی]
fixed-roof tank سقفثابتمخزن
fixed bed polymerization بسپارش در بستر ثابت
fixed-gear bicycle دوچرخه دنده ثابت [بدون چرخ آزاد]
net fixed investment سرمایه گذاری ثابت خالص
fixed slab buttress dam سد با پشتبند ثابت
fixed word length computer کامپیوتر با طول کلمه ثابت
fixed center turret lathe ماشین تراش با مرکز ثابت
duplex fixed bed miller دستگاه فرز دوبل
fixed head disk unit واحد دیسک با هد ثابت
to ones cost به ضرر یا زیان خود شخص
first cost هزینه اولیه
at any cost بهر قیمت
overall cost هزینه کل
cost خرج
to one's cost به ضرر یا زیان خود شخص
cost هزینه بهاگذاری کردن
cost ارزش
cost هزینه
cost ارزیدن هزینه
cost قیمت داشتن ارزش داشتن
cost قیمت
cost قیمت گذاری کردن
cost ارزیدن تمام شدن
cost بها
cost plus براساس قیمت تجارتی
least cost حداقل هزینه
cost plus هزینه باضافه حق الزحمه
cost in use هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
cost plus بعلاوه سود معینی
cost plus اضافه بر بهای تمام شده
maintenance cost ارزش نگهداری
maintenance cost هزینه نگهداری
living cost هزینه زندگی
At the price of. At the cost of . به قیمت
least cost design بهترین روش استفاده از حافظه به کمک فضا یا قط عات
least cost combination ترکیب حداقل هزینه
How much does an ad per line cost? هر خط یک آگهی چقدراست؟
user cost هزینه استعمال
cost-effective هزینه کاه
user cost هزینه استفاده
value cost contract پیمان بستن با قیمتهای پایه
variable cost هزینه متغیر
manufacture cost ارزش ساخت
cost-effective سودآور
cost-effective مقرون به صرفه
initial cost هزینه اولیه
unit cost هزینه هر واحداز کالا
cost-effective کارآمد هزینه
packaging cost هزینه بسته بندی
incremental cost هزینه نهائی
increasing cost هزینههای صعودی
increasing cost هزینههای فزاینده
fluxway cost هزینه تهیه مدار اکتشافی مین
free of cost مجانی
free of cost مفت
incremental cost هزینه نهایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com