English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (8 milliseconds)
English Persian
council chamber انجمن گاه
Other Matches
council شورا
council هیات
council کنکاشگاه
council شورا مجلس
council انجمن
council مشاوره
council of ministers هیات وزرا
cabinet council جلسه هیات وزیران
the king in council شورای دولتی باحضوراعلیحضرت
council of physicians شورای پزشکی
appoint as one's council وکالت دادن
bar council هیات مدیره کانون وکلا
council ot ministers هیئت وزراء
council ofwar شورای نظامی
council of physicians شورای پزشکان
borough council انجمن ده
council ofwar شورای جنگ
council of ministers هیات وزیران
council of europe ن پیوستند
security council شورای حفافتی یکان
security council یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
security council شورای امنیت
security council شورای امنیت سازمان ملل متحد
council of ministers شورای وزیران
town council انجمن شهر
town council انجمن شهرداری
council of entent شورای حسن تفاهم
council of entent متشکل از جمهوریهای افریقایی داهومی
council of entent ساحل عاج نیجریه و ولتای علیا
appoint as one's council وکیل کردن
municipal council انجمن شهرداری
order in council تصویب نامه دولتی
order in council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
nordic council فنلاند و نروژ که هدف ان بسط همکاریهای کشورهای اسکاندیناوی درشئون مختلف است
international council education in forcomputers
international council شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
nordic council سوئد ایسلند
nordic council شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
parish council شورای محلی
nordic council شورای شمالی
legislative council هیئت عالی مقننه در انگلیس مجلس مقننه
municipal council انجمن شهر
guardian council شورای نگهبان
council of war شورای جنگ
council of war شورای نظامی
economic council شورای اقتصادی
Privy Council هیات مشاورین سلطنتی
county council سازماننافر
federal council مجلس متحده
federal council مجلس دولت متحده
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
rural district council انجمن محلی زراعی
column research council شورای تحقیق بر ستونها
economic and social council شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
council of economic advisers شورای مشاوران اقتصادی
economic and social council به نیابت از طرف مجمع عمومی است
election supervisor council انجمن نظارت بر انتخابات
election supervisory council انجمن نظارت بر انتخابات
executive council [of a political party] مجلس اجرائی [سیاست]
executive council [of a political party] شورای مجریه [سیاست]
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there. شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
chamber تالار
chamber جا دادن
chamber اطاق خرج
chamber خزانه لوله
chamber جان لوله حفره
chamber خوابگاه
chamber حفره
chamber محفظه
chamber خزانه فشنگ در اسلحه
chamber اپارتمان در اطاق قرار دادن
chamber دفترکار
chamber فشنگ خوریاخزانه
chamber خان
chamber اتاق خواب خوابگاه
chamber اطاق
chamber حجره
chamber اتاق
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
bell-chamber [اتاقی با یک یا چند ناقوس بزرگ در قاب]
powder chamber حفرهگرد
plenum chamber محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
ante-chamber اتاق انتظار
mixing chamber روزنهآمیزش
star chamber دادگاه عالی مدنی وجنایی
specimen chamber اتاقکنمونه
pneumatic chamber اتاقک فشارسنج
presence chamber اطاق بار یا پذیرایی
chamber orchestras ارکستر مجلسی
chamber orchestra ارکستر مجلسی
chamber music موسیقی مجلسی
vacuum chamber اتاق خلاء
turbolence chamber اطاق جریان گردابی
regenerative chamber اطاقک رژنراتیو
rescue chamber اطاقک نجات زیردریایی
surge chamber مخزن تعادل
starting chamber محفظه استارت
cartridge chamber گلولهفشنگ
expansion chamber دریچهانبساط
firing chamber حفرهسوخت
presence chamber بار گاه
reaction chamber محفظه فعل و انفعال
reaction chamber اطاق واکنش
pulp chamber حفرهمغزی
press chamber حفرهفشار
posterior chamber حفرهپسین
photographic chamber اتاقکعکاسی
magma chamber ماگما
lock-chamber منفذقفل
star chamber جابرانه وسری
gas chamber اطاق خرج
chamber counsel وکیل مشاور
chamber furnace کوره محفظه دار
chamber maid کلفت
chamber maid کنیز
chamber maid خادمه
chamber of commerce اطاق بازرگانی
chamber of commerce اطاق تجارت
chamber of commerce اتاق بازرگانی
chamber of commerce اتاق تجارت
gas chamber محفظه اعدام با گاز
chamber of commerce اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
chamber of deputies مجلس نمایندگان
chamber counsel مشاورحقوقی
buffer chamber جان لوله محفظه ضربت گیر محفظه دافع
gas chamber محفظه باروت
guest chamber اطاق مهمان
chamber pot لگن
chamber pots لگن
gas chamber اطاق گاز
air chamber مخزن هوا
air chamber محفظه هوا
bed chamber خوابگاه
bed chamber شبستان
breech chamber محفظه خرج انفجار
bride chamber حجله
bubble chamber اتاقک حباب
buffer chamber اطاق خرج
chamber of shipping اتاق کشتیرانی
chamber of shipping انجمن صاحبان کشتی
ionization chamber اتاقک یونش
ion chamber اتاقک یون
anterior chamber حفرهپیشین
drying chamber اطاق مخصوص خشک کردن
ion chamber اتاقک یونش
dumb chamber اطاق بی روزنه
exhaust chamber اطاقک خروجی
grit chamber اطاق اخال گیری
heating chamber اطاق گرمکن
ionization chamber اتاقک یون
intake chamber محفظه ورودی
chamber of trade اتاق بازرگانی
chamber of trade اتاق تجارت
checker chamber اطاقک مشبک
cloud chamber اتاقک ابر
lethal chamber اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
coking chamber اطاقک کک سازی
combustion chamber اطاق انفجار
combustion chamber اطاق خرج
combustion chamber محفظه احتراق
cooling chamber اطاقک سرد کننده
tile drying chamber اطاق هشت کاشی
international chamber of commerce اتاق بازرگانی بین المللی
multi chamber klin کوره چند محفظهای
gate chamber wall جایگاه حرکت دریچه
cloud chamber effect اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
annular combustion chamber حلقهمخزنسوخت
lead chamber process فرایند اتاق سربی
differential ionization chamber اتاقک یونش تفاضلی
film cassette chamber محلقرارگیریفیلم
precombustion chamber engine موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
double chamber type tunnel klin بوته ی نوع تونلی دو اطاقکی
double chamber type tunnel klin کوره تونلی دو محفظهای
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com